شمارهٔ ۴۶۶
هوش مصنوعی: این شعر درباره زیبایی و اثرگذاری چهره محبوب سخن میگوید. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا، احساساتی چون شرم آفتاب و حسرت ماه را از زیبایی محبوبش بیان میکند. او توصیف میکند که دلربایی او چنان است که حتی آئینه نیز معایب خود را در حضور او میبیند و عاشقان هیچگاه از سوی او روی گردان نمیشوند. شاعر با اشاره به اینکه هیچکس مانند او نمیتواند در جهان بیابد، به وحدت و عظمت زیبایی محبوبش اشاره میکند و میگوید که زیبایی او معجزهآساست. در کل، شعر تجلی زیبایی و عشق عمیق شاعر به محبوبش است.
شرم دارد آفتاب ازروی توماه نو در حسرت از ابروی تو
هوش مصنوعی: آفتاب از زیبایی چهره تو شرمنده است و ماه نو به خاطر جذابیت ابروی تو حسرت میخورد.
بشکند مشاطگان نطق راشانه و صافی اندر موی تو
هوش مصنوعی: اگر آرایشگران مهارت سخن گفتن را داشته باشند، دلها را میشکنند و مانند شانه و صافی که در موها استفاده میشود، تو را زیباتر میکنند.
هرکجا رنگیست بویی می برمگرچه هر رنگی ندارد بوی تو
هوش مصنوعی: هر جا که رنگ و لعابی وجود دارد، بویی از آن میگیرم، هرچند که هیچ رنگی بویی مشابه بوی تو ندارد.
من بدم ماه تمام، اکنون شدمچون هلال ازآفتاب روی تو
هوش مصنوعی: من به اندازهای بد هستم که در کنار تو به خوبی یک ماه کامل نمیرسیدم، اما حالا که تو را دیدهام، حال و هوایم تغییر کرده و شبیه به هلال ماه شدم.
عیب خود بیند کنون کآیینه ساختروی خورشید از رخ نیکوی تو
هوش مصنوعی: اکنون عیوب خود را ببین که آینهای از چهره زیبای تو، مانند خورشید، ساخته است.
تانگردانید روی از سوی خودهیچ عاشق ره ندامد سوی تو
هوش مصنوعی: هرگاه که محبوبی روی خود را از عاشق برگرداند، هیچکدام از عاشقان به سوی او بر نمیگردند.
آیینه تا پشت بر عالم نکردیک نفس ننشت روباروی تو
هوش مصنوعی: آیینه تا زمانی که پشتش را به دنیا نکرده، یک لحظه هم نمیتواند رو به روی تو بنشیند.
سیف فرغانی نیابد در جهانهمنشینی به زخاک کوی تو
هوش مصنوعی: سیف فرغانی در دنیا هیچ همدمی پیدا نمیکند که به گرد پای تو باشد.
خاک زد در چشم سحر سامریمعجزات نرگس جادوی تو
هوش مصنوعی: غبار و خاکی در چشم سحر سامری نشسته است که معجزههای جادویی نرگس تو را پوشانده.