غزل شمارهٔ ۲۲۱
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به جشن نوروز و شادیهای آن اشاره میکند. مرغان به گلزار میروند و از زیباییهای بهار لذت میبرند. پیران بر کنار آبها نشسته و جوانان به کوهها میروند. زهاد و عباد به سرخوشی مشغولند و هر قشری از جامعه، از جمله شعراء و حکام، در این جشن شرکت میکنند. همه برخاستهاند و شادی و عیدی را از شاه جوان دریافت میکنند. در نهایت، شاعر به زیبایی نوروز و تأثیر آن بر دلها اشاره میکند و همه را به استقبال این جشن فرا میخواند.
عید آمد و مرغان رهِ گلزار گرفتندوز شاخهٔ گل دادِ دلِ زار گرفتند
هوش مصنوعی: این بیت به معنای این است که با آمدن عید، پرندگان به سوی باغها و گلها پرواز کردند و از گلها شاد شدند و دلهای غمگینشان را فراموش کردند.
از رنگِ چمن پردهٔ بزاز دریدندوز بوی سمَن طاقتِ عطار گرفتند
هوش مصنوعی: چمن به قدری زیبا و دلپذیر است که پردهٔ رخت بزاز را پاره کردند و بوی خوش سمن آنقدر شدید است که عطار، که معمولاً در برابر عطرها مقاومت میکند، از آن بیتاب شده است.
پیران کهن بر لب انهار نشستندمستان جوان دامن کُهسار گرفتند
هوش مصنوعی: سالمندان سالخورده در کنار رودها نشستهاند و جوانان شاداب، دامن کوهها را گرفتهاند.
زُهّاد ز کف رشتهٔ تسبیح فکندندعباد ز سر دستهٔ دستار گرفتند
هوش مصنوعی: بندگان و زاهدان، تسبیح را از دستانشان رها کردند و به جای آن، دستار را از بالای سر برداشتند.
یک قوم قدم از سر سجاده کشیدندیک جمع سراغ از در خَمّار گرفتند
هوش مصنوعی: گروهی از مردم از حالت عبادت و زانوی بندگی بلند شدند و گروهی دیگر به دنبال نشانهای از حالت مستی و سرخوشی رفتند.
یک زمره به شوخی لب معشوق گزیدندیک فرقه به شادی می گلنار گرفتند
هوش مصنوعی: گروهی به شوخی و سرگرمی دوست خود را بوسیدند، و دستهای دیگر با خوشحالی و شادمانی گل سرخ را در دست گرفتند.
یک طایفه شکر ز لب دوست مزیدندیک سلسله ساغر ز کف یار گرفتند
هوش مصنوعی: گروهی از شکر به خاطر لبان دوستشان بهرهمند شدند و عدهای دیگر به خاطر دست یار خود از میزدهاند.
یک جَرگه پِیِ چشمِ سیه مست فتادندیک حلقه خَم طرهٔ طرار گرفتند
هوش مصنوعی: در میان جمع، افرادی به خاطر زیبایی و جذابیت چشمان کسی که چهرهاش سیاه و دلربا بود، به دور او جمع شدند و حلقهای از موهای زیبا و پیچیدهاش را در دست گرفتند.
نوروز همایون شد و روزِ میِ گلگونپیمانهکشان ساغر سرشار گرفتند
هوش مصنوعی: نوروز فرا رسید و روزی پر از شادابی و سرخی گلها بود که مردم با شادمانی و پر از نوشیدنیهای خوشمزه، ساغرهای خود را پر کردند.
شیریندهنی بوسه به من داد در این عیدکز شِکَّر او قند به خروار گرفتند
هوش مصنوعی: در ایام عید، دختری با لبخند و بوسهای شیرین به من هدیهای داد که تا حدی شکر او باعث شد قندهای زیادی جمعآوری شود.
میران و وزیران و مشیران و دلیراندر بارگه شاه جهان بار گرفتند
هوش مصنوعی: در دربار شاه جهان، افراد مهمی مانند فرماندهان، وزرا، مشاوران و دلیران جمع شدهاند.
در پای سریر مَلِکِ مملکتآرابر کف شعرا دفتر اشعار گرفتند
هوش مصنوعی: در کنار تخت پادشاه، شعرای بزرگ جمع شدند و آثار و اشعار خود را در دست گرفتند تا زیباییهای کشور را به نمایش بگذارند.
خُدّامِ درِ دولتِ دارایِ گهربخشبر سر طبق درهم و دینار گرفتند
هوش مصنوعی: خداوند در زمانی که ثروت و جواهرات زیادی در اختیار داشت، بندههای خود را به خدمت خود فراخواند و برای آنها طلا و نقره آماده کرد.
ابنای جهان عیدی هر سالهٔ خود رااز شاه جوانبخت جهاندار گرفتند
هوش مصنوعی: فرزندان جهان هر ساله هدیهای را از پادشاه جوان و خوشاقبال دریافت کردند.
اسکندرِ جمشیدسیَر ناصرِدینشاهکز ابر کَفَش گوهر شهوار گرفتند
میگوید که ناصرالدین شاه که مانند اسکندر جهانگشاست، مثل جمشید بخشنده هم هست چنانکه گویی دستانش مانند ابری است که از آن گوهر میبارد و به دیگران میبخشد. (دیگران از دستان بخشندهاش گوهرهای ارزشمند هدیه میگیرند.)
فرخنده شد از فر شهی عید فروغیکز وی همه شاهان سبق کار گرفتند
هوش مصنوعی: به مناسبت جشن و سروری که از عظمت پادشاه به وجود آمده، روشنایی و خوشحالی به وجود آمده است که باعث شده همه پادشاهان از او الگو بگیرند و در کارهای خود پیشرفت کنند.