شمارهٔ ۱۱۱
هوش مصنوعی: این شعر به بررسی ارزش دین و معنویات نسبت به دنیا و مادیات میپردازد. شاعر به این نکته اشاره دارد که فردی که از دین بیبهره است، مانند سگی است که به دنبال دنیا میدود. او میگوید که دین از مال و دنیا باارزشتر است و در واقع، معنویت بهتر از تمام ثروتهای مادی است.
سپس به ارزش انسانها و اخلاقیات اشاره میکند، اینکه افرادی که نیکوکار نیستند، به نوعی از انسانهای بدتر به حساب میآیند. همچنین به ارتباط دین و جهان اشاره میشود، و اینکه افراد مومن باید از دین و اخلاق خود حفاظت کنند.
شاعر زشتیهای دنیا و ناپایداری آن را به چالش میکشد و به خواننده توصیه میکند که به علم و حکمت روی آورد و از کارهای بد و مادی پرهیز کند. در نهایت، وی بر ضرورت توجه به علوم و فضایل انسانی تأکید میکند و یادآور میشود که دنیا تنها یک گذرگاه است و ارزش واقعی در ایمان و عمل نیک نهفته است.
ای که در حُسنِ عمل ز امسال بودی پار بهمردمِ بیخیر را دستِ عمل بیکار به
هوش مصنوعی: ای کسی که در نیکی و کارهای خوب در سال گذشته مثالزدنی بودی، به مردم بیفایده، دست بر کار نیاور.
چند گویی من بِهَم در کار دنیا یا فلانچون ز دین بیبهره باشد سگ ز دنیادار به
هوش مصنوعی: نمیدانم چرا همیشه دربارهی دنیا صحبت میکنی، چراکه اگر کسی از دین بیبهره باشد، مثل سگی میماند که فقط به دنیای مادی فکر میکند.
دین ترا در دل به از دنیا که در دستت بودگل به دست باغبان از خار بر دیوار به
هوش مصنوعی: ایمان و دین تو در دل، ارزشمندتر است از دنیایی که در دستت است. چون گل به دست باغبان از خار، ارزش زیبایی و لطف را بیش از زحمتی که در دیوار است، نشان میدهد.
نفس اگرچه مرده باشد آمنی زو شرط نیستدزد اگرچه خفته باشد پاسبان بیدار به
هوش مصنوعی: نفس هرچند که در حال سکون باشد، این دلیلی برای نداشتن محافظت نیست. دزد هم حتی اگر خواب باشد، باز هم نگهبان باید هوشیار باشد.
نفس سرکش بهر دین مالیده بهتر زیر پایبهر سلطان مرد لشکر کشته در پیکار به
هوش مصنوعی: نفس سرکش باید تسلیم دین شود و بهتر است که در زیر پای کسی که به رهبری و سلطنت میپردازد، قرار گیرد. مردی که در میدان جنگ جان خود را فدای عزت و سربلندی میکند، از این تسلیم و فرمانبرداری بهرهمند خواهد شد.
نفست از بهر تنعم میخوهد مال حرامسگ چو مردار است باشد قوت او مردار به
هوش مصنوعی: روح انسان برای لذت و خوشی به مال حرام تمایل دارد، اما مثل این است که سگ به خوردن مردار عادت کرده باشد؛ زیرا آنچه از مال حرام به دست میآید، در واقع غذای روح نیست و تنها به زوال و فساد میانجامد.
زرّ خالص نزد تو از دین خالص بهتر استگلخنی را خار بیگل از گل بیخار به
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که داشتن مال و ثروت خالص نزد تو از داشتن دین و ایمان خالص ارزندهتر است. همچنان که در دنیای واقعی، جایی که گلها بدون خار نیستند، ارزش گلها بیشتر از خارهایی است که بدون گل حضور دارند. در مجموع، او میگوید که خلوص در دین و ارزشهای معنوی به مراتب مهمتر از مادیات است.
بر سر نیکان چو بد را از تو باشد دست حکمتو از او بسیار بدتر او ز تو بسیار به
هوش مصنوعی: اگر در کنار انسانهای نیکو، بدی وجود داشته باشد، قضاوت و رفتار تو نسبت به او بسیار بدتر از خود بدی خواهد بود. او از تو بسیار بهتر است.
آن جهانجویی که نزد حق به دین نبود عزیزدر جهان چون اهل باطل بهر دنیا خوار به
هوش مصنوعی: آن کسی که نزد خداوند به دین و ایمان ارج و قربی ندارد، در این دنیا نیز مانند اهل باطل، به خاطر دنیا و خواستههای مادی خود بیمقدار و بیارزش است.
دین به نزد مؤمن از دینار و دیبا بهتر استکافری گر نزد تو از دین بود دینار به
هوش مصنوعی: برای یک مؤمن، ایمان و دین ارزش بیشتری دارد تا ثروت و جواهرات. اگر شخصی با ایمان پیش تو باشد، حتی اگر از دین فاصله داشته باشد، ثروت او نسبت به دین او مهم نیست.
