غزل شمارهٔ ۲۶۸
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و اثراتی است که بر دل و جان انسان میگذارد. شاعر بیان میکند که هر کس که زیبایی معشوق را دید، به شدت تحت تأثیر قرار گرفت و از دنیا دلسرد شد. او اشاره میکند که بسیاری از دلها به عشق معشوق اسیر شدند و خونهایی که به خاطر این عشق ریخته شد، ارزشی ندارد. شاعر به یاد معشوقش به آسمان آه میکشد و از قدرت عشق و دشمنیهایی سخن میگوید که میان عاشقان و هوسبازان به وجود آمده است. همچنین به زیبایی ابروی معشوق اشاره میکند که برکت و گشایش به همراه دارد. در نهایت، شاعر به وضعیت مسکین کسانی که به عشق پایبند باقی ماندند و از آستان معشوق جا ماندند، اشاره میکند و تأکید میکند که اگر میخواهیم در این باغ عشق دوام بیاوریم، باید قدمی از خود نشان دهیم.
هر کس که دید روی تو آهی ز جان کشیدهر دل که شد اسیر تو دست از جهان کشید
هوش مصنوعی: هر کسی که زیبایی تو را دید، از اعماق وجودش نالهای برآورد و هر دلی که به محبت تو گرفتار شد، از دنیا فرار کرد.
هر خون که ریختی تو به محشر نشد حسابپنداشتم حساب تو را میتوان کشید
هوش مصنوعی: هر قطره خونی که در روز قیامت از تو ریخته شود، حساب و کتابش انجام نخواهد شد. من فکر میکردم میتوانیم محاسبه کنیم و به حساب تو برسیم.
دیشب به یاد قد تو از دل کشیدهامآهی که انتقام من از آسمان کشید
هوش مصنوعی: دیشب به یاد قامت تو، از عمق وجودم آهی کشیدم که گویی آسمان نیز به وسیلهٔ آن به نوعی انتقامم را گرفت.
آن را که چرخ داد به کف سر خط امانخود را به زیر سایه پیر مغان کشید
هوش مصنوعی: آن کسی که زمانه او را به چرخش درآورده، خود را زیر سایهی راهنمایی پیر مغان قرار داده است.
یک بارگی خصومت عشاق و بوالهوسبرخاست از میانه چو تیغ از میان کشید
هوش مصنوعی: ناگهان، دشمنی میان عاشقان و دلباختگان شروع شد، مانند اینکه شمشیری از میان کشیده شود.
ابروی او که مایهٔ چندین گشایش استمنت خدای را که به قتلم کمان کشید
هوش مصنوعی: ابروی او که باعث خوشحالی و راحتی بسیاری است، را شکر که به خاطر من نیز از کمان عشق استفاده کرده و به سمت من آمد.
مسکین کسی که داد ز کف آستین تومسکینتر آن که پای از آن آستان کشید
هوش مصنوعی: بیچاره کسی که از دست تو ناله میکند، اما بیچارهتر کسی است که قدمش را از آن درگاه برداشته و رفته باشد.
این است اگر تطاول گلچین و باغبانباید قدم فروغی از این گلستان کشید
هوش مصنوعی: اگرچه گلچین و باغبان در کار خود بلندپروازی میکنند، اما باید از جایگاه این گلستان غریبانه و با احتیاط گام برداشت.