غزل شمارهٔ ۱۳۲
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به شدت از عشق و فراق سخن میگوید و احساسات عمیق خود را بیان میکند. او در انتظار و آرزوی وصال معشوق خود است و آماده است تا برای به دست آوردن او هر بهایی بپردازد. به روشنی نشان میدهد که اگر نتواند به معشوقش برسد، به شدت رنج خواهد کشید و حتی ممکن است به انتقام و خشونت روی آورد. شاعر به تضاد میان عشق و درد اشاره میکند و در نهایت بیان میکند که اگر در عشقش موفق نشود، تمامی عواقب آن را خواهد پذیرفت. حسرت و غم در این شعر جاری است و عزم او برای جستجوی عشق واضح است.
یک شب آخر دامن آه سحر خواهم گرفتداد خود را زان مه بیدادگر خواهم گرفت
هوش مصنوعی: یک شب به آغوش سرخی سپیدهدم میروم و از آن شب بیرحم فریاد خود را خواهش میکنم.
چشم گریان را به طوفان بلا خواهم سپردنوک مژگان را به خوناب جگر خواهم گرفت
هوش مصنوعی: چشمان گریهدارم را بهخطر و تنگنا میسپارم و با نوک مژههایم، خون دل را جمعآوری میکنم.
نعرهها خواهم زد و در بحر و بر خواهم فتادشعلهها خواهم شد و در خشک و تر خواهم گرفت
هوش مصنوعی: من فریاد خواهم زد و در دریا و زمین ظاهر خواهم شد؛ مثل شعلهای در آتش میسوزم و در همه جا، چه تر و چه خشک، نفوذ خواهم کرد.
انتقامم را ز زلفش مو به مو خواهم کشیدآرزویم را ز لعلش سر به سر خواهم گرفت
هوش مصنوعی: از هر تار موی او انتقامم را خواهم گرفت و تمام آرزوهایم را از لبانش به دست میآورم.
یا به زندان فراقش بی نشان خواهم شدنیا گریبان وصالش بی خبر خواهم گرفت
هوش مصنوعی: یا به خاطر دوری او به نوعی در حسرت و عذابی بدون نشانه خواهم افتاد، یا بدون اطلاع، در آغوش او قرار خواهم گرفت.
یا بهار عمر من رو بر خزان خواهد نهادیا نهال قامت او را به بر خواهم گرفت
هوش مصنوعی: در زندگی من یا فصل خوشبختی خواهد آمد، یا اینکه به جای آن، دچار مشکلات و فرازونشیبها خواهم شد.
یا به پایش نقد جان بیگفتگو خواهم فشاندیا ز دستش آستین بر چشم تر خواهم گرفت
هوش مصنوعی: من یا بیهیچ حرفی جانم را به پای او نثار میکنم، یا با دستش آستین را بر روی چشمانم میکشیدم.
یا به حاجت در برش دست طلب خواهم گشادیا به حجت از درش راه سفر خواهم گرفت
هوش مصنوعی: یا اگر به خاطر خواستهام به سراغ او بروم، دستم را به سمت او دراز میکنم، یا اگر به دلیل حق و دلیل باشد، از در او راه سفر را پیدا میکنم.
یا لبانش را ز لب همچون شکر خواهم مکیدیا میانش را به بر همچون کمر خواهم گرفت
هوش مصنوعی: یا لبهایش را مانند شکر میمکد، یا کمرش را در آغوش میگیرم.
گر نخواهد داد من امروز داد آن شاه حسندامنش فردا به نزد دادگر خواهم گرفت
هوش مصنوعی: اگر امروز آن شاه حسن به من کمک نکند، فردا همان دامنش را به نزد خداوند دادگر خواهم طلبید.
بر سرم قاتل اگر بار دگر خواهد گذشتزندگی را با دم تیغش ز سر خواهم گرفت
هوش مصنوعی: اگر قاتلی دوباره بر سر من بیاید، زندگی را با تیغ خودم از سر خودم میبرم.
باز اگر بر منظرش روزی نظر خواهم فکندکام چندین ساله را از یک نظر خواهم گرفت
هوش مصنوعی: اگر روزی دوباره به او نگاه کنم، میتوانم تمامی آرزوهای سالهایم را تنها با یک نگاه به دست بیاورم.
یا سر و پای مرا در خاک و خون خواهد کشیدیا بر و دوش ورا در سیم و زر خواهم گرفت
هوش مصنوعی: یا من را در خاک و خون میکشد یا من او را در زینتهای طلا و نقره میگیرم.
گر فروغی ماه من برقع ز رو خواهد فکندصد هزاران عیب بر شمس و قمر خواهم گرفت
هوش مصنوعی: اگر نور ماه من نقابش را کنار بزند، من به همه نقصها و عیبهای خورشید و ماه آگاه میشوم.