شمارهٔ ۵۶۵
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت عروس میپردازد. شاعر میگوید که چهرهی نو عروس همچون آفتاب تابان است که حتی ماه را به شرم میآورد و در مقابلش پنهان میشود. او به عروس میگوید که زیباییاش به قدری خیرهکننده است که حتی خورشید در برابرش رنگ میبازد. شاعر همچنین احساسات عمیق خود را بیان میکند و میگوید که از لحظهای که چهرهی عروس را دیده، دیگر قادر به خواب نیست. او از اشک و حسی از عشق و زیبایی سخن میگوید و تشبیهاتی زیبا از گل و گلاب برای نشان دادن تاثیر چهرهی عروس بر خود دارد. نهایتاً، نتیجه میگیرد که زیبایی عروس مانند شراب است که انسان را مست و شگفتزده میکند.
ای نو عروس حسن ترا آفتاب رویمه را ز شرم عارض تو در نقاب روی
هوش مصنوعی: عزیزم، تو همچون عروسی هستی که زیباییات باعث شده آفتاب و ماه از شرم چهرهات در سایه بمانند.
بهر نظاره رخ چون ماه تو سزدگر بر درت چو حلقه نهد آفتاب روی
هوش مصنوعی: برای تماشای چهرهی زیبای تو که چون ماه میدرخشد، شایسته است اگر آفتاب بر در خانهات حلقه بزند.
با ماه عارضت پس ازین آفتاب رامانند سیل تیره نماید در آب روی
هوش مصنوعی: صورت زیبای تو پس از این، مانند نور خورشید قدرت خود را از دست میدهد و حتی در آب هم مانند سیلی تاریک به نظر میرسد.
ما چون ستاره ایم و تو خورشید و نور مااز نور روی تست، ز ما بر متاب روی
هوش مصنوعی: ما مانند ستارهها هستیم و تو مانند خورشید، نور ما از روشنایی چهره تو نشأت میگیرد؛ پس بر ما نتاب و ما را نران.
زآن ساعتی که دیده ببیداریت بدیددیگر بچشم من ننموده است خواب روی
هوش مصنوعی: از زمانی که چشمم به زیبایی تو باز شد، دیگر خواب چهرهات را هرگز در خواب ندیدم.
از رویم آب رفت و ز باران اشک خودهردم مرا چو آب شود پر حباب روی
هوش مصنوعی: بر اثر غم و اندوه، چهرهام همچون آب زلال پاک شده و از گریههایم مانند باران، هر لحظه حبابهای خُود را به وجود میآورم.
از شرم چهره تو عرق بر گل اوفتدهرگه که شویی از عرق چون گلاب روی
هوش مصنوعی: وقتی تو با چهرهی زیبایت شرمگین میشوی، عرق تو به مانند گلاب بر گل میافتد و هر بار که عرق میکنی، جلوهای خاص و دلربا به وجود میآورد.
زلف تو آفتاب رخت را حجاب شدخورشید را ز ابر بود در حجاب روی
هوش مصنوعی: زلف تو چون پردهای، چهرهات را پنهان کرده است. همانطور که خورشید پشت ابر پنهان میشود، چهرهات هم در سایه زلفهایت مستتر است.
هرگز بود که بار دگر سیف بیندتبر روی او نهاده تو مست خراب روی
هوش مصنوعی: هرگز پیش نیامده که بار دیگر سیف (شمشیر) بر روی او بیفکنی، در حالی که تو به حال مستی و خراب به او نگاه میکنی.
بر کف گرفته جامی زآن سان که مرد راگلگون شود ز عکسش همچون شراب روی
هوش مصنوعی: کسی جامی را در دست گرفته که وقتی نور به آن میتابد، مانند این است که صورتش از زیبایی شراب سرخ شده است.