غزل شمارهٔ ۲۲۲
هوش مصنوعی: این شعر به احساسات درد و رنج اشاره دارد که شاعر از عدم دریافت عشق و آرامش در زندگی خود تجربه میکند. او بیان میکند که از دهان محبوبش هیچ چیزی جز رنج و غم نصیبش نشده و هیچ کس توانایی بیان زیبایی آن را ندارد. همچنین، او از عدم همراهی و فهمی که در میان اهل دل وجود دارد سخن میگوید و اینکه بسیاری از مسائل عشق را نمیتوان از بوالهوسان پرسید. شاعر به این واقعیت اشاره میکند که در زندگی، جز غم و افسوس چیز دیگری نصیبش نشده و حتی در سختیها و مصیبتها نیز کمکی از کسی نمیبیند. بهطورکلی، مضمون شعر، حسرت و ناکامی در عشق است.
کام من از آن کنج دهان هیچ ندادندجز رنجم از این گنج نهان هیچ ندادند
هوش مصنوعی: از آن گوشه دهان مطلوب من هیچگاه چیزی نشنیدم جز این که رنجی به من دادند و از این گنج پنهان هم هیچ چیزی به من نرسید.
در وصف دهانش همه را ناطقه لال استاینجاست که تقریر زبان هیچ ندادند
هوش مصنوعی: در توصیف دهان او همه حرفزنها خاموش هستند، زیرا در اینجا زبان هیچ حرفی نمیزند.
آتش زدگان ستم یار خموشنداینجاست که یارای فغان هیچ ندادند
هوش مصنوعی: آتشزدگان و آسیبدیدگان از ظلم، در سکوت به سر میبرند و در اینجا هیچکس توانایی یا جرأت فریاد زدن ندارد.
باریک تر از موی شدند اهل دل اماآگاهی از آن موی میان هیچ ندادند
هوش مصنوعی: اهل دل بسیار حساس و دقیق شدند، اما هیچگونه آگاهی یا شناختی از این حساسیتهای ظریف پیدا نکردند.
از بوالهوسان مسالهٔ عشق مپرسیدزیرا که در این مرحله جان هیچ ندادند
هوش مصنوعی: از آدمهای بیفکر و سطحی دربارهٔ عشق سؤال نکنید، چون آنها در این موضوع تجربیات عمیقی ندارند و به راحتی نمیتوانند حقیقت عشق را درک کنند.
یک باره سبکبار شد از غصهٔ دورانآن را که به جز رطل گران هیچ ندادند
هوش مصنوعی: ناگهان از ناراحتیهای زندگی آزاد شد، آن کسی که جز باری سنگین هیچ چیز دیگری به او ندادهاند.
آسایشی از مغبچگان هیچ ندیدمآسایشم از دیر مغان هیچ ندادند
هوش مصنوعی: هیچ راحتی از خوشگذرانان ندیدم و هیچ آرامشی هم از میخانهداران به من ندادند.
رفتم به سراغ دل گم گشته به کویشزین یوسف گم گشته نشان هیچ ندادند
هوش مصنوعی: به دنبال قلبی که گم شده بودم، به کوی آن یوسف رفتم، اما هیچ نشانی از او پیدا نکردم.
چون شاد نباشم که دل غمزدهام راغیر از غم آن سرو روان هیچ ندادند
هوش مصنوعی: وقتی که شاد نیستم و دل غمگین دارم، هیچ چیزی جز غم آن معشوق زیبا به من بخشیده نشده است.
در مردن آن شمع برافروخته ما راالا نفس شعلهفشان هیچ ندادند
هوش مصنوعی: در زمان مردن آن شمع روشن، تنها نفس گرم شعلهاش به ما هدیه شده بود و چیز دیگری به ما ندادند.
تیری به نشان دل ما هیچ نینداختانصاف بدان سخت کمان هیچ ندادند
هوش مصنوعی: دل ما مورد هدف هیچ تیری قرار نگرفت و انصاف این است که هیچ کمانداری هم گلولهای نراند.
از خوان قضا قسمت ابنای جهان رابی همت دارای جهان هیچ ندادند
هوش مصنوعی: از میز قضا، هیچ چیز به فرزندان دنیا بدون تلاش و کوشش تعلق نگرفته است. تنها کسانی که تلاش میکنند، میتوانند از نعمتهای جهان بهرهمند شوند.
بخشنده ملک ناصردین آن که به خصمشآسودگی از دور زمان هیچ ندادند
هوش مصنوعی: بخشنده ملک ناصردین، کسی است که به دشمنش اجازه نداد که در آرامش از زمان بی بهره باشد.
فریاد که ترکان ستمپیشه فروغیدر کشتن عشاق امان هیچ ندادند
هوش مصنوعی: فریاد بزنید که ترکها، که ظالم هستند، هیچ رحم و امانی در کشتن عاشقان نشان ندادند.