شمارهٔ ۴۵۰
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از احساسات عمیق خود نسبت به معشوقش سخن میگوید. او اگرچه از یاری معشوق بینصیب است، اما امید به وصالش را از دست نمیدهد. شاعر با اشتیاق و اندوه شبها را به فریاد و ناله میگذراند و از غم معشوقش دلش به درد آمده است. او به کسانی که او را از عشق معشوقش منع میکنند، بیتوجهی میکند و در قلبش وفا و محبت به او را حفظ میکند. در نهایت، شاعر نشان میدهد که فراق و دوری از معشوقش او را به شدت آزار میدهد، اما عشقش به او پایدار است.
ترا اگر چه فراغت بود ز یاری منبریده نیست ز وصلت امیدواری من
هوش مصنوعی: اگر چه از محبت و همراهی من رهایی یافتی، اما امید من به وصالت همچنان قطع نشده است.
از آرزوی تو در خاک و خون همی گردمبیا و عزت خود باز بین و خواری من
هوش مصنوعی: من به خاطر آرزوی تو همچون خاک و خون میگردم، بیا و ارزش والای خودت را ببین و به ذلت من توجهی نکن.
در اشتیاق تو شبها چنان بنالیدمکه خسته شد دل شب از فغان و زاری من
هوش مصنوعی: در انتظار تو، شبها به قدری ناله و زاری کردم که دل شب هم از صدای من خسته شد.
غم تو خوردم و خون شد دلم جزاک اللهکه خوش قیام نمودی بغمگساری من
هوش مصنوعی: من به خاطر غم تو ناراحت شدم و دلم به درد آمد. خداوند تو را پاداش نیکو دهد که در مقابل غمهای من، اینگونه با وقار و استقامت ظاهر شدی.
مرا غم تو بباطل همی کشد، چه شوداگر برآری دستی بحق گزاری من
هوش مصنوعی: غم و اندوه تو مرا حتی به بیدلی میکشاند، چه مشکلی دارد اگر دستی به حق برآوری و به من کمک کنی؟
ز صبر و عقل درین وقت شکرها دارمکه در فراق تو چون می کنند یاری من
هوش مصنوعی: در این لحظه، بخاطر صبر و دانشی که دارم، شکرگزارم. زیرا در دوری تو، مثل دیگران، نمیتوانند به من کمک کنند.
جماعتی که مرا منع می کنند از توببین قساوت ایشان و بردباری من
هوش مصنوعی: به گروهی که مرا از سمتی دور میکنند، نگاه کن تا ببینی چقدر بیرحم و سختدل هستند، و در مقابل من چقدر صبر و تحمل دارم.
فسرده طبع نداند که از سر سوزستچو شمع در غم عشق تو پایداری من
هوش مصنوعی: طبع خسته و افسرده نمیداند که چهقدر از درون میسوزم. مثل شمعی که در عشق تو میسوزد و در برابر مشکلات مقاومت میکند.
وفا و مهر تو را من بدان جهان ببرمگمان مبر که همین بود دوستداری من
هوش مصنوعی: من وفاداری و محبت تو را به همه جا میبرم، اما فکر نکن که همین مقدار از دوست داشتن من کافی است.
مرا از آمد و شد نزد تو چه حاصل بودبجز ملامت خصمان و شرمساری من
هوش مصنوعی: برای من از رفت و آمد به نزد تو چه سودی داشت جز این که خصومت دشمنان را به سرزنش و شرمساری من منجر شد؟
ز تند باد فراق تو سیف فرغانیستبسان برگ خزان (ای) گل بهاری من
هوش مصنوعی: از تند باد دوری تو، حال من مانند برگهای پاییزی است، ای گل بهاری من.