غزل شمارهٔ ۴۹۹
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی عشق و زیبایی و حسرت است. شاعر از محبوب خود میخواهد که در روز قیامت خود را نشان دهد و به زیباییهای مختلف اشاره میکند. او آرزو میکند که چشم زمان خوابش ببرد تا یک بار به محبوبش نگاه کند. همچنین به معاملهای بین عشق و بوسه پرداخته و از رنجهایی که به خاطر علاقهاش تحمل میکند، میگوید. شاعر به کمال عشق اشاره دارد و میگوید که در عشق باید از همه چیز چشمپوشی کند و به جز وصال، هیچ چیز دیگری برایش ارزش ندارد. او از درد و رنجهای شبانه و مسائلی که در ارتباط با دوست و دشمن وجود دارد، سخن میگوید و در نهایت به سجده بر درگاه شاه اشاره میکند. به طور کلی، شعر از قوت و ضعفهای عشق و پیچیدگیهای روابط انسانی حکایت دارد.
گر جلوهگر به عرصهٔ محشر گذر کنیهر گوشه محشر دگری جلوهگر کنی
هوش مصنوعی: اگر در روز رستاخیز به میدان بیایی، هر گوشهای از آن روز، تو را به نوعی دیگری معرفی خواهد کرد.
کاش آنقدر به خواب رود چشم روزگارتا یک نظر به مردم صاحب نظر کنی
هوش مصنوعی: ای کاش چشم روزگار آنقدر غرق خواب شود که تو فرصتی به دست آوری و بتوانی نگاهی به کسانی که در میانهی نظر و فکر هستند بیندازی.
جان در بهای بوسهٔ شیرین توان گرفتگیرم درین معامله قدری ضرر کنی
هوش مصنوعی: اگرچه ممکن است در این معامله کمی ضرر کنی، اما جان میتواند با یک بوسهٔ شیرین نیرو بگیرد.
تا کی به بزم غیر می لاله گون کشیتا چند خون ز رشک مرا در جگر کنی
هوش مصنوعی: تا کی میخواهی در مجالس دیگران شادابی و زیبایی را به نمایش بگذاری؟ چقدر دیگر میخواهی به خاطر حسادت نسبت به من، دل مرا پر از درد کنی؟
گفتم به روی خوب تو خواهم نظر کنمگفتا که باید از همه قطع نظر کنی
هوش مصنوعی: گفتم که به زیبایی تو نگاه خواهم کرد، او گفت برای این کار باید از همه چیز دیگری غافل شوی.
غیر از وصال نیست خیال دگر مراترسم خدا نکرده خیال دگر کنی
هوش مصنوعی: جز وصال تو، هیچ خیالی ندارم. میترسم خداوند نکرده، خیالی به جز تو در سرپرورانم.
شبها بباید از مژه خون در کنار کردتا در کنار دوست شبی را سحر کنی
هوش مصنوعی: باید شبها به خاطر دوست، از عشق و longing خود اشک بریزی و رنج و غم را تحمل کنی تا بتوانی لحظاتی شیرین و خوش را در کنار او بگذرانی.
هرگز کسی به دشمن خونخوار خود نکردبا دوست هر ستم که تو بیداد گر کنی
هوش مصنوعی: هیچکس هرگز به دشمنی که به او آسیب میزند، با دوستان خود ظلم و ستم نمیکند، اما تو بهطرز وحشتناکی ظلم میکنی.
هر چند تو به قتل فروغی مخیریباید ز انتقام شهنشه حذر کنی
هوش مصنوعی: هرچند که تو مختاری تا کسی را بکشی، اما باید مراقب باشی که از انتقام پادشاه دوری کنی.
جم دستگاه فتحعلی شاه تاجدارباید که سجده بر در او هر سحر کنی
هوش مصنوعی: در هر صبح باید برای جابهجایی و در یابیدن برکت از درگاه پادشاهی که تاج دارد، سجده کنی و به او احترام بگذاری.