شمارهٔ ۱۲۱
هوش مصنوعی: این شعر به بررسی مسأله بیهودگی سخن و لزوم عمل در زندگی میپردازد. شاعر بیان میکند که عمر انسان به مانند بازار است و در این بازار، کار و تلاش ارزشمندتر از سخن گفتن بیهوده است. او به مثالی از بلبل اشاره میکند که فقط در مورد گل میخواند اما هیچ کاری انجام نمیدهد.
شاعر به بیفایده بودن سخنان در برابر کردار نیک اشاره میکند و تأکید میکند که عمل مهمتر از گفتار است. او همچنین هشدار میدهد که مدح امرا و ظالمین میتواند انسان را دچار لکه ننگ کند و باید از آن پرهیز کرد.
در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که باید زمان باقیمانده را صرف استغفار و عمل صالح کرد و نه سخنان بیهوده، چرا که زندگی کوتاه و پر از عواقب است و تنها کار نیک توانایی نجات انسان را دارد.
ای ز بازار جهان حاصل تو گفتاریعمر تو موسم کارست و جهان بازاری
هوش مصنوعی: تو از بازار دنیا بهرهات را بردهای، عمرت زمان فعالیت و کار است و این دنیا همچون بازاری است.
اندرآن روز که کردار نکو سود کندنکند فایده گر خرج کنی گفتاری
هوش مصنوعی: در آن روزی که عمل نیک اثر داشته باشد، سخن گفتن و هزینه کردن فایدهای نخواهد داشت.
همچو بلبل که برافراز گلی بنشیندچند گفتی سخن و هیچ نکردی کاری
هوش مصنوعی: مانند بلبل که بر روی گلی مینشینند و آواز میخوانند، تو فقط حرف زدی اما هیچ اقدامی انجام ندادی.
ظاهر آنست که بی زاد و تهی دست رودگر ازین مزرعه کس پر نکند انباری
هوش مصنوعی: ظاهر این است که اگر کسی بدون داشتن زاد و توشه به راه برود و از این مزرعه کسی چیزی بر ندارد، در واقع به جایی نمیرسد و انبار پر نخواهد شد.
زر طاعت زن و اخلاص عیار آن سازخواجه تا سود کنی بر درمی دیناری
هوش مصنوعی: اگر به اطاعت و وفاداری همسر خود ارزشی بدهی و از آن بهرهبرداری کنی، میتوانی از این مسیر به سود مالی و روحی دست یابی.
هرچه گویی به جز از ذکر همه بیهوده استسخن بیهده زهرست و زبانت ماری
هوش مصنوعی: هر چیزی که به جز یاد خدا گفته شود، بیفایده است. سخن بیهوده مانند زهر است و زبان انسان تشبیه به ماری میشود که خطرناک و زیانآور است.
شعر نیکو که خموشیست از آن نیکوتراگرت دست دهد نیز مگو بسیاری
هوش مصنوعی: شعر زیبا، که ناشی از سکوت است، از آن هم زیباتر است. اگر هم بتوانی بگویی، بهتر است که زیادی در این مورد صحبت نکنی.
راست چون واعظ نان جوی بدین شاد مشوکه سخن گویی و جهال بگویند آری
هوش مصنوعی: به طور خلاصه، این بیت به ما میگوید که نباید به حرفهای دیگران و نظرات نادرست اکتفا کنیم. باید با دقت و آگاهی عمل کنیم و به دنبال حقیقت باشیم، حتی اگر دیگران به ما تأسیساتی بزنند و به ما بگویند که در کارمان اشتباه میکنیم. در واقع، بعضی اوقات باید بر اصول و درستی کار خود پافشاری کنیم و از توهمات و قضاوتهای نادرست دوری کنیم.
از ثنای امرا نیک نگهدار زبانگرچه رنگین سخنی نقش مکن دیواری
هوش مصنوعی: زبانت را در ستایش امرا و بزرگزادگان نگهدار، حتی اگر بخواهی حرف زیبا و فریبندهای بگویی، مبادا که مانند دیواری تو را محدود کند.
مدح این قوم دل روشن تو تیره کندهمچو رو را کلف و آینه را زنگاری
هوش مصنوعی: ستایش این گروه، دل تو را تیره میکند مانند اینکه روی آینه را کثیف و زنگ زده کند.
