شمارهٔ ۲
هوش مصنوعی: این شعر دعوت شنوایی و گوشسپاری به سخنان خسرو کشورگشا است. شاعر از ساقی میخواهد که شرابی سرخ بیاورد تا این لحظهها سپری شود. او به نالههای شبانه اشاره میکند که بر ساکنان آسمانها تاثیر دارد. در ادامه، معشوقهای به شاعر جامی میدهد و از او میخواهد که غمهایش را فراموش کند و از وفای او خوشحال باشد. عشق او شعلهای در دل شاعر برافروخته و او را به سوختن کشانده است. در نهایت، شاعر از گذران زندگی و فراموشی پس از مرگ میگوید و امیدوار است که دیگران جای او را نپذیرند.
بگشای گوش هوش و بیا در سرای مابشنو کلام خسرو کشورگشای ما
هوش مصنوعی: گوش خود را باز کن و به خانه ما بیا و سخنان پادشاهی که سرزمینها را فتح کرده، بشنو.
«ساقی بیار بادهٔ سرخی برای ماتا بگذرد ز چرخ برین جای پای ما
هوش مصنوعی: دوست، بیا و یک جام شراب قرمز برای ما بیاور تا لحظه ای از این دنیا و سختیهایش دور شویم.
در ساکنان هفت فلک خواب و خور نمانداز نالهٔ شبانه و از های های ما
هوش مصنوعی: در آسمانهای هفتگانه، خواب و خوراکی برای ساکنان آنها باقی نماند، به خاطر نالههای شبانه و گریههای ما.
معشوق جام می به کفم داد و گفت نوشوز خاطر غمین ببر این دم جفای ما
هوش مصنوعی: معشوق به من جام می داد و گفت بنوش و از نگرانی و غم دور شو و این لحظه را از بدیهایی که بین ما بوده، فراموش کن.
رحم آمدش به حال من و این سخن بگفتخوش باش بعد از این که ببینی وفای ما
هوش مصنوعی: او به حال من رحم کرد و این را گفت که بعد از این، وقتی وفای ما را ببینی، خوشحال باش.
از آتش جهندهٔ عشقت جهان بسوختیک شعله هم گرفت به طرف قبای ما
هوش مصنوعی: آتش عشق تو چنان قدرتی دارد که همه جهان را سوزانده و حتی یک شعلهاش هم به سمت ما آمده و ما را تحت تأثیر قرار داده است.
در زندگی گذر نکنی سوی ما ولیکرحمی به دل بیاور بعد از فنای ما
هوش مصنوعی: در زندگی ممکن است به ما نپردازی و در کنار ما نباشی، اما خواهش میکنم بعد از اینکه نیستیم و از دنیا میرویم، دلت را به ما رحم کن و یاد ما را زنده نگهدار.
وقتی به ما گذر کنی ای سرو سیم تنما خاک گشتهایم و نیاید صدای ما
هوش مصنوعی: اگر تو از کنار ما بگذری، ای سرو خوشتراش، ما به خاک تبدیل شدهایم و صدایمان به گوش نمیرسد.
برخواستیم از سر کویت ز دست چرخیا رب که دیگری ننشیند به جای ما»
هوش مصنوعی: از کوی تو برخاستیم و از دست تقدیر، ای خدا، که دیگری نتواند به جای ما بنشیند.