غزل شمارهٔ ۳۵
هوش مصنوعی: این شعر به درخواست ساقی برای نوشیدن شراب و فرار از روزمرگی و ظواهر مذهبی اشاره دارد. شاعر از ساقی میخواهد که جامهای بیشتری به او بدهد و به جای رفتار متعارف و زهد، از شادی و میخانه بهرهمند شود. او به زرق و برق دنیا اشاره میکند و نسبت به زهد و نکونامیای که در آن است، بیمیلی نشان میدهد. شاعر همچنین از زیباییهای لحظه، باده و گلها سخن میگوید و در نهایت به طعنهای به عرفان و زهد میزند که این امور او را جذب نمیکنند و میخواهد از قید و بند آنها آزاد شود.
ساقیا باز خرابیم بده جامی چندپختهای چند فرو ریز به ما خامی چند
هوش مصنوعی: ای ساقی، دوباره به ما باده و نوشیدنی بده، چند جام پر از شراب برای ما بریز. از آن طرف هم به ما از شراب نیمهپخته و خام هم بده.
صوفی و گوشهٔ محراب و نکونامی و زرقما و میخانه و دردی کش و بدنامی چند
هوش مصنوعی: صوفی در کنار محراب نشسته و به خوبی و نیکویی میپردازد، ولی ما در عوض به ریاکاری و میخانهگردی و تحمل درد و بدنامی مشغولیم.
باده پیش آر که بر طرف چمن خوش باشدمطربی چند و گلی چند و گل اندامی چند
هوش مصنوعی: شراب را بیاور زیرا در کنار باغ، چند نوازنده و چند گل و چند زیبایی وجود دارد که خوشایند است.
چشم و لب پیش من آور چو رسد باده به منتا بود نقل مرا شکر و بادامی چند
هوش مصنوعی: هر زمان که باده به من برسد، چشمانت و لبانت را پیش من بیاور تا من از آن چیزهایی که میگویم، زیباتر و خوشمزهتر شوند.
باده در خانه اگر نیست برای دل مارنجه شو تا در میخانه بنه گامی چند
هوش مصنوعی: اگر در خانه بادهای نیست، زحمت بکش و برای ما دلخوشی بیاور تا چند قدمی به میخانه برویم و از آنجا بهرهمند شویم.
در بهای می گلگون اگرت زر نبودخرقهٔ ما به گرو کن بستان جامی چند
هوش مصنوعی: اگر به جای پول، میخواهی با گل سرخ خود شیرینی را بخرم، میتوانی لباس من را به گرو بگذاری و چند جام از آن بیاوری.
ذکر سجاده و تسبیح رها کن چو عبیدنشوی صید بدین دانه بنه دامی چند
هوش مصنوعی: عبید به تو میگوید که ذکر و عبادت را کنار بگذار، چون اگر به دنبال حقیقت نباشی، فقط در دام ظواهر باقی خواهی ماند. بنابراین، بهتر است خود را از این بندهای ظاهری آزاد کنی و به جستجوی معنا و حقیقت بپردازی.