غزل شمارهٔ ۲۹۵
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و احساسات عاشقانه صحبت میکند. شاعر از زیبایی محبوبش و جذابیتهای او سخن میگوید و احساس دلباختگی و درد فراق را به تصویر میکشد. او از بوسه و نزدیکی به محبوب سخن میگوید، ولی در عین حال به ناکامیها و دوری از او نیز اشاره میکند. شاعر در بین توصیفهای عاشقانهاش، به عظمت و شوکت محبوب و در عین حال به پوچی و بیپناهی خود اشاره میکند. در نهایت، عشق را با حرارت و سوزی توصیف میکند که میتواند حتی جهان را بسوزاند.
خوش آن که باده بنوشد به روی چون ماهشپس از پیاله ببوسد دهان دل خواهش
هوش مصنوعی: خوشا به حال کسی که باده مینوشد و بعد از آن، لبهای معشوقش را که مانند ماه است میبوسد. این لحظه، دلخواه اوست و از آن لذت میبرد.
به چشم عشوهگرش یارب آفتی مرسادکه خوش دلم ز نظرهای گاه و بی گاهش
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی چشمهای دلربایش، باری بر من افتاده است؛ زیرا من به خاطر نگاههای گاه و بیگاه او دلم شاد میشود.
اسیر گشته دلم در چه زنخدانیکه یوسف دل جمعی فتاده در چاهش
هوش مصنوعی: دل من به عشق کسی گرفتار شده که مانند زنخدان زیبایی است و عشق او باعث شده که مانند یوسف در چاهی عمیق بیفتم.
من از کدورت صاحب دلی خبردارمکه چرخ از آن سر کو میبرد به اکراهش
هوش مصنوعی: من از دل کسی باخبرم که به سختی و بیمیلی، روزگارش را میگذراند و در رنج و غم است.
نه حد آن که دهم بوسه بر کف پایشنه جای آن که نشینم به خاک درگاهش
هوش مصنوعی: نه آنقدر مقام و منزلت او را میتوانم درک کنم که بخواهم بوسهام را بر پایش بگذارم، و نه آنقدر به خودم جرات میدهم که در درب او نشسته و خاک را بستر خود قرار دهم.
نه بخت آن که نشانم به صدر ایوانشنه دست آن که زنم خیمه بر سر راهش
هوش مصنوعی: نه شایستهی من است که به مقام و جایگاه والایش برسم، و نه فرصتی دارم که بر سر راهش خیمه بزنم.
گذشت باد سحر بر کمند مشکینشولی ز حال اسیران نکرد آگاهش
هوش مصنوعی: باد سحر از کنار دیوانهوار و لطیف او گذشت، اما از حال و روز اسیران هیچ اطلاعی نیافت.
برای عاشق بیچاره هیچ کار ندیدفغان شامگه و گریه سحرگاهش
هوش مصنوعی: عاشق در شبهای غمانگیز، تنها به ناله و فریاد میپردازد و در صبح زود، اشکهایش همچنان بیپایان است.
کسی که دوش بدان در به خاکساری رفتکنون بیا به تماشای حشمت و جاهش
هوش مصنوعی: کسی که دیروز به خاطر خاکساری و تواضع به درگاه خداوند رفت، امروز بیایید و به تماشای بزرگی و مقام او نگاه کنید.
کلاه سروقدان بس که سر بلندی کردبه حکم شاه جهان کردهاند کوتاهش
هوش مصنوعی: سرقدان به خاطر قد بلند و باوقارشان، به دستور پادشاه جهان، کلاهشان را کوتاه کردهاند.
شکوه کرسی افلاک شاه ناصردینکه خوانده خسرو سیارگان شهنشاهش
هوش مصنوعی: این عبارت به توصیف شکوه و عظمت تخت و سلطنت شاه ناصرالدین میپردازد و آن را به عنوان پادشاهی که بر ستارهها حکمرانی میکند، معرفی میکند. این بیان به زیبایی و جلال سلطنت او اشاره دارد و نشاندهنده مقام بلند و نفوذ او در آسمانها است.
گرفت آتش عشق آن چنان فروغی راکه سوخت خانه عالم ز شعلهٔ آهش
هوش مصنوعی: آتش عشق به قدری درخشان و سوزان است که به واسطهٔ آن، همهٔ عالم به آتش کشیده شد و ویران گشت.