غزل شمارهٔ ۹۳
هوش مصنوعی: این متن دعا و درخواست به درگاه خداوند است. شاعر از خدا میخواهد که به بندگان بینوا و گرفتار، شادی و امیدی عطا کند. او از خدا خواسته تا در رحمت خود را بر روی آنها باز کند و به هر کس که در درد و رنج است، درمانی عطا کند. همچنین از خدا میخواهد که در دنیا و در مسیر زندگی، برای آنها مکان و آسایشی فراهم کند. در پایان، شاعر به نفس خود اشاره میکند و از خدا درخواست میکند که اگر ممکن است، برای این نفس سرکش جزا و سزا دهد.
خدایا تو ما را صفائی بدهبه ما بینوایان نوائی بده
هوش مصنوعی: خدایا، به ما که در سختی هستیم، روحی تازه و خوشحالی عطا کن.
در گنج رحمت به ما برگشاوزان داد هر بینوائی بده
هوش مصنوعی: ای کسانی که در رحمت الهی گنجی وجود دارد، در را به روی ما باز کنید تا از آن بهرهمند شویم و به هر فرد نیازمندی، کمکی کنید.
همه دردناکان درماندهایمحکیمی به هریک دوائی بده
هوش مصنوعی: همه ما که با درد و رنج دست و پنجه نرم میکنیم، به یک فرد خردمند نیاز داریم تا برای هر یک از ما دارویی مناسب تجویز کند.
سگ کوی رندان آزادهایمدر آن کوچه ما را سرائی بده
هوش مصنوعی: ما در کوچهای از رندان آزاد زندگی میکنیم و از تو میخواهیم که برای ما مکانی فراهم کنی.
بلائیست این نفس کافر عبیدگرش میتوانی سزائی بده
هوش مصنوعی: این نفس کافر مانند بلایی است که انسان را درگیر میکند و اگر بتوانی، سزاوار تنبیه است.