غزل شمارهٔ ۵۱۳
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و زیبایی معشوق است. شاعر از تأثیر عمیق و شگفتانگیز معشوق بر روح و جنون خود سخن میگوید. او به زیباییهای ظاهری و باطنی محبوب اشاره میکند و میگوید که زلف و چهرهاش باعث آشوب در دلها و افکار میشود. همچنین شاعر به این نکته اشاره دارد که هیچ هنرمند و بازاری نمیتواند زیبایی معشوق را به درستی توصیف کند. در نهایت، او به عمق عشق و شور و حال خود میپردازد و بیان میکند که همهٔ زیباییهای دنیا در کنار محبوب خودش کمرنگ میشود.
ای سر زلف تو سر رشتهٔ هر سوداییخاری از سوزن سودای تو در هر پایی
هوش مصنوعی: زیبایی و جذابیت موی تو باعث میشود که هر آرزویی در دل دیگران به وجود بیاید، و این عشق و دلبستگی مانند خاری در پای آنها میشود که آنها را میسوزاند.
از رخ و زلف تو در دیر و حرم آشوبیاز خط و خال تو در کون و مکان غوغایی
هوش مصنوعی: از زیبایی و جذabیت چهره و موهای تو در میخانه و مکانهای مقدس شور و شوقی به وجود آمده است، و به خاطر نقش و نگارهای تو در عالم و فضا هیاهویی به راه افتاده است.
سرو بالای تو پیرایهٔ هر بستانیتن زیبای تو آرایش هر دیبایی
هوش مصنوعی: تو مانند درخت سرو هستی که زیباییات زینتافزای هر باغی است و زیباییات تزئینکننده هر لباس نفیسی میباشد.
هیچ نقاش نبستهست چنان تصویریهیچ بازار ندیدهست چنین کالایی
هوش مصنوعی: هیچ هنرمندی همچون این تصویر را خلق نکرده و هیچ بازاری چنین کالایی را ندیده است.
دل ما و شکن جعد عبیرافشانیسر ما و قدم سرو سهی بالایی
هوش مصنوعی: دل ما به زیبایی و حالتهای آشفتهی عبیرفشان شبیه است و قدمهای محبوب مانند پروانهای با بالهای بلند و زیبا است.
من و شور تو اگر تلخ و اگر شیرینیمن و ذوق تو اگر زهر و اگر حلوایی
هوش مصنوعی: من و احساس تو، هرچقدر که تلخ یا شیرین باشد، من و لذت تو، حتی اگر زهرآلود یا شیرین مثل حلوا باشد، باز هم از هم جدانشدنی هستیم.
آه عشاق جگر خسته به جایی نرسدکه به قد سرو و بهبر سیم و به دل خارایی
هوش مصنوعی: عشقها و آه و نالههای عاشقان، نمیتواند زندگی را تغییر دهد. آنها به قد و زیبایی نمیرسند و دلی پر از خار و درد دارند.
شعلهٔ شمع رخت بر همه کس روشن کردکآتش خرمن پروانهٔ بیپروائی
هوش مصنوعی: شعلهٔ شمع زیبایی و روشنی خود را بر همه آشکار کرد، اما این آتش، خرمن پروانهای را سوزاند که بیپروا به دنبال شمع آمده بود.
به سر زلف تو دستی به جنون خواهم زدتا بدانند که زنجیر دل شیدایی
هوش مصنوعی: به موهای تو دست میزنم تا نشان دهم که دل عاشق چقدر اسیر و دیوانه است.
تیره شد مهر و مه از جلوهٔ روی تو مگرحلقه در گوش مهین خواجهٔ روشن رایی
هوش مصنوعی: خورشید و ماه از زیبایی چهره تو به تیرگی گراییدند، مگر اینکه حلقهای در گوش آن معزّز است که دانایی و روشنفکری دارد.
گر به کویت نکند جای، فروغی چه کندکه ندارد به جهان خوش تر از اینجا جایی
هوش مصنوعی: اگر در کوی تو نیست جایی، فروغی چه کند وقتی که در جهان جای بهتری از اینجا ندارد؟