غزل شمارهٔ ۱۹۸
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به اهمیت عشق و محبت اشاره میکند. او میگوید کسی که به جان نزدیک است، باید به دل دیگران مهر داشته باشد و از غم آنها دوری کند. همچنین به تشبیهاتی درباره یادآوری گلستان و تنهایی میپردازد و نشان میدهد که اگر مرغی در قفس باشد، انتظار نمیرود که به گلستان فکر کند. شاعر به افکار عشق و محبت اشاره دارد و میگوید که باید از اطراف خود مراقبت کنیم تا کسی در دامان ما نادرست نیفتد. در نهایت، به احتیاط در برابر عشق و خطراتی که ممکن است پیش بیاید، اشاره میکند.
هر کس که به جان دسترسی داشته باشدباید که به دل مهر کسی داشته باشد
هوش مصنوعی: هر کسی که بتواند به عمق وجودش نفوذ کند، باید در دلش محبتی نسبت به دیگری داشته باشد.
زان بر سر بیمار غمش پا نگذاردترسد که مبادا نفسی داشته باشد
هوش مصنوعی: غمی که بر سر بیمار نشسته، بر او پا نمیگذارد، زیرا میترسد که مبادا او هنوز نفس و جانی در بدن داشته باشد.
دل نالهکنان رفت پی محمل دلدارکاین قافله باید جرسی داشته باشد
هوش مصنوعی: دل، در حال ناله و فریاد به سمت محمل معشوق رفت، زیرا این کاروان باید نشانهای داشته باشد.
گر یاد گلستان نکند هیچ عجب نیستمرغی که به تنها قفسی داشته باشد
هوش مصنوعی: اگر پرندهای به یاد گلستان نیفتد، جای شگفتی نیست؛ چون او فقط یک قفس تنهایی دارد.
از الفت بیگانه بیندیش که حیف استدامان تو هر بوالهوسی داشته باشد
هوش مصنوعی: به دیگران بیاحساس و بیتوجه فکر کن، چرا که شایسته نیست کسی نااهل به دامن تو نزدیک شود.
در پرده قدح نوش فروغی که مباداسنگی به کمینت عسسی داشته باشد
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که در حین لذت بردن از نوشیدن، باید مراقب باشی که در کمین تو، خطر یا مشکلی وجود نداشته باشد. به عبارت دیگر، هنگام شادی و خوشگذرانی، باید حواسمان به اطراف و تهدیدهای احتمالی باشد.