شمارهٔ ۱۶ - و کتب الیه ایضا
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از ناامیدی و دلگیری خود نسبت به اوضاع جهان سخن میگوید و به ستایش سعدی، شاعر بزرگ فارسی، میپردازد. او بیان میکند که سخنان سعدی همچون آب حیات است و قدرت کلام او به مثابه یک پادشاه است که میتواند همه چیز را در کن خود بگیرد. شاعر به قدرت اثرگذاری شعر و سخن نیز اشاره میکند و میگوید که سخن سعدی توانایی ایجاد شوق و محبت را دارد. در نهایت، او به گلی که در چمن کمنفس است و همچنین به عظمت و ارادت به سعدی اشاره میکند و تأکید دارد که صحبت کردن درباره او خود یک متن زیبا و معنوی است.
دلم از کار این جهان بگرفتراست خواهی دلم ز جان بگرفت
هوش مصنوعی: دلم از کارهای این دنیا خسته شده است. اگر راست میخواهی، دلم از زندگی هم دلگیر است.
مدح سعدی نگفته بیتی چندطوطی نطق را زبان بگرفت
هوش مصنوعی: سعدی را ستایش نکردن، مثل این است که طوطی برای گفتگو زبانش را به کار نمیگیرد.
آفتابیست آسمان بارشکه زمین بستد و زمان بگرفت
هوش مصنوعی: خورشید در آسمان تابیده و بارانی که بر زمین میبارد، باعث شده زمین دوباره زندگی بگیرد و زمان به جلو برود.
پادشاه سخن بتیغ زبانتا بجایی که می توان بگرفت
هوش مصنوعی: سخن گفتن مانند یک شمشیر است که میتواند به طور مؤثر و در جایی که لازم است، تاثیرگذار باشد.
سخن او که هست آب حیاتچون سکندر همه جهان بگرفت
هوش مصنوعی: سخن او مانند آب حیات است که زندگیبخش و نجاتدهنده است، همانطور که اسکندر تمام دنیا را تحت سلطه خود درآورد.
دیگری جای او نگیرد و اوبسخن جای دیگران بگرفت
هوش مصنوعی: دیگری نمیتواند جای او را بگیرد و او نیز در سخن، مقام دیگران را به دست نیاورد.
بلبل طبع او صفیری زدهمه آفاق گلستان بگرفت
هوش مصنوعی: بلبل با استعداد او نغمهای سر داد و تمام دنیا را پر از بوی گل و صفا کرد.
دم سرد چمن ز خجلت آنآمد و غنچه را دهان بگرفت
هوش مصنوعی: نسیم خنک چمن به خاطر سرافگندگیاش، به آرامی برآمد و غنچه را در آغوش گرفت.
دست صیتش که در جهان علمستدامن آخرالزمان بگرفت
هوش مصنوعی: دست شهرت او در علم به قدری وسیع است که به آخرین دوران زمان نیز رسیده است.
بحر معنیست او وزین سبب استکه چو بحر از جهان کران بگرفت
هوش مصنوعی: او همچون دریایی از معانی است و به همین دلیل، مانند دریا که از کرانههای جهان پر شده، از جهان آکنده است.
عرضه کردند بر دلش دو جهانهمتش این بداد و آن بگرفت
هوش مصنوعی: به دلش دو جهان را نشان دادند، او یکی را پذیرفت و دیگری را رها کرد.
سخن او بسمع من چو رسیدمر مرا شوق او چنان بگرفت
هوش مصنوعی: زمانی که صحبتهای او به گوش من رسید، عشق و شوق او به شدت وجودم را فراگرفت.
که دل من ز خاتم مهرشهمچو شمع از نگین نشان بگرفت
هوش مصنوعی: دل من از مهر او به گونهای چون شمعی است که درخشش نگین را به خود گرفته است.
طوطی طبعش از سخن شکریبدهان شکرفشان بگرفت
هوش مصنوعی: طوطی که طبیعتش از حرفهای شیرین است، از کسی که سخن شیرین میگوید، به شدت تحت تأثیر قرار میگیرد.
زهره از بهر نقل خویش آنرادر طبقهای آسمان بگرفت
هوش مصنوعی: زهره برای انتقال خود، آن را در ظرفهایی از جنس آسمان قرار داد.
ای بزرگی که طبع وقادتخرده بر عقل خرده دان بگرفت
هوش مصنوعی: ای بزرگمردی که روح و خُلق شما بر عقل و درک دیگران میتازد، بدانید که این نقیصه به عقل شما مربوط است.
وقت تقریر مدحت تو مرااین معانی ره بیان بگرفت
هوش مصنوعی: زمانی که درباره تو تعریف و تمجید میکنم، این مفاهیم به راحتی به ذهنم میرسد و بیان میشود.