غزل شمارهٔ ۴۹۸
هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار به زیباییها و جذابیتهای شهری اشاره میکند که با دیدن آن، دل را خوش میکند. او خواهان این است که از کمین عشق بیرون آید و با آرزوهایش دل دیگران را شاد کند. شبها وقتی در جمعی نشسته، میخواهد مانند شمع درخشیده و وجود دیگران را روشن کند. شاعر از سختیهای عشق و جدایی سخن میگوید و تأثیر نگاه معشوق بر دل عاشقان را به تصویر میکشد. او بیان میکند که عشق آنقدر قوی است که حتی مرگ عاشقان را هم رقم میزند. در پایان، شاعر به زیبایی و لذت از معشوق اشاره میکند، اما برای رسیدن به آن لذت، باید از اشک و سختیها گذر کند.
در شهر اگر تو شاهد شیرین گذر کنیشهری به یک مشاهده زیر و زبر کنی
هوش مصنوعی: اگر در شهر با زیبایی و جذابیت عبور کنی، میتوانی با یک نگاه به تمامی حال و هوای آنجا تغییر بدهی.
خوش آن که از کمین به در آیی کمان به دستوز تیر غمزه کار مرا مختصر کنی
هوش مصنوعی: خوشا به حال آن کسی که به ناگاه از کمین بیرون بیاید و با کمان در دست، کار مرا با تیر نازکی که میزند، آسان و مختصر کند.
شب گر به جای شمع نشینی میان جمعپروانهٔ وجود مرا شعلهور کنی
هوش مصنوعی: اگر در شب به جای شمع در جمع دوستان باشی، وجود من را با نور و حرارت خود روشن و گرم میکنی.
آگه شوی ز خاک ریاضتکشان عشقگر در بلای هجر شبی را سحر کنی
هوش مصنوعی: اگر از سختیهای عشق آگاهی پیدا کنی، میتوانی شبهای غم و جدایی را به صبح روشنایی بدل کنی.
گر بنگری به چاه زنخدان خویشتنیعقوب را ز یوسف خود با خبر کنی
هوش مصنوعی: اگر به چالهای که در زیر چانهات هست نگاه کنی، میتوانی یعقوب را از حال یوسف خود آگاه سازی.
بویت اگر به مجمع روحانیان رسدآن جمع را ز موی خود آشفتهتر کنی
هوش مصنوعی: اگر بوی تو به جمع روحانیان برسد، این گروه را بیشتر از موهای خود درهم و آشفته خواهی کرد.
مردند عاشقان ز نخستین نگاه توحاجت بدان نشد که نگاه دگر کنی
هوش مصنوعی: عاشقان از همان نگاه اول تو جان باختند، دیگر نیازی نیست که دوباره به آنها نگاه کنی.
نبود عجب اگر به چنین چشمهای مستآهنگ خون مردم صاحب نظر کنی
هوش مصنوعی: این تعجبآور نیست که با چشمان جذاب و پرشور خود، به خونِ مردم صاحبنظر روی بیاوری.
دیدی دلا که بر سر کوی پریوشاننگذاشت آب دیده که خاکی به سر کنی
هوش مصنوعی: دیدی ای دل که با دیدن زیباییها، اشکها نتوانستم بریزم و به خاک بمالم؟
ناوک زنان بتان کمان کش ز چابکیفرصت نمیدهند که جان را سپر کنی
هوش مصنوعی: عشاق از سرعت و زیبایی محبوبان، فرصتی به تو نمیدهند تا بتوانی از جان خود دفاع کنی.
گر کام خواهی از لب لعلش فروغیاباید ز اشک دامن خود پر گهر کنی
هوش مصنوعی: اگر میخواهی از لبان زیبا و جذاب او لذت ببری، باید دامن خود را با اشک پرکنید و این اشکها را به مانند گوهر بدانید.