شمارهٔ ۱۷ - ایضا در شکایت از قرض گوید
هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار از درد و رنجی که به خاطر قرض و بدهی تجربه میکند، سخن میگوید. او به حالت ناامیدی و بیقراری خود اشاره میکند که شب و روز را در کنار قرض احساس کرده و هیچ کمکی از کسی نمیبیند. او از تلاشش برای یافتن نجات و خلاصی از غم قرض و بدهیها سخن میگوید، اما در نهایت میبیند که هیچکس نمیتواند او را از این باند رها کند.
وای بر من که روز شب شدهامدایما همنشین و همدم قرض
هوش مصنوعی: ای وای به حال من که به طور مداوم خود را در کنار و همراه با بدهیهایم میبینم و این وضعیت به زندگی شباهت پیدا کرده است.
مدتی گرد هرکسی گشتمبو که آرم به دست مرهم قرض
هوش مصنوعی: مدتی به دنبال کسی بودم که راهی برای پایان دادن به مشکلات مالیام پیدا کنم و کمکم کند.
آخرالامر هیچکس نگشادپای جانم ز بند محکم قرض
هوش مصنوعی: در نهایت، هیچکس به کمک من نیامد و نتوانست مرا از دست قرض و مشکلات آزاد کند.
... ن درستی نیافتم جائیکه مرا وارهاند از غم قرض
هوش مصنوعی: هیچ جا نتوانستم پیدا کنم که مرا از غم و اندوه بدهی رها کند.