غزل شمارهٔ ۳۵۴
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به وصف حال و هوای خود میپردازد و از عشق به می و بادهنوشی صحبت میکند. او خود را فردی ساده پرست و عاشق زندگی خوش است و بر زیباییهای دنیای مادی تأکید دارد. احساس شادابی و سرور او ناشی از نوشیدن شراب و گوش دادن به موسیقی است. او توبه را سست میداند و بهدنبال عشرت و نشاط است. علاوهبر این، ارتباطش با پیر مغان و بتان را تشریح میکند و به ناامیدی از طعن و قضاوت دیگران اشاره میکند. شاعر، در نهایت به این نکته میرسد که روز حساب، حال و هوای دیشب و لذتی که از باده برده را باید در نظر گرفت.
من ساده پرست و باده نوشمفرمان بر پیر می فروشم
هوش مصنوعی: من آدمی هستم که به سادگی زندگی میکنم و از نوشیدن شراب لذت میبرم؛ و از هر چیزی که مربوط به میفروشان قدیمی باشد، گوش به فرمان آنها هستم.
مستغرق لجهٔ شرابممستوجب مژدهٔ سروشم
هوش مصنوعی: در عمق دریای شراب غرق شدهام و شایستهی دریافت بشارت و شادیام.
بر گردش ساقی است چشممبر پردهٔ مطرب است گوشم
هوش مصنوعی: چشمم به گردش ساقی دوخته شده و گوشم به صدای مطرب گوش میدهد.
آن جا که پیالهای، خرابمو آن جا که ترانهای، خموشم
هوش مصنوعی: در جایی که به سراغ نوشیدنی میروم و خودم را از دست میدهم، و در جایی که آهنگ و ترانهای میشنوم، سکوت میکنم و حرفی نمیزنم.
من گوش ز بانگ نی شنیدممن چشم ز جام می نپوشم
هوش مصنوعی: من به صدای نی گوش میدهم و از تماشای جام می دست نمیکشم.
هم آتش می بسوخت مغزمهم ناله نی ببرد هوشم
هوش مصنوعی: آتش در مغزم سوخته و ناله نی باعث شده که ذهن و هوش من را ببرد.
در کردن توبه سست کیشمدر خوردن باده سخت کوشم
هوش مصنوعی: من در توبه کردن ضعیف و ناتوانم، اما در نوشیدن شراب بسیار تلاش میکنم.
عشرت طلب و نشاط جویمساغر به کف و سبو به دوشم
هوش مصنوعی: من به دنبال خوشگذرانی و شادی هستم، با جامی در دست و دمی پر از سرور.
جز پیر مغان نمیشناسمجز قول بتان نمینیوشم
هوش مصنوعی: به جز شخص باتجربه و دانا، کسی را نمیشناسم و تنها به سخنانsymbols بتان توجه نمیکنم.
از طعن کسی نمیخراشموز کردهٔ خود نمیخروشم
هوش مصنوعی: من از انتقادات دیگران آسیب نمیبینم و تحت تأثیر خودم نیز قرار نمیگیرم.
تا روز جزا کشد فروغیکیفیت بادههای دوشم
هوش مصنوعی: تا روز قیامت، نور و روشنی بادههای دیشب را به یاد میآورم.