شمارهٔ ۱۱۰ - فی نعت النبی علیه السلام
هوش مصنوعی: شاعر به سمت حضرت رسول (ص) میرود و از او شفاعت میخواهد. او از گناهان و معاصی خود نادم است و به سرنوشت بدی که برای روح خود رقم زده، اشاره میکند. او در زندگیاش دچار غفلت و فساد شده و به اشتباهات خود پی برده است. در این شعر، شاعر به تضاد میان روح و جسم، دنیا و آخرت، و نیز اثرات اعمال خویش اشاره میکند. او از مردم میخواهد که به ظاهر و لباسها نپردازند و به عمق ایمان و نیت خود توجه کنند. در نهایت، شاعر خواستار توبه و رحمت خداوند است و از خدا میخواهد که او را مورد رحمت قرار دهد و بر سخن «لا اله الا الله» خاتمه دهد.
بسوی حضرت رسول اللهمی روم با دل شفاعت خواه
هوش مصنوعی: به سمت پیامبر خدا میروم و با دلی پراز آرزو برای شفاعت نزد او میروم.
نخورم غم از آتش، ار برسدآب چشمم بخاک آن درگاه
هوش مصنوعی: اگر از آتش غم نخورم، حتی اگر اشکهایم بر خاک آن درگاه بریزد.
هیچ خیری ندیدم اندر خودشکر کز شر خود شدم آگاه
هوش مصنوعی: من هیچ خیری در خود ندیدم، بلکه با آگاهی از بدیهای خود شکرگزار شدم.
گشت در معصیت سیاه و سپیددل و مویم که بد سپید و سیاه
هوش مصنوعی: در دوران معصیت، رنگ دل و موهایم تغییر کرده؛ آنچنان که دلم به کثیفی میزند و موهایم نیز در تضاد با یکدیگر نمایان شدهاند.
ره بسی رفته ام فزون از حدخر بسی رانده ام برون از راه
هوش مصنوعی: من مسیری طولانی را پیمودهام و در این راه، بسیار از شتران را دور کردهام.
هیچ ذکری نگفته بی غفلتهیچ طاعت نکرده بی اکراه
هوش مصنوعی: هیچ ذکر و یاد کنندهای بدون غفلت نبوده و هیچ طاعتی هم بدون اجبار انجام نگرفته است.
ماه خود کرده ام سیه بفسادروز خود کرده ام تبه بگناه
هوش مصنوعی: من زندگیام را به اراده خود به تیرگی کشاندهام و روزهایم را به خاطر اشتباهاتم خراب کردهام.
خود چنین ماه چون بود از سالخود چنین روز کی بود از ماه
هوش مصنوعی: چگونه ممکن است که یک ماه اینقدر زیبا باشد، در حالی که روزهایی که از آن سال میگذرد، اینچنین نیستند؟
شب سیاهست و چشم من تاریکره درازست و روز من کوتاه
هوش مصنوعی: شب تاریک است و چشم من قدرت دیدن ندارد. راه طولانی است و روز من به سرعت گذر میکند.
بیژن عقل با من اندر بندیوسف روح با من اندر چاه
هوش مصنوعی: بیژن به معنای عقل و حکمت در زندگی من گرفتار شده، و یوسف که نماد روح و جان است، در چاه مشکلات و دردها به سر میبرد.
هم بدعوی گرانترم از کوههم بمعنی سبکترم از کاه
هوش مصنوعی: من در دعوا و جدل، از کوه نسبت به خودم گرانتر و سنگینتر به نظر میآیم، اما در واقع، به معنای دیگر، به اندازه کاه سبکم.
گاه بر نطع شهوتم چون پیلگاه بر نیل نخوتم چون شاه
هوش مصنوعی: به گاههایی تسلیم اشتیاقهای شدیدم میشوم و مانند فیل بیتابی میکنم، و در زمانهایی هم آرام و بیخبر از همه چیز مینشینم و خود را به خواب میزنم، مانند پادشاهی که در آرامش زندگی میکند.
گرگ طبعم بحمله همچون شیرسگ سرشتم بحیله چون روباه
هوش مصنوعی: طبیعت من مانند گرگ است که در حمله و قدرت مانند شیر است، اما در تدبیر و مکر مانند روباه عمل میکنم.
دین فروشم بخلق و در قرآنخوانم «الّدینُ کُلّه لِلّه»
هوش مصنوعی: من به خاطر مردم دینم را فدای آنها میکنم و در عین حال در قرآن میخوانم که تمام دین برای خداست.
نفس من طالبست دنیا راچه عجب التفات خر بگیاه
هوش مصنوعی: نفس من خواهان دنیا است، چه جای شگفتی دارد که خر به علف توجه کند.