نزد چون تو بیخبر از فقر به باشد غنانزد طفل بیخرد از مهره باشد مار به
هوش مصنوعی: در نزد کسی که مانند تو از فقر بیخبر است، بینیازی وجود دارد. همانطور که در نزد کودک نادان، مار به شکل مهرهای بیضرر و جذاب به نظر میرسد.
عقل نیکاندیش در تو بهتر از طبع لئیمغله خاصه در غلا از موش در انبار به
هوش مصنوعی: عقل با دیدگاه مثبت و هوشمندانه در وجود تو از طبیعت پست و زشت بهتر است، مثل اینکه محصولات ارزشمند در انباری که موشها در آن هستند، از کیفیت و ارزش خود محروم میشوند.
جهل رهزن را مگو از علم رهبر نیکترظلمت شب را مدان از روز پر انوار به
هوش مصنوعی: نابختیاری و نادانی را به علم و دانایی افراد دانا و روشنایی روز نسبت ندهید. در واقع، انتخابهای نادرست و تاریکیها را به نور و روشنی نسبت ندهید.
از سخن چون کار باید کرد بهتر خامشیوز کله چون راه باید رفت پای افزار به
هوش مصنوعی: بهتر است در مواقعی که باید عمل کرد، از سخن گفتن پرهیز کنیم و اگر قرار است راهی را بپیماییم، باید از ابزار مناسب استفاده کنیم.
عیب پنهان را چو میبینی و پنهان میکنیآن دو چشم عیببین پوشیده چون اسرار به
هوش مصنوعی: اگر عیب کسی را ببینی و آن را پنهان کنی، همانند این است که دو چشمی که عیبها را میبینند، خود را پوشاندهاند، چون اسراری که نباید فاش شوند.
هر که را پندار نیکویی نباشد در درونگرچه بد باشد بر او، او را ز خود پندار به
هوش مصنوعی: هر کسی که در درونش افکار و تمایلات نیکویی ندارد، حتی اگر ظاهراً خوب به نظر برسد، باید به خود و اندیشههایش توجه کند و اصلاح کند.
جرم مستغفر بسی از طاعت معجب به استگرچه اندر شرع نبود ذنب از استغفار به
هوش مصنوعی: انسانی که در حال توبه و استغفار است، ممکن است از اعمال نیک خود بسیار شگفتزده باشد، زیرا اگرچه در دین گناهی از توبه وجود ندارد، اما خیانتکاران زیادی هستند که به دلیل گناهانی که مرتکب شدهاند، میتوانند با توبه، خود را از عواقب آن نجات دهند.
تا ز چشم بد امان یابد جمال نیکوانآبله بر روی خوب از خال بر رخسار به
هوش مصنوعی: تا زمانی که زیباییهای نیکو از چشم بد دور بمانند، ممکن است که عیوبی مانند آبله بر روی صورت خوب توسعه یابد.
در طریق ار یار جویی از غنی بهتر فقیرور به گرما سایه خواهی بید از اسپیدار به
هوش مصنوعی: اگر در جستجوی دوست هستی، کسی که ثروتمند باشد بهتر از کسی است که فقیر باشد. و اگر به دنبال سایه در گرما هستی، درخت بید از درخت سپیدار بهتر است.
هر که را درویش نبود خواجه نیکوتر به نفسهر که را بلبل نباشد زاغ را گفتار به
هوش مصنوعی: هر کسی که درویش نباشد، دیگران او را نیکوتر از خود نمیبینند. همانطور که اگر کسی بلبل نباشد، زاغ هم نمیتواند به او چیزهای خوب بگوید.
او به جان از تو نکوتر تو به جامه زو بهیهست ای بیمغز او را سر ترا دستار به
هوش مصنوعی: او از نظر روح و جان، بهتر از توست، اما تو تنها در ظاهرت به او شباهت داري. ای بدون عقلت، او را با سر و دستار نپندار.
عرصهٔ دنیا به دوریشانِ صاحبدل خوش استای بر تو دو خیار از یک جهان اخیار به
هوش مصنوعی: دنیا به خاطر دوری صاحبدلان دلتنگی ندارد و به همین خاطر تو دو خیار از بهترینهای یک جهان را از دست دادهای.
با وجود خار کز وی خسته گردد آدمیگل چو در گلشن نباشد گلخن از گلزار به
هوش مصنوعی: اگر در میان خارها باشی و دلگیر شوی، همانطور که گل بدون گلشن و باغ گل نمیتواند خوشبخت باشد، انسان نیز در غیاب زیباییها و آرامش نمیتواند شاد زندگی کند.
سیف فرغانی دلت بیمار حرص است و طمعگر نه تیمارش کنی کی گردد این بیمار به
هوش مصنوعی: دل تو بیمار طمع و حرص است و اگر به آن رسیدگی نکنی، هرگز این دل بهبود نخواهد یافت.