غزل شمارهٔ ۴۷۸
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل ابراز میکند که به جز محبوبش، هیچ یاری را نمیخواهد و میخواهد تنها از عشق او بهرهمند شود. او زیباییها و ویژگیهای خاص محبوبش را توصیف میکند و میگوید که هر چیز خوب و شفا بخشی در Exist عشق او نهفته است. شاعر همچنین به شبهایی که بیخواب بوده و به یاد محبوبش افکارش مشغول است، اشاره میکند و میگوید که حتی از آزارهای عشق نیز خوشحال است. در نهایت، او عشق را بالاترین و مهمترین چیز در زندگی میداند و عارف واقعی کسی میداند که تنها به عشق توجه دارد.
من به غیر از تو کسی یار نگیرم، آریهمت آن است که الا تو نگیرد یاری
هوش مصنوعی: من هیچ کس دیگری را به عنوان دوست و یار نمیگیرم، واقعاً هدفم این است که جز تو یاری نداشته باشم.
ای سر زلف قمرپوش عجب طراریعقربی، میرشبی، بلعجبی، جراری
هوش مصنوعی: ای کسی که زلفت مانند قمر است، چقدر جالب و مرموزی! تو در شب مانند یک فرمانروا به نظر میرسی و شگفتانگیز هستی.
دوش یک نکته ز بوی تو حکایت کردمتا صبا مهر کند خانهٔ هر عطاری
هوش مصنوعی: دیشب به نسیم صبح گفتم که بوی تو را به همه عطاریها برساند و دلها را پر از محبت کند.
طبلهٔ مشک تتاری همه آتش گیردگر تو بر باد دهی زان خم گیسو تاری
هوش مصنوعی: اگر تو رشتهٔ گیسویت را به باد بدهی، حتی مشک تاتاری هم به آتش خواهد افتاد.
هم از آن موی سیه مایهٔ هر سوداییهم از آن روی نکو یوسف هر بازاری
هوش مصنوعی: از موهای سیاه او هر نوع خیال و آرزویی شکل میگیرد و همچنین از چهرهی زیبا و دلانگیز او، هر کسی میتواند سودای عشق و زیبایی را در سر بپروراند.
از خط نافه گشا مرهم هر مجروحیوز لب شهدفشان شربت هر بیماری
هوش مصنوعی: از خط موهای تو، درمان هر زخمی پیدا میشود و از لبان شیرینات، نوشیدنی برای هر بیماری به دست میآید.
تو به خواب خوش و من شب همه شب بیدارمکه مباد از پی این خفته بود بیداری
هوش مصنوعی: تو در خواب خوشی و من تمام شب بیدارم تا مبادا بیداری تو را از خواب دور کند.
به که بر جان بکشم منت آزار تو رامن که تن دادهام از چرخ به هر آزاری
هوش مصنوعی: من چه نیازی به دردسرهای تو دارم، در حالی که خودم از زندگی و سختیهای آن به شدت رنج میبرم.
مستی ما همه این است که در مجلس دوستبا خبر نیست ز کیفیت ما هشیاری
هوش مصنوعی: ما همه در حال مستی هستیم و در این جمع دوستانه، هیچکس از حال ما باخبر نیست که چقدر هشیاریم.
عارف آن است که جز دوست نبیند چیزیعاشق آن است که جز عشق نداند کاری
هوش مصنوعی: عارف کسی است که فقط به دوست مینگرد و هیچ چیز دیگری را نمیبیند. عاشق نیز کسی است که جز عشق، هیچ کار دیگری نمیشناسد و به آن توجهی ندارد.
از فروغ نظر پاک فروغی پیداستکه ندارد به جز از نیر اعظم یاری
هوش مصنوعی: از نگاه خالص و روشن، درخششی نمایان است که تنها از نور بزرگترین و بهترین یاری میسازد.