شمارهٔ ۵۵۹
هوش مصنوعی: این شعر درباره زیبایی و جلوه خاص معشوق و حس و حال شاعری است که در حضور او سر به سجده میگذارد. شاعر از عشق و ارادت به معشوق صحبت میکند و میخواهد تا در برابر او به طور خاضعانه، پیشانی بر زمین نهد. او به توصیف زیبایی چهره معشوق و تأثیر آن بر قلب و جان خود میپردازد و میگوید که این عشق و ارادت به معشوق او را از دنیای خارج دور میکند و به حالت ذکر و عبادت میرساند. در نهایت، شاعر به اهمیت و ارزش عشق پرداخته و تأکید میکند که تنها زیبایی و عشق معشوق است که در زندگی او اهمیت دارد.
زمهر روی توای سرو ماه پیشانیهمی نهم همه برخاک راه پیشانی
هوش مصنوعی: من بر زمین میافکنم پیشانیام را، چون در خال چهرهی تو، ای سرو و ماه، سروری و زیبایی تو مرا به خود جلب میکند.
بر آن بساط که سرباخت بایدم چکنمکه برزمین ننهم پیش شاه پیشانی
هوش مصنوعی: در این دنیا که در آن بناست شکست را بپذیرم، باید به گونهای عمل کنم که هرگز در برابر شاه سرم را پایین نیاورم.
ببوی آنکه درم واکنی همی مالمبرآستان تو گه روی و گاه پیشانی
هوش مصنوعی: بوی خوش آن کسی که در برابر من میخورد و مال و ثروتم را در آستان تو قرار میدهد، گاهی میآید و گاهی سرش را به زمین میگذارد.
نماز خدمت تو می کنم بدان نیتکه برنگیرم ازآن سجده گاه پیشانی
هوش مصنوعی: من در برابر تو نماز میخوانم، با این نیت که هرگز از سجدهگاه پیشانیام دور نشوم.
تو آشکار شدی ناگهان وپنهان کردزشرم روی تو گل درگیاه پیشانی
هوش مصنوعی: ناگهان ظاهر شدی و از شرم چهرهات، گلی که در گیاه پیشانی بود خود را پنهان کرد.
چوشب سیاه شود آفتاب اگر هر صبحبرآستان تو ننهد پگاه پیشانی
هوش مصنوعی: اگر هر صبح آفتاب بر درگاه تو سر نهد، آن زمان شب سیاه نخواهد شد.
بدین بهانه فلک لاجرم بهر مدتهمی کند بخسوفش سیاه پیشانی
هوش مصنوعی: به خاطر این دلیل، آسمان به ناچار به مدت طولانی، خورشید را در سایهاش پنهان میکند.
در آن زمان که عرق کرده بود آدم رابروی زرد زشرم گناه پیشانی
هوش مصنوعی: در زمانی که آدم در اثر عرق و شرم از گناه، پیشانیاش زرد شده بود.
چو درحمایت روی توآمد اوراشدچوآفتاب(ز)ثم اجتباه پیشانی
هوش مصنوعی: زمانی که چهره تو، چون آفتاب درخشان میشود، آن را در آغوش میگیرم و پیشانیام را به آن میسایم.
کسی که روی زدرگاه تو بگرداندبداغ غیر توبادش تباه پیشانی
هوش مصنوعی: کسی که به غیر از تو به کسی دیگر نگاه کند و محبتش را صرف او کند، در نهایت خودش را در زندگی و سرنوشتش به زحمت میاندازد.
چو سر بسجده خدمت نهند عشاقتکه هست اصل درآن پایگاه پیشانی
هوش مصنوعی: وقتی سر به سجده عشق تو میگذارند، میدانند که این عشق، ریشه و اصل همه چیز است و در این مرحله، پیشانی به زمین میچسبد.
زسوز آتش دل صدهزار آینه راسیه کنند بیک دود آه پیشانی
هوش مصنوعی: از کانون عشق و احساسات درون، آتش دل میتواند به قدری سوزناک باشد که حتی صدها آینه را تیره و ناکام کند، به طوری که تنها با یک دود ناشی از آهی از دل، همه چیز را تحت تأثیر قرار دهد.
بگرد خرمن حسنت ز سم گاو فلکچو خوشه کوب خورد ماه کاه پیشانی
هوش مصنوعی: به دور خوشیها و زیباییهایت بچرخ، زیرا مانند خوشهای که زیر تازیانهی گاو آسمان قرار میگیرد، ممکن است سرنوشت تلخی برایات پیش بیاید.
چو وصف روی(تو) اینجا رسید گفتم سیفمکن بخیره درین جایگاه پیشانی
هوش مصنوعی: وقتی به توصیف چهرهات رسیدم، گفتم سیف (شمشیر) را کنار بگذار و در این مکان به پیشانیام خیره نشو.
چو او غایت خوبی بکس نمی ماندتوخواه روی کن اندیشه خواه پیشانی
هوش مصنوعی: هرگاه او به کمال خوبی برسد، کسی دیگر در دنیا باقی نمیماند. پس تو یا به فکر او باش یا پیشانیات را بر زمین بگذار و عبادت کن.