غزل شمارهٔ ۱۵۰
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق میپردازد و بیان میکند که دلها و جانها در جستجوی این زیبایی به زانو درآمدهاند. او به توصیف احوال عاشقان که در انتظار لبخند و چهره معشوق هستند، اشاره میکند و از آرزوها و امیدهای آنان سخن میگوید. همچنین، او به تأثیر عمیق زیبایی معشوق بر افراد مختلف و جامعه اشاره میکند و میگوید که این زیبایی در دل جوانان و پیران اثر میگذارد. در پایان، شاعر حسرت و آرزوی خود را برای رسیدن به محبت و نگاه معشوق ابراز میکند.
در پای تو تا زلف چلیپای تو افتاددلها به تظلم همه در پای تو افتاد
هوش مصنوعی: وقتی که زلفهای زیبا و پیچیدهات بر زمین افتاد، دلها با درد و ناچاری به پای تو ریختند.
دل در طلب خندهٔ شیرین تو خون شدجان در طمع لعل شکرخای تو افتاد
هوش مصنوعی: دل در آرزوی خندهٔ دلنشین تو یاری میکند و جان در انتظار لبهای شیرین تو به زانو افتاده است.
کوثر به خیال لب میگون تو دم زدطوبی به هوای قد رعنای تو افتاد
هوش مصنوعی: کوثر به زیبایی لبهای خوشرنگ تو فکر کرد و درخت طوبی به خاطر قامت زیبا و دلربایت، به شوق افتاد.
یک طایفه هر صبح به امید تو برخاستیک سلسله هر شام به سودای تو افتاد
هوش مصنوعی: هر روز یک گروه به امید دیدنت بیدار میشوند و هر شب گروهی دیگر به یاد تو به خواب میروند.
سودازدهای را که به جان دسترسی بوددر فکر خریداری کالای تو افتاد
هوش مصنوعی: شخصی که دچار شوق و اشتیاق است و به راحتی به آرزوهایش میرسد، در تلاش است تا کالا یا چیزی که تو داری را به دست بیاورد.
یارب چه جوانی تو که پای دل پیراندر بند سر زلف سمنسای تو افتاد
هوش مصنوعی: ای خدا، چه جوانی داری که دلهای پیران به خاطر زیباییهای زلفهای تو در دام افتادهاند.
خون همه عشاق وفاکیش جفاکشدر گردن بازوی توانای تو افتاد
هوش مصنوعی: خون تمام عاشقان وفادار و کسانی که به تو جفا کردهاند، بر گردن بازوی قوی تو ریخته شده است.
بایست که از هیچ بلایی نگریزدهر خستهدلی کز پی بالای تو افتاد
هوش مصنوعی: هر کسی که به دنبال آرزوی تو است، باید در برابر هر بدی شجاعت داشته باشد و نترسد.
ارباب هوس گرد لب نوش تو جمعندغوغای مگس بر سر حلوای تو افتاد
هوش مصنوعی: مردم به خاطر جذابیت و زیبایی تو گرد آمدهاند، مانند مگسهایی که به دور حلوای خوشمزه جمع میشوند.
آن دل که به هر معرکهای دادرسم بودفریاد که اندر صف غوغای تو افتاد
هوش مصنوعی: دل من که همیشه در هر بحران و حادثهای پشتیبان من بود، اکنون در میان هیاهو و جنجالهای تو به فریاد درآمده است.
داد دل بیچارهام امروز ندادیدردا که مرا کار به فردای تو افتاد
هوش مصنوعی: امروز دل بیچارهام را در اختیارم نگذاشتی و چقدر دردناک است که کارم به آینده تو کشیده شد.
در مملکت حسن بزن سکه شاهیکاین قرعه به نام رخ زیبای تو افتاد
هوش مصنوعی: در سرزمین زیبایی و خوشحالی، پولی با ارزش و با اعتبار باید ضرب شود، چون این قضا و قدر به نام چهره دلربای تو رقم خورده است.
آگه ز صفآرایی دارای جهان شدچشمی که به مژگان صفآرای تو افتاد
هوش مصنوعی: اگر چشمی که به زیبایی تو خیره شده، از نظم و زیبایی جهان آگاه باشد، مسلماً متوجه زیباییهای بینظیر و جذابیتهای تو خواهد شد.
سر حلقهٔ شاهان جهان ناصردین شاهکز حلقهٔ خوبان به تمنای تو افتاد
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر اشاره میکند که ناصرالدین شاه، که در میان پادشاهان جهان جایگاه ویژهای دارد، به خاطر زیبایی و جذابیت تو به حلقهٔ خوبان پیوسته است. در واقع، او به دنبال تو و تحت تأثیر زیباییات قرار گرفته است.
یک شهر درآمد به تماشای فروغیتا بر سر او شور تماشای تو افتاد
هوش مصنوعی: یک شهر برای دیدن زیبایی فروغی به ملاقات او آمده بود، اما در این میان، همه توجهها معطوف به تو شد و شور و شوق تماشای تو بر سر آنها سایه انداخت.