شمارهٔ ۱۱۲
هوش مصنوعی: این شعر نادر از شاعر به نقد و بررسی افراد میپردازد که برای راحتی و آسایش دنیوی خود اصول دین و ارزشهای انسانی را فدای چیزهای بیارزش کردهاند. او به افرادی اشاره میکند که به خاطر لقمهای نان، ایمان خود را میفروشند و به شهوات و ناپایداریهای دنیوی تن میدهند. شاعر به صورت نمادین از نعمتها، علم و دین صحبت کرده و نشان میدهد که چگونه انسانها برای ارضای خواستههای زودگذر خود، چیزهای ارزشمندی چون دین، عقل و اخلاق را رها کردهاند. این اثر به وضوح حسرت و تاسف را بیان کرده و انسانها را به بازنگری در ارزشهای واقعی زندگی وادار میسازد.
ای هشت خُلد را به یکی نان فروختهوز بهر راحت تن خود جان فروخته
هوش مصنوعی: ای کسی که به بهای یک نان، یک عالم خوشی و نعمت را فروختهای و به خاطر آسایش بدن خود جان و روح خود را از دست دادهای.
نزد تو خاکسار چو دین را نبوده آبتو دوزخی، بهشت به یک نان فروخته
هوش مصنوعی: اگر کسی در نزد تو به حالت خاضع و خاکساری باشد و مانند دین، زندگیاش بدون محبت و توجه تو بیمعنا باشد، آن شخص در دوزخ است و بهشت را با یک لقمه نان معامله کرده است.
نان تو آتش است و بدینش خریدهایای تو ز بخل آب به مهمان فروخته
هوش مصنوعی: نان تو شبیه آتش است و تو برایش با دل تنگی و بخل، آب را به میهمان فروختهای.
ای از برای نعمت دنیا چو اهل کفراسلام ترک کرده و ایمان فروخته
هوش مصنوعی: ای کسی که به خاطر نعمتهای دنیوی، مانند کافران، دین و ایمان خود را رها کردهای و به دنیا فروختهای.
ای تو به گاو، تخت فریدون گذاشتهوی تو به دیو، ملک سلیمان فروخته
هوش مصنوعی: ای تو که مانند گاو هستی، تخت فریدون را به تو دادهاند و تو مانند بدیو، ملک سلیمان را فروختهای.
ای خانهٔ دلت به هوا و هوس گرووی جان جبرئیل به شیطان فروخته
هوش مصنوعی: ای دل، تو به هوا و هوس دلسپردهای و جان جبرئیل را به شیطان فروختهای.
ای تو زمام عقل سپرده به حرص و آزانگشتریِ ملک به دیوان فروخته
هوش مصنوعی: تو که عقل و خرد را تحت تأثیر حرص و آز قرار دادهای، مانند کسی هستی که انگشتر سلطنتی را به بهایی ناچیز به دیوان فروخته است.
ای خوی نیک کرده به اخلاق بد بَدلوی برگ گل به خار مغیلان فروخته
هوش مصنوعی: تو که با اخلاق بد، خوی نیکو را در خود نپروردهای، به چه حقی به دیگران به دید گل و زیبایی نگاه میکنی؟ این مثل فروختن گل به کسی است که خود در باتلاق بدیها قرار دارد.
ای بهر نان و جامه ز دین بینوا شدهبهر سراب چشمهٔ حیوان فروخته
هوش مصنوعی: ای انسان، برای به دست آوردن نان و لباس، دین خود را به خاطر رفاه مادی رها کردهای و به یک چیز فریبنده و بیارزش مانند سراب چشمهی حیوانات روی آوردهای.
ای غَمر خشکمغز که از بهر بوی خوشجاروب تر خریده و ریحان فروخته
هوش مصنوعی: ای کسی که به خاطر عطر خوش، خشک و بیاحساس هستی، تو فقط برای زیبایی ظاهری اجناس و گلها را خریداری میکنی.
تو مست غفلتی و به اسم شراب نابشیطان کمیز خر به تو سکران فروخته
هوش مصنوعی: تو در غفلت هستی و به خاطر نوشیدن شراب ناب، تحت تاثیر شیطان قرار گرفتهای، در حالی که به مدد این مستی، خود را فریب دادهای.
دزد هوات کرده سیه دل چنان که تواز رای تیره شمع به کوران فروخته
هوش مصنوعی: دزدی در دل تاریکش هوای تو را کرده، مثل اینکه تو شمعی را به نابینایان فروختهای.
دین است مصر ملک و عزیز اندر اوست علمای نیل را به قطرهٔ باران فروخته
هوش مصنوعی: دین همانند مملکتی است و دانش گنجینهای در آن، مانند نیل که به خاطر قطرهای باران ارزشش را از دست داده است.
از بهر جامه جنت مأوی گذاشتهوز بهر لقمه حکمت لقمان فروخته
هوش مصنوعی: به خاطر لباس بهشتی، مأمن و آرامش را رها کرده و به خاطر لقمهای از حکمت لقمان، از چیزهای ارزشمند گذشته است.
