شمارهٔ ۱۶ - در شکایت از قرض گوید
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از وضعیت دشوار خود به خاطر قرض و بدهی صحبت میکند. او میگوید که در حالی که مردم به خوشی و عیش میپردازند، او در غم و اندوه بدهی به سر میبرد. وی به این موضوع اشاره میکند که بدهیاش هم به خدای بزرگ و هم به دیگران است و در پی پیدا کردن راهی برای پرداخت آن است. فکر او همواره مشغول هزینهها و بدهیهاست و هیچ آرزویی جز پرداخت قرض ندارد. او احساس میکند که به شدت تحت فشار است و گویی در هر گام با قرض مواجه است، از شهر و محله گرفته تا داخل خانه. شاعر در نهایت با ذکر دعا و درخواست کمک از خداوند، از مشکلات خود گلهمند است و به سرنوشت غمانگیز افرادی که در چنین وضعیتی به سر میبرند، اشاره میکند.
مردم به عیش و شادی و من در بلای قرضهریک به کار و باری و من مبتلای قرض
هوش مصنوعی: مردم در خوشی و تفریح به سر میبرند، اما من در گرفتاری بدهی هستم. هر کسی مشغول کار و زندگی خود است و من در عذاب قرض گرفتار شدهام.
قرض خدا و قرض خلایق به گردنمآیا ادای فرض کنم یا ادای قرض
هوش مصنوعی: من باید مشخص کنم که آیا وظیفهای که به گردن دارم متعلق به خداست یا مربوط به مخلوقات. آیا باید این وظیفه را انجام دهم یا فقط به بدهیهای دیگران رسیدگی کنم؟
خرجم فزون ز غایت و قرضم برون ز حدفکر از برای خرج کنم یا برای قرض
هوش مصنوعی: هزینههایم بیش از حد توانم است و بدهیهایم از مرز تفکر فراتر رفتهاند. آیا باید برای هزینههایم خرج کنم یا برای تسویه بدهیهایم؟
از هیچ خط نتابم غیر از سجل دینوز هیچکس ننالم غیر از گوای قرض
هوش مصنوعی: من هیچ تردیدی ندارم جز در مورد ثبت دین و از هیچکس جز از گواهی قرض نمینالم.
در شهر قرض دارم واندر محله قرضدر کوچه قرض دارم واندر سرای قرض
هوش مصنوعی: من در هر جایی از شهر بدهی دارم، و حتی در محله و کوچه و خانهام نیز مدیون هستم.
از صبح تا به شام در اندیشه ماندهامتا خود کجا بیابم ناگه رجای قرض
هوش مصنوعی: از صبح تا شب در فکر و اندیشهام که چگونه میتوانم به ناگهان امیدی در مورد قرض پیدا کنم.
مردم ز دست قرض گریزان و من به صدقخواهم پس از نماز و دعا از خدای قرض
هوش مصنوعی: مردم از وام و قرض فرار میکنند، اما من با ایمان و صداقت پس از نماز و دعا از خداوند قرض میخواهم.
عرضم چو آبروی گدایان به باد رفتاز بس که خواستم ز در هر گدای قرض
هوش مصنوعی: زمانی که آبروی گدایان از بین رفت، من نیز به خاطر درخواستهای مکرر از در هر گدا قرض گرفتم.
گر خواجه تربیت نکند نزد پادشامسکین عبید چون کند آخر دوای قرض
هوش مصنوعی: اگر خواجه (آقا) کسی را تربیت نکند، مسکین عبید به چه ترتیبی میتواند در برابر پادشاه از عهده قرض خود برآید؟
خواجه علاء دولت و دین آن که جز کفشهرگز کسی ندید به گیتی سزای قرض
هوش مصنوعی: این بیت اشاره میکند به فردی که در عالم وجود، مقام و منزلت او به قدری بالا است که تنها چیزی که از او دیده شده، کفش اوست، و این نشاندهندهی آن است که او در مقام بزرگی قرار دارد و هیچ کس دیگر نمیتواند به او نزدیک شود. به همین دلیل، در برابر قرض و بدهیها، او سزاوار و محترم به نظر میرسد.