غزل شمارهٔ ۲۲۸
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوقه پرداخته است. شاعر به ستایش از جذابیتهای ظاهری و باطنی محبوب خود میپردازد و ابراز میدارد که هرچقدر هم که زیبایی او از دنیا دور باشد، همچنان این زیبایی میتواند توجه و علاقه بسیاری را به خود جلب کند. همچنین به درد و رنج عشق و حسرت ناشی از دوری از معشوق اشاره کرده و نشان میدهد که محبت او برای کسانی که در انتظار وصال هستند، گناهی است که ممکن است عواقب سنگینی داشته باشد. در نهایت، شاعر با بیان حسرت و آرزوهایش، به ناتوانی و اشتیاق خود اشاره میکند و میگوید که زندگی بدون حضور محبوبش سخت و ناگوار است.
چینیان گر به کف از جعد تو یک تار آرندآن چه خواهی به سر نافهٔ تاتار آرند
هوش مصنوعی: اگر چینیها یک تار موی فر تو را در دست بگیرند، هر چه بخواهی، آنها میتوانند از موی تاتاری برای تو تهیه کنند.
زال گردون به کلافی نخرد یوسف راگر بدین حسن تو را بر سر بازار آرند
هوش مصنوعی: اگر زال گردون (زمان و سرنوشت) در بازار دنیا یوسف (زیبایی و محبوبیت) را به قیمت کلافی نخرد، به این معناست که اگر زیبایی و حسن تو را به نمایش بگذارند، هیچ کس نمیتواند به ارزش واقعی تو پی ببرد.
روز روشن ندهد کاش فلک جمعی راکز مه روی تو شمعی به شب تار آرند
هوش مصنوعی: آسمان روشنایی روز را به سرنوشت کسانی ندهد که از نور صورت تو همچون شمعی در شب تاریک روشنایی میگیرند.
کشتگان تو کجا زندگی از سر گیرندکه نه بر تربتشان مژدهٔ دیدار آرند
هوش مصنوعی: کشتگان تو کجا میتوانند زندگی را از سر بگیرند، در حالی که بر سر قبرشان خبری از ملاقات خوشحالی نیست.
مردم آخر همه مردند ز بیماری دلبه امیدی که تو را بر سر بیمار آرند
هوش مصنوعی: آخرالزمان، مردم به خاطر درد و رنج دلشان از دنیا میروند و تنها به امید این که تو برای دیدن آنها بیایی و بر سر بیمارانی که در حال مرگاند نگهداری کنی.
گر به کیش تو گناه است محبت، ترسمکه جهان را به صف حشر گنه کار آرند
هوش مصنوعی: اگر عشق و محبت به تو گناه محسوب میشود، میترسم که در روز قیامت تمام مردم را به خاطر این گناه محاکمه کنند.
اندکی صبر کن از قابل صاحب نظرانتا ز میدان غمت کشتهٔ بسیار آرند
هوش مصنوعی: کمی صبر کن تا کارشناسان و صاحبنظران از میان غمها و مشکلاتی که با آنها روبهرو هستی، راهحلی بیابند و کمک کنند.
ناله هم در شکن دام تو نتوان که مبادخط آزادی مرغان گرفتار آرند
هوش مصنوعی: ناله نیز در چنگال تو تأثیری ندارد، مبادا که پرندگان گرفتار، خط آزادی را به دست آورند.
بلبل از شاخ گل افتد به زمین از مستیگر سحر بوی خوشت جانب گلزار آرند
هوش مصنوعی: پرندهای که از شاخۀ گل به زمین میافتد به خاطر شوق و سرخوشی، اگر در سحرگاه بوی خوش تو را به سمت گلزار بکشاند.
سخت بی چشم تو در عین خمارم، ای کاشیک دو جامم ز در خانه خمار آرند
هوش مصنوعی: بدون حضور تو، روزها برایم به شدت دشوار و خستهکننده است. کاش حداقل یکی دو جام شراب از میخانهات برایم بیاورند تا کمی تسلای خاطر پیدا کنم.
خون بها را نبرد نام فروغی در حشراگرش بر دم تیغ تو دگر بار آرند
هوش مصنوعی: اگر در قیامت خون بهایی که به گردن توست را به یاد نیاورند، حتی اگر دوباره نام او را بر تیغ تو بیاورند.