غزل شمارهٔ ۲۷۳
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عمیق عاشقانه و اشتیاق شاعر به معشوق میپردازد. شاعر میگوید که زلف معشوق هنوز دلهای بسیاری را در هم ریخته و عاشقان هنوز به عشق او دچار عذاب و تشنگیاند. او به مینوشنده (ساقی) اشاره میکند و میپرسد که چه بادهای نوشیده که همگی در خواب غفلتاند. شاعر میگوید که عاشقان به یاد معشوق، در تلاش برای رسیدن به او و برآوردن آرزوهایشان هستند و از غم فراق معشوق رنج میبرند. همچنین بیان میکند که قدرت زیبایی معشوق چنان است که حتی بزرگترین صاحبنظران نیز مجذوب اویند. در نهایت، شاعر از حسرت و امیدی که به برگشت معشوق دارد صحبت میکند و تأکید میکند که هیچکس نمیتواند ادعای آزادی کند زیرا همه در تسخیر زیبایی معشوق و ثروت دیگرانند. این شعر با گلهمندی از گذر زمان و ناکامی در رسیدن به آرزوها همراه است.
بستهٔ زلف تو شوریدهسرانند هنوزتشنهٔ لعل تو خونینجگرانند هنوز
هوش مصنوعی: زلفهای تو هنوز دلهای شیدا را اسیر کرده و آنان که دلشکستهاند همچنان در آرزوی لبهای سرخ تو هستند.
ساقیا در قدح باده چه پیمودی دوشکه حریفان همه در خواب گرانند هنوز
هوش مصنوعی: ای ساقی، شب گذشته چه مقدار شراب در لیوان ریختی که دوستان همه هنوز در خواب عمیق هستند؟
حال عشاق تو گلهای گلستان دانندکه به سودای رُخَت جامهدرانند هنوز
هوش مصنوعی: عاشقان تو همچنان در آرزوی تو زندگی میکنند و مثل گلهای باغ به جمال تو میاندیشند.
از غم سینهٔ سیمین تو ای سیمینساقسنگ بر سینهزنان سیمبرانند هنوز
هوش مصنوعی: از دردِ جدایی و شادی دلانگیز تو، هنوز افرادی هستند که بر سینهها میکوبند و ناله میکنند.
نه همین مات جمال تو منم کز هرسوواله حسن تو صاحبنظرانند هنوز
هوش مصنوعی: من تنها کسی نیستم که به زیبایی تو علاقهمند است؛ بسیاری از اهل نظر و دانایی از هر سو هنوز تحت تأثیر زیبایی تو قرار گرفتهاند.
کاش برگردی از این راه که ارباب امیددر گذرگاه تو حسرت نگرانند هنوز
هوش مصنوعی: ای کاش به راهی که میروی برگردی، زیرا کسانی که به تو امید دارند، هنوز در انتظار تو نگران و دلنگران هستند.
هیچ کس را نرسد دعوی آزادی کردکه همه بندهٔ زرینکمرانند هنوز
هوش مصنوعی: هیچکسی نمیتواند ادعای آزادی کند، زیرا همه هنوز تحت تأثیر و سلطه حاکمان ثروتمند هستند.
همت ما ز سر هردو جهان تند گذشتدیگران قید جهان گذرانند هنوز
هوش مصنوعی: عزم و اراده ما به قدری قوی و بیوقفه بوده که از هر دو جهان عبور کرده است، در حالی که دیگران هنوز درگیر و وابسته به دنیا و امور زودگذر آن هستند.
کامی از ماهوَشان هیچ فروغی مطلبکز سر مهر به کام دگرانند هنوز
هوش مصنوعی: هیچ نوری از آن ماه تابان وجود ندارد که بخواهد از روی محبت به دیگران برساند و هنوز هم در دل آنها چیزی نمیتابد.