شمارهٔ ۱۲۲
هوش مصنوعی: این شعر به مضامین عشق و رنج در مسیر عاشقی میپردازد. شاعر به فردی که در پی لذتهای دنیوی است، میگوید که باید از تنپرستی و دنیاگریزی دست بکشد و به عشق و دوستی بپردازد. او تأکید میکند که تحمل رنج در راه عشق بیفایده نیست و در نهایت به وصال میانجامد. شاعر از چهرههای تاریخی و شخصیتهای معروف مانند حسین، یزید، خسرو و رستم مثال میآورد تا نشان دهد رنج و سختی در مسیر عشق و دیانت طبیعی است و در نهایت رضایت و خوشحالی به دنبال آن میآید. در نهایت تأکید میکند که از تلاش و سختی باید شکرگزار بود و از فرصتها بهرهبرداری کرد.
ای تنآرامی که خون جان به گردن میبریراحت جان ترک کرده زحمت تن میبری
هوش مصنوعی: ای آرامشدهنده بدن، تو جانم را بر دوش میکشی و در عوض، جانم را به راحتی رها میکنی و از زحمت جسم آزاد میشوی.
تنپرستی ترک کن چون عشق کردی اختیاررو به کار دوست داری بار دشمن میبری
هوش مصنوعی: اگر عاشق کسی هستی، تنبلی را رها کن و به کارهای دوستت برس. در غیر این صورت، باری از دشواریها را بر دوش خواهی کشید.
با یزید انبازی اندر خون شاهی چون حسینچون تو در حرب از برای شمر جوشن میبری
هوش مصنوعی: در این بیت به تضاد بین یزید و حسین اشاره شده است. به نوعی بیان میکند که یزید در کنار کسانی قرار گرفته که در خون شاهان دست دارند، در حالی که حسین در میدان جنگ با شمر و دیگران، به خاطر اصول خود میجنگید. به تصویر کشیدن این تضاد، نشاندهنده نیکی و پاکی حسین و پلیدی یزید است.
رنج بردن در طریق عاشقی بیهوده نیستدر نکویان بدگمانی گر چنین ظن میبری
هوش مصنوعی: تحمل رنج در مسیر عشق بیفایده نیست، اگر در مورد خوبان بدگمانی داشته باشی و چنین فکر کنی.
گر ز عشقت محنت آید صبر کن کز وصل دوستراحتی بینی اگر رنجی درین فن میبری
هوش مصنوعی: اگر از عشق تو دچار زحمت و سختی شوم، صبر کن؛ چون به خاطر ارتباط با دوست، آرامش و راحتی خواهی دید. اگر در این راه رنجی متحمل میشوی، طبیعی است.
هم عصایی هم صفورایی به دست آرد کلیمور به چوپانی ز مصرش سوی مدین میبری
هوش مصنوعی: کلیم، هم عصای خود را به دست میگیرد هم صفورا را، و اگر به چوپانی که از مصر به مدین میرود، برسانید.
گر چو خسرو چند روز از دست دادی ملک پارسهمچو شیرین شکرستانی ز اَرمن میبری
هوش مصنوعی: اگر مانند خسرو مدت زیادی را در اختیار نداشتهباشی تا سلطنت پارس را تجربه کنی، مانند شیرین که از سرزمینی خوشمزه میگذرد، از اَرمن عبور خواهی کرد.
نیستی شاکر که خشنودی شیرین حاصلسترنج اگر در سنگ چون فرهاد کُهکن میبری
هوش مصنوعی: اگر شکرگزار نباشی، حتماً شیرینی رضایت را نخواهی چشید. حتی اگر برای رسیدن به خواستههایت مثل فرهاد، سختی و رنج بکشی، باید درک کنی که نتیجهاش ارزشمند است.
همچو رستم سهل گردد راه توران بر دلتچون سوی ایران سپهداری چو بیژن میبری
هوش مصنوعی: مانند رستم، راه توران برای تو آسان میشود، زمانی که در دل تو، سپهداری به سوی ایران میرود، همچون بیژن.
به ز بیداری بود جای دگر سگ را و گربر در اصحاب کهفش بهر خفتن میبری
هوش مصنوعی: بهتر است که در حال بیداری و هوشیاری به دنبال مکانهای دیگر برای استراحت باشی، و اگر میخواهی مثل همراهان اهل غار خواب آلود باشی، باید به مکانهای خاصی بروی.
دوست چون گل جلوهٔ رخسار خود کرده است و توهمچو بلبل روزگار خود به گفتن میبری
هوش مصنوعی: دوست مانند گلی زیبا چهرهاش را به نمایش گذاشته و تو مانند بلبلی هستی که در حال بیان احساسات و داستانهای زندگیاش است.
گر بقوّالان آن حضرت فرستی شعر خودنزد آواز جلاجل بانگ هاون میبری
هوش مصنوعی: اگر شعر خود را به قوالان آن حضرت بفرستی، مانند آن است که در صدای هاون آواز سر میدهی.
شعر خود نزدیک او آگه نهای ای زندهدلکز چراغ مرده پیش شمع روغن میبری
هوش مصنوعی: ای انسان زندهدل، به یاد داشته باش که وقتی به حقیقت نزدیک میشوی، نباید از منابع بیارزش استفاده کنی. مثل این است که از نور یک چراغ خاموش به جای شمعی که روشن است، بهره میگیری.
سیف فرغانی ازین کشت ار نچیدی خوشهایشکر کن چون دانهای زاطراف خرمن میبری
هوش مصنوعی: اگر سیف فرغانی در این مزرعه موفق به برداشت خوشهای نشود، باید شکرگزار باشد چون مانند دانهای است که از اطراف خرمن برمیدارد.