شمارهٔ ۵۱۳
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق و ناتوانی در رسیدن به او میپردازد. شاعر به این موضوع اشاره میکند که معشوق با همه سازگاری دارد، اما با او نساخته است. او معشوق را به جان لطیف و خود را به تن کثیف تش比ح میکند و میگوید که چرا این دو با هم نمیسازند. همچنین از حسرت و غم عاشقان دیگر اشاره میکند که عاشقانی بسیاری به خاطر معشوق خون دادهاند و معشوق هنوز در جستجوی خود باقی مانده است. شاعر در پایان به این نکته میپردازد که معشوق هیچگاه در جایی قرار نگرفته که به ذات حقیقی خود دست یابد. شاعر به نوعی از شکاف بین عشق و واقعیت زندگی سخن میگوید و این که زیباییها هرگز با ناپاکیها و مشکلات زندگی نمیتوانند سازگار شوند.
ای سازگار با همه با من نساختیبا دوستدار خویش چو دشمن نساختی
هوش مصنوعی: ای کسی که با همه سازگاری، چرا با من کنار نیامدی؟ حتی با کسی که دوستدار تو بودی، مانند دشمن رفتار نکردی.
تو همچو جان لطیفی و من همچو تن کثیفای جان ترا چه بود که با تن نساختی
هوش مصنوعی: تو همچون روحی لطیفی و من مانند بدن آلودهای هستم؛ چه شده که تو با این بدن ارتباطی برقرار نکردهای؟
ای از زبان چرب سخن گفته همچو آببا آب شعر بنده چو روغن نساختی
هوش مصنوعی: تو که با گفتار شیرین خود، همچون آب در آب، سخن میگویی، اما شعر من را مانند روغن به هم نپیوندی.
بیتی نگفتم از پی سوز وصال توکآن را به هجر نوحه و شیون نساختی
هوش مصنوعی: من از شوق و احساس شدید در رابطه با تو، شعری نگفتهام چرا که غم و اندوه جدایی تو، این احساسات را به گریه و زاری تبدیل نکرده است.
عاشق بسی بکشتی و خونش نهان بماندخوشه بسی درودی و خرمن نساختی
هوش مصنوعی: عاشقان زیادی را به خاطر عشقشان نابود کردی، ولی هیچکدام از درد و رنج آنها را نمیبینی. همچنین، بسیاری از خوشیها و خوبیها را از دست دادی، اما هنوز هیچ دستاوردی نداشتی.
هرگز نتافتی چو مه اندر شب کسیکش همچو روز از آن رخ روشن نساختی
هوش مصنوعی: هرگز در شب کسی را پیدا نمیکنی که مانند ماه نورانی باشد، چون هیچکس نمیتواند مانند روز، از آن چهره روشن زیبایی داشته باشد.
ای معدن گهر نگذشتی به هیچ جایتا خاک آن چو گوهر معدن نساختی
هوش مصنوعی: ای گنجینهای از زیبایی، تو هیچگاه از جایی عبور نکردی تا اینکه خاکت مانند گوهر معدن ارزشمند شد.
در هیچ بقعه ای نشدی کآن مقام رامیمون بسان وادی ایمن نساختی
هوش مصنوعی: در هیچ مکانی به اندازهی وادی ایمن، که برایش مقام والایی در نظر گرفته شده، مقام و جایگاه ارزشمندی برای تو ایجاد نشده است.
این گردن و سر از پی تیغ تو داشت سیفلیکن چو تیغ با سر و گردن نساختی
هوش مصنوعی: این گردن و سر به خاطر تیغ تو بود، اما زمانی که تیغ با سر و گردن سازگار نبود.