قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱ - ایضا در مدح همو گوید
هوش مصنوعی: این شعر در وصف بهار و زیباییهای آن سروده شده است. شاعر به زیباییهای طبیعت و شادی ناشی از ورود بهار اشاره میکند و از نسیم دلانگیز، شکوفهها و گلها صحبت میکند. همچنین، او از تاثیر بهار بر دل عاشقان و شادابی که به زندگی میبخشد، میگوید. شاعر به قدرت و عظمت خداوند و عدل او اشاره و بر این نکته تأکید میکند که بندگی و اطاعت از خداوند باعث سلامت و خوشبختی در دنیا میشود. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که بخت و خوششانسی انسان در گرو نزدیکی و ارتباط با خدا و حفظ جایگاه اوست.
دمید باد دلاویز و بوی جان آوردنوید کوکبهٔ گل به گلستان آورد
هوش مصنوعی: باد خوش و تازهای وزید و بویی دلانگیز همراه خود آورد که نوید بخش شکوفههای گل در باغ بود.
رسید موسم نوروز و یمن مقدم اوبه سوی هر دلی از خرمی نشان آورد
هوش مصنوعی: فصل نوروز فرا رسیده و با آمدن او، خوشبختی و شادابی به دلها هدیه میشود.
شکوفه باز بخندید و لطف خندهٔ اونشاط با دل محزون عاشقان آورد
هوش مصنوعی: شکوفهای بار دیگر لبخند زد و زیبایی خندهاش شادی و نشاط را به دلهای غمگین عاشقان هدیه کرد.
نسیم خسته شد و ناتوان و میافتدز بسکه رخت ریاحین بوستان آورد
هوش مصنوعی: نسیم به خاطر اینکه بار زیادی از گلها و عطرهای باغ را با خود آورده، به شدت خسته و ناتوان شده و در نتیجه دیگر نمیتواند ادامه دهد و به زمین میافتد.
هزاردستان در وصف روی لاله و گلهزار نغمه و دستان به داستان آورد
هوش مصنوعی: هزاران هنرمند و شاعر در توصیف زیباییهای چهرهی لاله و گل، به سرودن اشعار و داستانهای گوناگون پرداختهاند و هر کدام سرایشی خاص در این باره دارند.
غلام دولت آنم که بر کنار چمننشست و بابت خود دست در میان آورد
هوش مصنوعی: من بندهای هستم که در سایه حکومت نشستهام و با افتخار دست خود را به نشانهی احترام و معرفت به سوی چمن بلند کردهام.
سپیدهدم که صبا بهر شاهدان بهاربه عرصهٔ چمن از ابر سایبان آورد
هوش مصنوعی: در سپیدهدم، نسیم صبحگاهی برای دوستداران بهار، از ابرها سایهای به باغ و چمن میآورد.
چه ذرهاست که بر طرهٔ بنفشه فشاندچه آب لطف که بر روی ارغوان آورد
هوش مصنوعی: چه مقدار کوچک است آن ذرهای که بر گلهای بنفشه میافتد و چه قدر زیبا و دلنشین است آن آبی که بر روی گلهای ارغوانی میپاشد.
ز شوق بلبل شوریده دل به گل میگفتبیا بیا که فراقت مرا به جان آورد
هوش مصنوعی: بلبل عاشق به گل میگوید: بیا و نزد من بیا، چرا که دوری تو به جانم زحمت میدهد و جانم را میآزارد.
پیام داد به باد سحر شکوفه که خیزبیا که بیتو نفس بر نمیتوان آورد
هوش مصنوعی: شکوفه صبحگاه به باد پیام فرستاد که بیا و به اینجا بیای، زیرا بدون تو جان آدم نمیتواند بچرخد.
گل آن زمان به چمن خسرو ریاحین شدکه ره به مجلس سلطان کامران آورد
هوش مصنوعی: گل زمانی در دل چمن شکفته شد که راهی به مجلس پادشاه خوشبخت پیدا کرد.
