قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱ - در مدح سلطان معزالدین اویس جلایری
هوش مصنوعی: این متن به توصیف شاه کامکار، حاکمی عادل و توانا، میپردازد. شاعر با ستایش از او به بیان ویژگیهای مثبت حکومتش میپردازد. او را به عنوان خورشید عدل و نمونهای از قدرت و حکمت معرفی میکند. در دوران حکومت او ظلم و جور از بین رفته و همه چیز در فضایی از آرامش و سازگاری قرار دارد. شاعر همچنین به قدرت رستم و شجاعت حیدر کرار اشاره میکند و از پیروزیهای او در میدان جنگ میگوید. در نهایت، شاعر دعا میکند که حکومت و عظمت شاه کامکار همیشه پایدار باشد و موفقیتهای او ادامه یابد.
گیتی ز یمن عاطفت شاه کامکارخورشید عدل گستر و جمشید روزگار
هوش مصنوعی: جهان به برکت محبت و مهربانی پادشاهی بزرگ و توانا، که خورشید عدالت را میگستراند و نماد روزگار خوب است، سرشار از خوشبختی و سعادت است.
سلطان چار رکن و سلیمان شش جهتدارای هفت کشور و معمار نه حصار
هوش مصنوعی: پادشاهی دارای چهار پایه است و مانند سلیمان، شش سمت را در نظر دارد. او همچنین صاحب هفت سرزمین و مانند معمار، نه دیوار را برای حفاظت بنا میکند.
گفت آنچنانکه باز برو رشک میبرندجنات عدن هر نفسی صد هزار بار
هوش مصنوعی: او گفت که مانند پرندهای که باز میگردد، باغهای بهشت به خاطر هر نفسی که میکشی، حسودی میکنند و بارها به تو حسرت میخورند.
اجرام شد موافق و افلاک مهرباناقبال شد مساعد و ایام سازگار
هوش مصنوعی: اجرام آسمانی با هم هماهنگ شدند و آسمان با مهربانی به روی خوشبختی گشوده شد و روزگار نیز به خوبی پیش میرود.
هر ظلم از جهان چو کمان گشت گوشهگیرهم جور گشت گوشهنشین همچو گوشوار
هوش مصنوعی: وقتی که ظلم و ستم در دنیا به شکل یک کمان در گوشهای جمع میشود، کسانی که تحت فشار قرار میگیرند نیز به گوشهنشینی و انزوا رو میآورند، مانند گوشوارهایی که در کنار گوش آویزان شده است.
از جور چرخ نیست کنون بر تنی ستموز ظلم خاک نیست کنون بر دلی غبار
هوش مصنوعی: به خاطر ستمهایی که زمانه به بار آورده، اکنون بر هیچ جسمی ظلمی نیست و بر دلها هم غباری وجود ندارد.
رفت آنکه قصد خون گوزنان کند پلنگبا شیر در نشیمن گوران کند قرار
هوش مصنوعی: چرم که قصد شکار گوزنها را داشت، به ارمغان آمد تا در گورستانها با شیر در یک مکان آرام بگذراند.
پنهان شدند در عدم آباد جور و ظلمتا عدل پادشاه جهان گشت آشکار
هوش مصنوعی: در زمانهایی که ظلم و ستم فراوان بود، این رفتارها بهطور نامحسوس و در پس پردهای از عدم قرار گرفت. اما سرانجام، عدالت و انصاف در جهان به وضوح و روشنی نمایان شد.
سلطان اویس شاه جهاندار تاجبخشآن نامدار جد و پدر شاه و شهریار
هوش مصنوعی: سلطان اویس، پادشاه بزرگ و بخشندهای است که تاج و مقامش به اعتبار نامی که از جد و پدرش به ارث برده، شناخته شده است.
شاهیکه عکس قبهٔ چتر مبارکشاز ماه ننگ دارد و از آفتاب عار
هوش مصنوعی: شاهی که سایهٔ چتر فرخندهاش از نور ماه شرمنده است و از تابش آفتاب خجالت میکشد.
رستم دلیکه بازو و تیغش خبر دهندهنگام کین ز حیدر کرار و ذوالفقار
هوش مصنوعی: رستم، مردی شجاع و نیرومند است که وقتی نیاز به جنگ و انتقام باشد، بازوها و شمشیر او خود نشاندهنده قدرت و شجاعتش خواهند بود. او با یاد حیدر کرار و شمشیر ذوالفقار به میدان میآید.
آفاق را که غرقهٔ طوفان فتنه بوداز موج خیز حادثه افکند برکنار
هوش مصنوعی: آسمانها و زمین که در طوفان آشفتگی و فتنه غرق شده بودند، با قدرت حوادث به ساحل امنی منتقل شدند.
تیغش چه معجزیست که از تاب زخم اوکوه از فزع بنالد و دریا ز اضطرار
هوش مصنوعی: تیغ این شخص چنان قدرتی دارد که وقتی به جسم دشمن فرود میآید، کوه از دل درد و ترس ناله میکند و دریا به خاطر فشار و اضطراب به هم میخورد.
کلکش چه مسرعیست که هردم هزار باراز زنگ سوی چین رود از چین به زنگبار
هوش مصنوعی: عجب شتاب و بیقراری دارد این قلم که هر لحظه هزار بار از زنگ به چین و از چین به زنگبار میرود.
تقدیر صائبش چو قدر گشته کامرانفرمان نافذش چو قضا گشته کامکار
هوش مصنوعی: سرنوشت او به خوبی رقم خورده و موفقیتش به دست قضا و قدر به نتیجه رسیده است. قدرت فرمان او به اندازهای نافذ است که مانند حکم قطعی عمل میکند.
