شمارهٔ ۱
هوش مصنوعی: این شعر با زیبایی وصف چهره محبوب و تاثیر او بر دیگران آغاز میشود. شاعر به محبوب خود که بهشتی و مانند خورشیدی درخشان است، خطاب میکند و از قدرت جاذبه و جذابیت او میگوید. او حتی اشاره میکند که شیران با دیدن او فرار میکنند و زلف و چشمانش جذابیت خاصی دارند. شاعر به عشق و درد دلش اشاره میکند و از بیوفایی و دشنامهایی که از محبوب شنیده، سخن میگوید. او از ناراحتیاش و تصمیمش برای دوری از کوی وفا صحبت میکند و در نهایت، به ستایش پروردگار و درگاه او میپردازد و بر شرف و مقام محبوب خود تأکید میکند.
ای بهشتی رخ طوبی قد خورشید لقابشنو این بیت خوش از خسرو جاوید لقا
هوش مصنوعی: ای کسی که چهرهات به زیبایی بهشت و شاخه طوبی میدرخشد، مانند خورشید در دیدار بیفکن، این شعر زیبا را از خسرو جاوید بشنو.
« تو اگر پای به دشت آری شیران دژمبگریزند ز پیش تو چو آهوی ختا»
هوش مصنوعی: اگر تو به دشت قدم بگذاری، شیران قوی و ترسان از جلوی تو فرار میکنند، مانند آهوهایی که در بیابان وحشت دارند.
با دو زلفت سخن از مشک ختن محض غلطبا دو چشمت مثل از آهوی چین عین خطا
هوش مصنوعی: با دو زلف تو صحبت کردن، مثل این است که دربارهٔ عطر ختن اشتباه میکنم، و با دو چشمت، مانند این است که از زیبایی آهوهای چین سخن میگویم، که باز هم اشتباه است.
چشم پر خواب تو هم خسته و هم خسته نواززلف پر تاب تو هم عقده و هم عقده گشا
هوش مصنوعی: چشمان خسته و خوابآلود تو، به گونهای آرامشبخش هستند و زلف پرچین و تاب تو، هم دلمشغولیام را میکاهند و هم به آن پایان میدهند.
هم فکندی سر یک قوم به شمشیر ستمهم شکستی دل یک جمع به بازوی جفا
هوش مصنوعی: تو با ظلم و ستم، گروهی را به حماقت کشاندی و با بیرحمی، دلهای جمعی را شکاندی.
مدعا در دل من هیچ نماند از دهنتبس که دشنام شنیدم به مکافات دعا
هوش مصنوعی: در دل من دیگر هیچ خواستهای باقی نمانده است، چرا که به اندازهای از زبان تو پرخاش و دشنام شنیدهام که انگار در برابر دعا است.
دوش حرفی زدم از گوشه به چمنتا ننازد پس از این نرگس بی شرم و حیا
هوش مصنوعی: دیروز در گوشهای از باغ با کسی صحبت کردم تا دیگر نرگس بیشرم و حیا خود را نشان ندهد.
خون مژگان تو امروز گذشت از سر منتا دگر پا نگذارم به سر کوی وفا
هوش مصنوعی: امروز اشکهای چشمانت بر من غلبه کرده و من دیگر هیچگاه به جادهی وفا قدم نخواهم گذاشت.
دست خالی نتوان رفت به خاک در دوستقدمی همرهم ای چشم گهربار بیا
هوش مصنوعی: برای ورود به جایی که دوست وجود دارد، نباید با دست خالی برویم. ای چشمی که مانند نگین باارزشی، بیایید و به من بپیوندید.
بر سر طالب اگر تیغ ببارد ز سپهرنکند دامن مطلوب خود از چنگ رها
هوش مصنوعی: اگر باران تیغ بر سر درخواستکننده بریزد، دامن آنچه مطلوب اوست هرگز از چنگ او رها نخواهد شد.
بیدل شیفته هرگز نخروشد ز گزندعاشق دلشده هرگز نگریزد ز بلا
هوش مصنوعی: کسی که دل در عشق ندارد، هرگز از آسیبها آسیب نخواهد دید؛ اما عاشق واقعی هرگز از مشکلات و سختیها دور نخواهد شد.
گر فروغی لب خسرو مددی ننمایدمن کجا نکتهٔ شیرین شکربار کجا
هوش مصنوعی: اگر لبهای خسرو روشنایی نداشته باشند، من کجا میتوانم نکتههای شیرین و خوشمزه را پیدا کنم؟
شرف کعبهٔ اسلام ملک ناصردینآن که جان آمده در حضرتش از بهر فدا
هوش مصنوعی: شرافت کعبهٔ اسلام به دلیل وجود ملک ناصرالدین است، آن کسی که جان خود را در راه او فدای او کرده است.
آن شهنشاه کرم پیشه که بر خاک درششیوهٔ بنده بود گاه دعا، گاه ثنا
هوش مصنوعی: آن پادشاه بزرگ و مهربان که مردم در درگاهش به خاطر او به دعا و ستایش میپرداختند.