آن جماعت که سخن از پی ایشان گفتندراست چون نامیه بستند گلی بر خاری
هوش مصنوعی: افرادی که درباره آن جماعت صحبت کردند، درست مانند کسانی هستند که برای پیوند زدن چیزی زیبا بر یک خار، زحمت کشیدهاند.
از چنین مرده دلان راحت جان چشم مدارچون ز رنجور شفا کسب کند بیماری؟
هوش مصنوعی: به افرادی که دل سخت و مرده دارند، امید نداشته باش، چرا که مانند بیماران بیحال نمیتوانند از رنجها بهبود یابند.
شاعر از خرمن این قوم بکاهی نرسدگر ازین نقد بیک جو بدهد خرواری
هوش مصنوعی: شاعر میگوید که اگر بخواهد از سرای این مردم چیزی به دست آورد، به هیچوجه نمیتواند. حتی اگر تلاش کند و از آنها چیزی بگیرد، باز هم چندان ارزشی نخواهد داشت، اگرچه ممکن است در ظاهر چیزی به او بدهند.
شاعری چیست که آزاده از آن گیرد نامننگ خلقی گر ازین نام نداری عاری
هوش مصنوعی: شاعر کیست که به خاطر آزادیاش نامش به ننگ ملتی آلوده شود؛ اگر از این نام بیخبر باشی، از آن پاکی و دوری.
گربهٔ زاهدی و حیله کنی چون روباهتا سگ نفس تو زهری بخورد یا ماری
هوش مصنوعی: گربهای که خود را زاهد نشان میدهد و مانند روباه فریبنده است، به گونهای عمل میکند که نفس سگ، به زهر یا مار دچار شود. این بیان به نوعی اشاره به نیرنگ و فریبکاری دارد، جایی که ظاهر نیکو میتواند زمینهساز خطر و سمّ باشد.
پیل را خر شمر آنگه که کشد بار کسیشیر را سگ شمر آنگه که خورد مرداری
هوش مصنوعی: اگر کسی را ببینی که در حال حمل بار است، او را با حیوانی مثل خر مقایسه کن. و اگر ببیند که حیوانی مثل شیر مردار میخورد، باید او را مانند سگی بیارزش بدانید.
بهر مخدوم مجازی دل و دین ترک کنیتا ترا دست دهد پایهٔ خدمتکاری
هوش مصنوعی: اگر بخواهی به خاطر خدمتی که به محبوب مجازی خود میکنی، دل و دینت را رها کنی، این کار را انجام بده تا بتوانی به مقام خدمتکاری دست پیدا کنی.
هردم از سفرهٔ انعام خداوند کریمخورده صد نعمت و یک شکر نگفته باری
هوش مصنوعی: هر لحظه از روزیهای پر برکت خداوند رحیم، نعمتهای زیادی میخورم، اما هرگز یک بار هم شکرگزار نیستم.
نزد آنکس که چو من سلطنت دل داردشه گزیری بود و میر چوده سالاری
هوش مصنوعی: کسی که مانند من بر دلها سلطنت و حکومت دارد، برای او هیچ کس نمیتواند فرار کند و از زیر سلطهی او بیرون رود.
ظالمی را که همه ساله بود کارش فسقبطمع نام منه عادل نیکوکاری
هوش مصنوعی: ظالمی که هر سال به فساد و نادرستی مشغول است، حتی به خاطر طمع، مرا به عنوان فردی عادل و نیکوکار خطاب نکن.
نیت طاعت او هست ترا معصیتیکمر خدمت او هست ترا زناری
هوش مصنوعی: نیت تو اطاعت از اوست، اما خطاهایی در کارهای تو وجود دارد که به نوعی دلیلی برای خدمات تو به او هستند.
هر کرا زین امرا مدح کنی ظلم بودخاصه امروز که از عدل نماند آثاری
هوش مصنوعی: اگر کسی به خاطر این امور از دیگران تعریف و ستایش کند، این کار ظلم به حساب میآید، به ویژه در روزگار کنونی که نشانهای از عدالت باقی نمانده است.