ای مرقع شعار کرده، چه سودخرقه دَه تُو، چو نیست دل یکتاه
هوش مصنوعی: اگر تو ظاهر و لباس خود را زیبا کردهای، چه فایده دارد که عبای رنگینی بر دوش داشته باشی، وقتی که دل تو خالی و بیعاطفه است؟
نه فقیری نه صوفی ار چه بودکسوتت دلق و مسکنت خانقاه
هوش مصنوعی: نه فقیر هستی نه صوفی، پس دلیل لباس ساده و زهدت چیست وقتی که در خانقاه زندگی میکنی؟
نشود پشکلش چو نافهٔ مشکور شتر را تبت بود شبگاه
هوش مصنوعی: اگر در شب، شتر به کوه برسد، بوی خوش مشک به مشام نمیرسد.
کس بافسر نگشت شاه جهانکس بخرقه نشد ولیّ اِله
هوش مصنوعی: هیچکس نتوانسته است به مقام شاه جهانی برسد و هیچکس نیز با پوشیدن لباس درویشی به مقام ولیّاللهی نائل نشده است.
نرسد خر بپایگاه مسیحورچه پالان کنندش از دیباه
هوش مصنوعی: هرچقدر هم که به اسب زین و تجهیزات خوب بپوشانند، هرگز به مقام و جایگاه مسیح نمیرسد.
نشود جامه باف اگر گویندبمثل عنکبوت را جولاه
هوش مصنوعی: اگر کسی برای بافتن جامه به مانند عنکبوت رفتار کند، موفق نخواهد شد.
لشکر عمر را مدد کم شدصفدر مرگ عرضه کرد سپاه
هوش مصنوعی: لشکر عمر کمکش کم شد و سپهبد مرگ، جنگ را به آنها نشان داد.
ای بسا تاجدار تخت نشینکه بدست حوادث از ناگاه
هوش مصنوعی: بسیاری از افراد ثروتمند و قدرتمند که در موقعیتهای عالی قرار دارند، ناگهان به دلیل اتفاقات غیرمنتظره و پیشبینینشده به زوال و سقوط میرسند.
خیمهٔ آسمان زرین میخبر زمین شان زده است چون خرگاه
هوش مصنوعی: خیمهٔ آسمان به رنگ طلا به زمین ثابت شده و مانند یک سایهبان بزرگ بر روی ما قرار گرفته است.
دست ایام می زند گردنسر بی مغز را برای کلاه
هوش مصنوعی: زمان به سر بدون فکر ضربه میزند تا کلاه را بر گردن بگذارد.
از سر فعلهای بد برخیزای بنیکی فتاده در افواه
هوش مصنوعی: از انجام کارهای ناپسند دست بردار و به خوبیها روی بیاور، ای کسی که در کلام مردم در تحسین و نکوهش قرار گرفتهای.
گرچه مردم ترا نکو گویندبس بود کرده تو بر تو گواه
هوش مصنوعی: هرچند که مردم تو را ستایش کنند، اما کافی است که اعمالت خود بر تو شاهد باشند.
نرهد کس بحیله از دوزخماهی از بحر نگذرد بشناه
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند با فریب و نیرنگ از جهنم بگریزد، همانطور که ماهی نمیتواند بدون آشنا شدن با دریا عبور کند.
سرخ رویی خوهی بروز شماررو بشب چون خروس خیزپگاه
هوش مصنوعی: اگر میخواهی در زندگیات درخشان و سرزنده باشی، باید مثل خروس در صبح بیدار شوی و چرخههای زندگی را آغاز کنی.
ناله کن گرچه شب رسید بصبحتوبه کن گرچه روز شد بیگاه
هوش مصنوعی: اگر در دلت غمی هست، ناله کن و شکایت کن، حتی اگر شب به پایان رسیده و صبح سر رسیده باشد. همچنین، هرگاه فرصتی برای تغییر و توبه پیش آمد، از آن غافل مشو، حتی اگر روز دیگر نیز گذشته باشد.
مرض صد گنه شفا یابداز سر درد اگر کنی یک آه
هوش مصنوعی: هر مشکل و دردی که انسان دارد، با یک آه و صداقت در دل، میتواند بهبود یابد و به حالت طبیعی برگردد.
چون ز من بازگیری آب حیاتگر بخاکم نهند یا رَبّاه
هوش مصنوعی: وقتی که تو آب حیات را از من بگیری، حتی اگر مرا در خاک دفن کنند، باز هم چه فایدهای دارد؟
مر زمین را بگو که چون یوسفاو غریبست اکرمی مثواه
هوش مصنوعی: به زمین بگو که یوسف مانند یک غریبه است، پس باید با احترام و محبت از او پذیرایی کند.
وآن چنان کن که عمر بنده شودختم بر لااله الاالله
هوش مصنوعی: فارغ از هر چیز دیگری، به گونهای زندگی کن که در پایان عمرت، کلام "لا اله الا الله" بر زبانت جاری شود.