غزل شمارهٔ ۴۹۷
هوش مصنوعی: این شعر به احساسات عاشقانه و آرزوی وصال معشوق میپردازد. شاعر از معشوق میخواهد تا زلفهایش را باز کند و دیوانگانش را رها کند. او بیان میکند که عشقش به حد جنون رسیده و از معشوق میخواهد که برای تماشا بیاید. شاعر به سیاه شدن زلف معشوق اشاره دارد که باعث سپیدی مویش شده و از او میخواهد که به وعدههایش وفا کند. او همچنین از وفاداریاش سخن میگوید و ابراز امیدواری میکند که عمرش به او وفا کند. در ادامه، شاعر به انتظار قیامت اشاره میکند و در نهایت از زیباییهای معشوق و اهمیت دعا برای پادشاه سخن میگوید. این اشعار نشاندهندهی عشق عمیق و وابستگی شاعر به معشوق است.
خوش آن که حلقههای سر زلف واکنیدیوانگان سلسلهات را رها کنی
هوش مصنوعی: نیکوست که حلقههای موهای زیبا را باز کنی و دیوانههای وابسته به خود را آزاد کنی.
کار جنون ما به تماشا کشیده استیعنی تو هم بیا که تماشای ما کنی
هوش مصنوعی: جنون ما باعث شده که همه ما را تماشا کنند، پس تو هم بیا و ما را تماشا کن.
کردی سیاه زلف دوتا را که در غمتمویم سفید سازی و پشتم دوتا کنی
هوش مصنوعی: تو با زلفهای سیاه و زیبایت مرا در غمت به حالتی رساندی که موهایم سفید شده و دلم شکست.
تو عهد کردهای که نشانی به خون مرامن جهد کردهام که به عهدت وفا کنی
هوش مصنوعی: تو وعده کردهای که نشانی از من بدهی و من کوشش کردهام تا تو به وعدهات عمل کنی.
من دل ز ابروی تو نبرم به راستیبا تیغ کج اگر سرم از تن جدا کنی
هوش مصنوعی: من نمیتوانم دل از زیبایی چشمان تو بردارم، حتی اگر با تیغ کج سرم را از بدنم جدا کنی.
گر عمر من وفا کند ای ترک تندخویچندان وفا کنم که تو ترک جفا کنی
هوش مصنوعی: اگر عمرم به من اجازه دهد، ای دختر شجاع و سرسخت، تا جایی به تو وفا میکنم که تو بتوانی از بیرحمی صرفنظر کنی.
سر تا قدم نشانهٔ تیر تو گشتهامتیری خدا نکرده مبادا خطا کنی
هوش مصنوعی: من از سر تا پا به خاطر عشق و محبت تو دچار تیرگی و زخم شدهام، خدایا نکند که تو هم در محبت و عشق به من اشتباه کنی.
تا کی در انتظار قیامت توان نشستبرخیز تا هزار قیامت به پا کنی
هوش مصنوعی: چقدر میخواهی منتظر وقوع قیامت بمانی؟ برخیز و تلاش کن تا هر روز مانند قیامت، تغییرات عظیمی را در زندگیات ایجاد کنی.
دانی که چیست حاصل انجام عاشقیجانانه را ببینی و جان را فدا کنی
هوش مصنوعی: میدانی که نتیجهی واقعی عشق عمیق چیست؟ این است که جان خود را فدای معشوق کنی و در عوض، عشق واقعی را تجربه کنی.
شکرانهای که شاه نکویان شدی به حسنمیباید التفات به حال گدا کنی
هوش مصنوعی: برای قدردانی از خوبیهای شاهان نیکو، باید به حال فقرا و نیازمندان نیز توجه داشته باشی.
حیف آیدم کز آن لب شیرین بذلهگویالا ثنای خسرو کشورگشا کنی
هوش مصنوعی: من ناراحتم که اگر از آن لب شیرین که شوخی میکند، جز ستایش پادشاه شکستناپذیر چیزی بگوید.
ظل اله ناصردین شاه دادگرکز صدق بایدش همه وقتی دعا کنی
هوش مصنوعی: در سایهٔ رحمت الهی، ناصرالدین شاه دادگر وجود دارد که باید همیشه در دل دعا برای او بگذاری.
شاها همیشه دست تو بالای گنج بادمن هی غزل سرایم و تو هی عطا کنی
هوش مصنوعی: ای پادشاه، همیشه فیض و رحمت تو بر سر گنجینههای من است. من دائم شعر میسرایم و تو هم همواره به من نعمت میدهی.
آفاق را گرفت فروغی فروغ تووقت است اگر به دیدهٔ افلاک جا کنی
هوش مصنوعی: اگر نوری از تو در آسمانها تابیده شود، آفاق روشن خواهد شد. پس اگر بخواهی، میتوانی در جایگاه ستارهها خود را قرار دهی.