کرده فدای دنیی ناپایدار دینای گنج را به خانهٔ ویران فروخته
هوش مصنوعی: کسی که به خاطر دنیای فانی و ناپایدار، دین و ایمان خود را فدای آن کرده، مانند کسی است که گنجی با ارزش را به خانهای خراب و بیارزش فروخته است.
ترک عمل بگفته و قانع شده به قولای ذوالفقار حرب به سوهان فروخته
هوش مصنوعی: عمل را رها کرده و به گفتههای دیگران قانع شدهام، ای ذوالفقار، که مانند یک سلاح در دستم فروخته شدهای.
عالِم که علم داد به دنیا، چو لشکریستهنگام رزم جوشن و خفتان فروخته
هوش مصنوعی: عالمی که علم را به دنیا آورده است، مانند سربازی است که در لحظه جنگ، زره و لباس جنگی خود را آماده کرده است.
در هیچ وقت و دور به فرعونیان که دیدهارون عصای موسی عمران فروخته
هوش مصنوعی: در هیچ زمانی و در هیچ مکانی، فرعونیان متوجه نشدهاند که هارون، عصای موسی، پسر عمران را به فروش رسانده است.
هرگز ندیدهام ز پی آنکه خر خردسهراب رخش رستم دستان فروخته
هوش مصنوعی: هرگز ندیدهام کسی که به دنبال خری از جنس خرد باشد، مانند سهراب که رخش، اسب رستم دستان را فروخته باشد.
آن نقد را کجا به قیامت بود رواجوین سرمه کی شود به سپاهان فروخته
هوش مصنوعی: کجا ممکن است در روز قیامت آن پول نقد رواج پیدا کند و این سرمه کی فروخته خواهد شد به سپاهان؟
چون مصطفی شود به قیامت شفیع توای علم بوهریره به انبان فروخته
هوش مصنوعی: وقتی که حضرت مصطفی در قیامت برای تو شفاعت کند، ای علم بوهریره، که به سر و کار تو پرداخته شده است.
وزّان با تصرف معیار دولتیای تو به خاک جوهر ازین سان فروخته
هوش مصنوعی: شما با تغییر در معنای استاندارد و با استفاده از قدرت دولتی، به گونهای عمل کردهاید که جوهر و ارزشتان به خاک تبدیل شده است.
ای دین پاک را به سخنهای دلفریبداده هزار رنگ و به سلطان فروخته
هوش مصنوعی: ای دین پاک، با سخنهای جذاب به گونههای مختلف توصیف شده و به دربار سلطانی عرضه گردیده است.
داده به باد خرمن عمر خود از گزافپس جو به کیل و کاه به میزان فروخته
هوش مصنوعی: عمر خود را بیهوده و به خاطر امور بیاهمیت هدر دادهای. حالا برای به دست آوردن ارزش واقعی خود، باید تلاش کنی و به دنبال چیزهای باارزش بروی.
ای نفس تو زبون هوا کرده عقل راروز وغا سلاح به خصمان فروخته
هوش مصنوعی: ای جان، تو به گونهای با نفس خود سخن گفتهای که عقل را در روزهای سخت و جنگ، به سلاح دشمنان فروختهای.
این علمها که نزد بزرگان روزگارچون یخ نمیشود به زمستان فروخته
هوش مصنوعی: این دانشها که در دست بزرگترها و حکیمان زمانه موجود است، مانند یخ در زمستان نمیمانند و زوال پیدا نمیکنند.
دشوار کرده حاصل و آسانش گفته ترکگوهر گران خریده و ارزان فروخته
هوش مصنوعی: او به سختی به دست آورده و به سادگی از آن گذر کرده است؛ گوهری با ارزش را ترک کرده و به قیمت پایین فروخته است.
مکر و حسد مکن که نه اخلاق آدمیستای دیو و دد خریده و انسان فروخته
هوش مصنوعی: مکار و حسود نباش، چون این رفتار نشانههای انسانی نیست. تو موجودی همچون دیو و ددی هستی که انسانیت خود را به بهایی ناچیز فروختهای.
علم از برای دین و تو دنیا خری به آندایم تو این خریدهای و آن فروخته
هوش مصنوعی: دانش برای پیشرفت دین و معنویت است، اما تو فقط به دنیای مادّی دلبستهای. تو دائماً در حال خریدن چیزی هستی و چیز دیگری را میفروشی.
در ماه دی دریغ و تأسف خوری بسیای مرد پوستین به حزیران فروخته
هوش مصنوعی: در ماه دی، افسوس و حسرت زیاد به دل بزن، ای مرد! پوستینت را به پاییز فروختهای و حالا در سرما هستی.
کز کید حاسدان به غلامی و بندگیدر مصر گشت یوسف کنعان فروخته
هوش مصنوعی: به خاطر نقشههای حسودان، یوسف که از سرزمین کنعان بود، به غلامی و بندگی در مصر درآمد.
این رمزها که با تو همی گویم ای پسرهر نکته گوهریست به نادان فروخته
هوش مصنوعی: این سخنانی که با تو بیان میکنم، پسر، هر کدام از این نکتهها مانند گوهر ارزشمند است که به نادانان ارائه داده شده است.