جمال دنیی ودین آنکه رای انور اوشکست در مه و خورشید آسمان آورد
هوش مصنوعی: زیبایی دنیا و دین به کسی تعلق دارد که عقل و فکری روشن دارد و میتواند در میان نور ماه و خورشید آسمان برتری پیدا کند.
زمانه باز به پیرانه سرجوان زان شدکه التجا به چنین دولت جوان آورد
هوش مصنوعی: زمانه دوباره به جوانی پیرمردی نیاز پیدا کرد، چرا که در این حال، امید به خوشبختی و سعادت جوانان به وجود آمد.
خطاب سوسن از آنروی میکنند آزادکه نام بندگی شاه بر زبان آورد
هوش مصنوعی: سوسن به خاطر آزادیاش از جانب کسی که به او توجه میکند، اینگونه رفتار میکند که نام شاه را بر زبان بیاورد.
در سلامت و اقبال شد به رویش بازهرآنکه روی بدین دولت آستان آورد
هوش مصنوعی: هر کسی که با چهره نیکو به سوی این درگاه بیاید، در خوشی و موفقیت و سلامتی از آن بهرهمند میشود.
گرفت جمله جهان آفتاب از آنکه پناهبه زیر سایهٔ چتر خدایگان آورد
هوش مصنوعی: تمام جهان از نور خورشید بهرهمند شد، چرا که همه به زیر سایهٔ حمایت و نعمت خداوند پناه آوردند.
جهان پناها عدل تو خلق عالم راز جور حادثه پروانهٔ امان آورد
هوش مصنوعی: جهان به دلیل عدل تو پناهی یافته است و خلق عالم از ظلم حوادث، مانند پروانهای که به سوی امان میرود، نجات یافتهاند.
خجسته کلک گهربار عنبر افشانتبه سائلان خبر گنج شایگان آورد
هوش مصنوعی: قلم خوشی که از خود عطر و جواهر پخش میکند، به گدایان و درخواستکنندگان خبر از گنجینههای ارزشمند میدهد.
کف تو دامن آز و نیاز پر در کردچو بخشش تو امل را به میهمان آورد
هوش مصنوعی: دست تو از آرزوها و نیازها پر شده و وقتی که تو به دیگران generosity نشان میدهی، مثل اینکه مهمان را با بخشش خودت خوشحال میکنی.
تو عین معجز و دولت نگر که یکسر مویخلاف رای تو هرکس که در گمان آورد
هوش مصنوعی: تو همچون معجزهای هستی و بر اطرافیانت فرمانروایی میکنی، بهطوری که هر کسی اگر بخواهد در مورد تو اشتباهی فکر کند، با بستن تنها یک رشته مو و پایبند نبودن به خواستههایت، به تردید میافتد.
قضا به قصد سرش تیغ از نیام کشیدقدر به کشتن او تیر در کمان آورد
هوش مصنوعی: سرنوشت به نیت کشتن او، شمشیرش را از غلاف بیرون آورد و تقدیر تیر را در کمان آماده کرد.
عدوی تو ز فلک تاج و تخت میطلبیدزمانه از پی او دار و ریسمان آورد
هوش مصنوعی: دشمن تو از آسمان خواسته بود که تاج و تختی به دست آورد و زمان نیز برای او وسایل و امکاناتی فراهم کرده بود.
هرآنکه سرکشئی با تو کرد گردونشبه درگه تو ز ناگه به سر دوان آورد
هوش مصنوعی: هر کسی که با تو سرکشی و نافرمانی کند، به زودی دچار عذاب و گرفتاری خواهد شد و به درگاه تو دست نیاز دراز خواهد کرد.
جهان زمردی و از مردمی تهی شده بودعلو همتت آن رسم در جهان آورد
هوش مصنوعی: دنیای ما از وجود انسانها خالی و همچون زمردی درخشان است، و تلاش و بلند همتی تو باعث شد که آن سنت در دنیا برقرار شود.
به کام خویش بمان جاودان که بخت ترازمانه مژدهٔ اقبال جاودان آورد
هوش مصنوعی: همیشه در پی آرزوها و خواستههای خود باش، زیرا سرنوشت به تو خبری از خوشبختی همیشگی داده است.