غزل شمارهٔ ۵۰۰
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیبایی و تاثیرگذاری یک معشوق پرداخته است. شاعر در ابیات مختلف به زلف معشوق، بند و گیسوی او اشاره میکند و آرزو دارد که او زلفهایش را از سر دوش دیگران برگیرد و بر دلها بیفکند. او به عقدهها و رازهایی اشاره میکند که در دل معشوق نهفته است و از او میخواهد که آنها را باز کند. همچنین شعری پر از تصاویری مانند آتش، سايه، و تیغ ابروست که به زیبایی و قدرت معشوق در جذب دیگران اشاره دارد. در نهایت، شاعر از دل معشوق طلب کمک میکند تا شاید بتواند به دردهای خود پایان دهد.
چون به رخ چین سر زلف چلیپا فکنیسرم آن بخت ندارد که تو در پا فکنی
هوش مصنوعی: وقتی که زیبایی و پیچش موهایت را به نمایش میگذاری، بخت من آنقدر خوش نیست که بتواند خود را در پای تو به نمایش بگذارد.
تا به کی بار خم زلف کشی بر سر دوشکاش برداری و بر گردن دلها فکنی
هوش مصنوعی: تا کی باید بار سنگین زلفت را بر دوش بکشیم؟ ای کاش یک روز زلفت را برمیداشتی و بر گردن دلها میافکندی.
عقدههایی که بدان طرهٔ پرچین زدهایکاش بگشایی و در سنبل رعنا فکنی
هوش مصنوعی: عقدههایی که در دل داری و به آنها فکر میکنی، کاش آنها را باز کنی و به کسی که به او علاقهمندی، ابراز کنی.
چون به هم برفکنی طرهٔ مشکافشان راآتشی در جگر عنبر سارا فکنی
هوش مصنوعی: وقتی که موهای خوشبویش را بهم بریزی، شوق و هیجانی را در دل این نگار به وجود میآوری.
گر تو زیبا صنم از پرده درآیی روزیکار خاصان حرم را به کلیسا فکنی
هوش مصنوعی: اگر زیبای من از پرده بیرون بیاید، روزی کار ویژهی خاصان حرم را به کلیسا میسپاری.
وقتی ار سایهٔ بالای تو بر خاک افتدخاک را در طلب عالم بالا فکنی
هوش مصنوعی: زمانی که سایهٔ وجودت بر زمین بیفتد، آن خاک را به سوی عالم بالاتر میکشی.
گفتی امروز دهم کام دل ناکامتآه اگر وعدهٔ امروز به فردا فکنی
هوش مصنوعی: بگفتی که امروز آرزویت را برآورده میکنی، اما اگر این وعده را به فردا بیافکنی، به راستی آه و افسوس!
گر تو یوسفصفت از خانه به بازار آییدل شهری همه بر آتش سودا فکنی
هوش مصنوعی: اگر مانند یوسف زیبا از خانه بیرون بیایی، دلهای مردم شهر همه تحت تاثیر جذابیت تو آشفته و پر از عشق خواهند شد.
تیغ ابروی تو را این همه پرداختهاندکه سر دشمن دارای صفآرا فکنی
هوش مصنوعی: ابروهای تو آنقدر زیبا و جذاب هستند که میتوانند دشمنان را به لرزه درآورند و به صفوف آنها آسیب بزنند.
ناصرالدین شه غازی که سپهرش گویدباش تا روزی زمین گیری و اعدا فکنی
هوش مصنوعی: ناصرالدین شاه، فرماندهای است که آسمان به او میگوید که تا زمانی که زمین را در دست بگیری و دشمنان را از میان برداری، در جایگاه خود باقی بمان.
چارهٔ آن دل بیرحم فروغی نکنیگر ز آه سحری رخنه به خارا فکنی
هوش مصنوعی: اگر بخواهی دل بیرحم را تسکین دهی، باید با اشک و نالهای عمیق، کاری کنی که سنگ هم نرم شود.