غزل شمارهٔ ۲۹
هوش مصنوعی: غزل درباره عشق و دل باختگی به معشوق است. شاعر از تسلیم شدن دل و دین خود به معشوق صحبت میکند و بیان میکند که هیچگاه از وصال او سیر نخواهد شد. او آرزو دارد که دیدن زیبایی معشوق به قدری دلپذیر باشد که حتی سلیمان نیز از زیباییاش حیرتزده شود. شاعر به زخمهای دلش اشاره میکند و میگوید که عشق او درد را تسکین میدهد. او بر این باور است که هیچ ثروتی ارزشمندتر از عشق نیست و در دایره عشق، هر کس که فروتن نباشد جایی ندارد. شاعر امیدوار است که روزی معشوق او را قبول کند و در آن روز به خواجگی خواهد رسید. غزل با اشاراتی به عشق و عظمت آن پایان مییابد.
دادیم به یک جلوهٔ رویت دل و دین راتسلیم تو کردیم هم آن را و هم این را
هوش مصنوعی: دل و دین خود را به زیبایی چهرهات تسلیم کردیم و همه چیز را فدای تو کردیم.
من سیر نخواهم شدن از وصل تو آریلب تشنه قناعت نکند ماء معین را
هوش مصنوعی: من از وصل تو سیر نمیشوم؛ هرچند که مثل تشنهای هستم که آب زلال هرگز نمیتواند نیازش را برطرف کند.
میدید اگر لعل تو را چشم سلیمانمیداد در اول نظر از دست نگین را
هوش مصنوعی: اگر سلیمان با نگاه اول تو را میدید، به راحتی انگشترش را از دست میداد.
بر خاک رهی تا ننشینی همهٔ عمرواقف نشوی حال من خاک نشین را
هوش مصنوعی: اگر بر خاک را نشینی و به حال من پی نبری، هیچگاه در طول عمرت نخواهی فهمید که من در چه وضعیتی هستم.
بر زخم دلم تازه فشاند نمکی عشقوقتی که گشایی لب لعل نمکین را
هوش مصنوعی: وقتی که تو لبان زیبایت را باز میکنی، عشق مثل نمکی تازه بر زخمهای دلم میریزد.
گر چین سر زلف تو مشاطه گشایدعطار به یک جو نخرد نافهٔ چین را
هوش مصنوعی: اگر کسی بخواهد به زیبایی و جذابیت موهای تو پی ببرد، عطار (عطار به معنای کسی است که عطر میفروشد) نمیتواند حتی با یک مقدار کم، بوی خوش و عطر نابی را که در زیبایی تو نهفته است، معادل کند.
هر بوالهوسی تا نکند دعوی مهرتای کاش بر آری زکمر خنجر کین را
هوش مصنوعی: هر کسی که عاشق است و جرات میکند از عشق خود سخن بگوید، ای کاش نشان دهد که تا چه اندازه برای این عشق آماده است و از خودگذشتگی میکند.
در دایرهٔ تاجوران راه نداردهر سر که به پای تو نسایید جبین را
هوش مصنوعی: در میان شاهزادگان و بزرگان، هر کس که برای تو افتادگی نداشته باشد و سرش را به پای تو نگذارد، جایی ندارد.
چون باز شود پنجهٔ شاهین محبتدرهم شکند شهپر جبریل امین را
هوش مصنوعی: زمانی که پنجهٔ شاهین عشق باز شود، قدرت و عظمت جبرئیل امین نیز در هم شکسته خواهد شد.
روزی که کند دوست قبولم به غلامیآن روز کنم خواجگی روی زمین را
هوش مصنوعی: روزی که دوستم به من پذیرش بدهد و من را به عنوان خدمتکار بپذیرد، در آن روز به مقام بلندی در دنیا دست پیدا میکنم.
گر ساکن آن کوی شود جان فروغیبیرون کند از سر هوس خلد برین را
هوش مصنوعی: اگر کسی در آن محله بماند، جانش به روشنی میرسد و از روی آرزو، بهشت را از دل برمیآورد.