ای خسرویکه حاصل دریا و نقد کاندر چشم همت تو ندارند اعتبار
هوش مصنوعی: ای خسرو، تو که از دریا گرانبهاترین چیزها را داری و حتی طلا و جواهرات در نظر بلند همت تو ارزشی ندارند.
نقاش صنع اطلس نه توی چرخ رااز بهر بارگاه تو کر دست زرنگار
هوش مصنوعی: نقاش آسمانی، برای تزیین بارگاه تو، چرخ گردون را با دست زرنگار خود نقاشی کرده است.
اقبال بندهایست وفادار بر درتدر حضرت تو مانده ز اجداد یادگار
هوش مصنوعی: یک فرد وفادار و بنده در درگاه تو ایستاده است که از نیاکانش به یادگار مانده است.
دولت مساعدیست که او را به صدق دلبا بخت کامکار تو عهدیست استوار
هوش مصنوعی: دولت و خوشبختی به نیکی به تو روی آورده است و تو با قلبی صادق و نیت خوب، پیمانی محکم با شانس خوب خود بستهای.
کوه بلند مرتبه کز حلم دم زندبحر گشاده دل که دهد در شاهوار
هوش مصنوعی: کوهی که از سر سادگی و بزرگی خود، آرامش را به دیگران میبخشد و دریای بزرگی که به فراخی قلبش، در اختیار مقام بلند قرار میگیرد.
تر دامنیست پیش وفای تو سر سبرکشوریدهایست پیش سخای تو شرمسار
هوش مصنوعی: در دامن تو وفا و صداقت وجود دارد و در برابر بخشش تو، دل شیدا و بیتاب من شرمنده است.
مقصود کاینات وجود شریف تستای کاینات را بوجود تو افتخار
هوش مصنوعی: هدف و مقصود تمام موجودات، وجود باارزش توست. ای موجودات، به وجود تو میبالند و افتخار میکنند.
روزیکه از خروش دلیران رزمگاهدریا به جوش آید و گردون به زینهار
هوش مصنوعی: در روزی که صدا و هیاهوی دلیران در میدان جنگ به اوج برسد و آسمان نیز به خاطر آن بیمناک و نگران شود.
سرهای سرکشان شود آن روز پایمالتنهای پردلان، شود آن روز خاکسار
هوش مصنوعی: در آن روز، سرهای افرادی که سرکشی میکنند، زیر پاهای کسانی که دلاور و شجاع هستند، خرد خواهد شد و آن روز، آن افراد به خاک ذلت میافتند.
از رعد کوس در سر گردون فتد طنینوز برق تیغ بر دل شیران فتد شرار
هوش مصنوعی: صدا و هیاهوی طوفان در آسمان پیچیده است و مانند جرقهی شمشیری که بر دل شیران بزند، شعلهای از ترس و وحشت میافکند.
پیکان آب داده کند رخنه در زرهنوک سنان نیزه ز جوشن کند گذار
هوش مصنوعی: پیکان آبداده، راهی در زره باز میکند و نوک نیزه از کنار زره عبور میکند.
سرها بسان ژاله فرو ریزد از هواخونها بسان سیل درآید ز کوهسار
هوش مصنوعی: سرها مانند قطرات باران از آسمان فرو میریزد و خونها مانند سیل از کوهها سرازیر میشود.
روزی چنین که کوه درآید به اضطراباز زخم تیر و هیبت شمشیر آبدار
هوش مصنوعی: روزی خواهد آمد که کوه نیز از شدت درد و ترس به تلوتلو درآمده و به شدت نگران شود.
گرد از یلان برآرد و افغان ز پردلانبازوی کامکار تو در قلب کارزار
هوش مصنوعی: غبار از دلاوران برمیخیزد و ناله از ترسوها، اما بازوی تو که به موفقیت و پیروزی میانجامد، در دل میدان نبرد حاضر است.
تیغت ز خون پیکر گردان در آنزماناز کشته پشته سازد و از پشته لالهزار
هوش مصنوعی: تیغ تو در آن زمان که بر بدن کشتهها میافتد، پشتهای از خون میسازد و از آن پشته، لالهها میرویند.
شاها عبید آنکه ز جان مدح خوان تستهر چند قائلست به تقصیر به یشمار
هوش مصنوعی: ای شاه، عبید کسی است که به خاطر تو از جان و دل مدح و ستایش میکند، هرچند که خودش اعتراف به اشتباهاتش داشته باشد.
دارد بسی امید به عالیجناب توای هر که در جهان به جنابت امیدوار
هوش مصنوعی: بسیاری به تو امید دارند، ای کسی که در این دنیا به بزرگی و مقام تو دل بستهاند.
تا آب درگذر بود و باد در مسیرتا کوه راسکون بود و خاک را قرار
هوش مصنوعی: تا زمانی که آب در جریان باشد و باد به حرکت ادامه دهد، و کوه همچنان استوار و پایدار بماند، خاک در آرامش خواهد بود.
وین جرم نوربخش که خورشید نام اوستچندانکه گرد مرکز خاکی کند گذار
هوش مصنوعی: این خورشید که نور میبخشد و نامش خورشید است، به اندازهای که دور محور زمین میچرخد، در حرکت است.
بادا همیشه جاه و جلال تو بر مزیدبادا مدام دولت و عمر تو پایدار
هوش مصنوعی: امیدوارم همیشه مقام و عظمت تو فزونی یابد و همچنین آرزومندم که خوشبختی و عمر تو همیشه پایدار بماند.
پیوسته باد رای ترا یمن بر یمینهمواره باد عزم ترا یسر بر یسار
هوش مصنوعی: همیشه با تو باشد نیکی و خوشبختی، و همیشه اراده و تصمیم تو در مسیر آسانی قرار گیرد.