کژ روی پیشه کنی جمله ترا یار شوندور ره راست روی هیچ نیابی یاری
هوش مصنوعی: اگر به راه کج بروی، همه با تو همراه خواهند شد، اما اگر به راه راست بروی، هیچ یاری نخواهی یافت.
کله مدح تو بر فرق چنین تاجورانراست چون بر سر انگشت بود دستاری
هوش مصنوعی: مدح و ستایش تو برای این پادشاهان مانند تاجی است که بر سر آنها گذاشته میشود، همانطور که دستار کوچکی بر سر انگشتان قرار میگیرد.
صورت جان تو در چشم دل معنی دارزشت گردد بنکو گفتن بدکرداری
هوش مصنوعی: اگر چشم دل به صورت تو بنگرد، زیبایی واقعیات زیر سوال میرود و این نشاندهندهی بدیهایی است که در حق تو روا داشتهاند.
اسدالمعر که خوانی تو کسی را که بودروبه حیله گری یا سگ مردم خواری
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف شخصی میپردازد که از نظر فریبکاری و نیرنگبازی، کارشکنی و حیلهگری میکند. او شبیه به موجودی است که از دیگران سوءاستفاده میکند و به جای صداقت و وفاداری، به فریب و نیرنگ روی میآورد. این فرد میتواند تشبیه به یک سگ باشد که به جای وفاداری، به بردگی و بهرهکشی از دیگران مشغول است.
و گرت دست قریحت در انشا کوبدمدح این طایفه بگذار و غزل گو باری
هوش مصنوعی: اگر توانایی و قدرت سخنوریات در مدح این گروه به کار نیفتد، بهتر است بیخیال آن شوی و به سراغ غزل و شعرهای دیگر بروی.
شعر نیکو را چون نقطه دلی باید جمعهمچو خط را قلم و دایره را پرگاری
هوش مصنوعی: شعر خوب باید مانند نقطهای در دل جمع شود، درست مانند اینکه خط و دایره به هم متصل میشوند.
سیف فرغانی اگر چند درین دور ترابلبل روح حزینست چو بو تیماری
هوش مصنوعی: اگرچه سیف فرغانی در این زمان در کنار توست، اما دل بلبل حزینی همچون بویی از گل، غمگین و دلتنگ است.
نه ترا هیچ کسی جز غم جان دلجویینه ترا هیچ کسی جز دل تو غمخواری
هوش مصنوعی: هیچ کس به جز غم، برای دل تو دلجویی نمیکند و هیچ کس به جز دل خودت، غمهای تو را درک و احساس نمیکند.
گرچه کس نیست ز تو شاد برو شادی کنهمچو غم گر نرسانی بدلی آزاری
هوش مصنوعی: اگرچه هیچکس به خاطر تو خوشحال نیست، خودت خوشحال باش مانند غمگینها، چرا که اگر نتوانی کسی را خوشحال کنی، باعث آزار دیگران نیز نخواهی شد.
شکر منعم بدعای سحری کن نه بمدحکاندرین عهد ترا نیست جز او دلداری
هوش مصنوعی: برای شکرگزاری از نعمتها، در ساعات سحر دعا کن و نه فقط به مدح و سخن گفتن در مورد او. در این زمان، جز او هیچ نجاتدهندهای برای تو وجود ندارد.
صورتند این امرا جمله ز معنی خالیاوست چون در نگری صورت معنی داری
هوش مصنوعی: این افراد تنها به ظاهر و شکل خود توجه دارند و از عمق و معنا بیبهرهاند، اما وقتی به روح و محتوای حقیقی توجه کنی، متوجه میشوی که زیبایی در درون آنها وجود دارد.
چون ازین شیوه سخن طبع تو فصلی پرداختبعد ازین بر در این باب بزن مسماری
هوش مصنوعی: بعد از اینکه با این روش سخن گفتن را شناختهای، بهتر است در این زمینه بیشتر تلاش کنی و خودت را تقویت کنی.
بسخن گفتن بیهوده بپایان شد عمرصرف کن باقی ایام باستغفاری
هوش مصنوعی: بیهوده سخن گفتن عمر را به پایان میرساند، پس بگذار باقی ایام را به استغفار و توبه بگذرانی.