غزل شمارهٔ ۸۵
هوش مصنوعی: این اشعار بیانگر احساس درد و ناکامی در دستیابی به معشوق و هدفهای بزرگ زندگی هستند. شاعر میگوید که با وجود تلاشهای زیاد و اشتیاق به وصال، هرگز به مقصد نهایی نمیرسد. او از مقایسه خود با دیگران سخن میگوید که به کعبه و مقامهای عالی دست پیدا میکنند، در حالی که او همچنان به خارها و رنجها گرفتار است. او نیز از صمیمیت و عشق سخن میگوید اما همچنان به در بسته میخورد. در نهایت، احساس ناتوانی و سرگشتگی خود را در مسیر عشق و عبادت به تصویر میکشد.
از حد گذشت درد و به درمان نمیرسیمبر لب رسید جان و به جانان نمیرسیم
هوش مصنوعی: درد و رنج ما به حدی رسیده که دیگر قابل تحمل نیست، اما به درمان و آرامش نمیرسیم. زندگی به نهایت خود نزدیک شده، اما هنوز به محبوب و معشوق واقعیمان دست نیافتهایم.
گر رهروان به کعبهٔ مقصود میرسندما جز به خارهای مغیلان نمیرسیم
هوش مصنوعی: اگر مسافران به هدف نهایی خود که کعبه است، میرسند، ما تنها به خارهای بیثمر و دشوار میخوریم و به هدف خوبی نمیرسیم.
آنانکه راه عشق سپردند پیش از اینشبگیر کردهاند به ایشان نمیرسیم
هوش مصنوعی: کسانی که در مسیر عشق گام گذاشتهاند، پیش از این لحظه به مقصد رسیدهاند و ما به آنها نخواهیم رسید.
ایشان مقیم در حرم وصل ماندهاندما سعی میکنیم و به دربان نمیرسیم
هوش مصنوعی: آنها در مکان مقدس عشق زندگی میکنند، اما ما تلاش میکنیم و به دروازهبان دسترسی پیدا نمیکنیم.
بویی ز عود میشنود جان ما ولیدر کُنْهِ کار مجمرهگردان نمیرسیم
هوش مصنوعی: جان ما بویی از عود به مشامش میرسد، اما در عمق کار، به جایی نمیرسیم که بتوانیم آن را خوب درک کنیم.
چون صبح در صفا نفس صدق میزنیملیکن به آفتاب درخشان نمیرسیم
هوش مصنوعی: ما در صبحگاهان با صداقت و پاکی صحبت میکنیم، اما نتوانستهایم به جلال و زیبایی خورشید برسیم.
در مسکنت چو پیرو سلمان نمیشویمدر سلطنت به جاه سلیمان نمیرسیم
هوش مصنوعی: در فقر و تنگدستی مثل پیرو سلمان موفق نمیشویم و در زندگی مرفه و با قدرت هم به مقام و جایگاه سلیمان نمیتوانیم دست پیدا کنیم.
همچون عبید واله و حیران بماندهایمدر سر کارخانهٔ یزدان نمیرسیم
هوش مصنوعی: ما مانند عبید، در حیرت و سرگشتگی ماندهایم و نمیتوانیم به درک و فهم درست از خالق هستی دست پیدا کنیم.