بخش ۱۷ - جواب گفتن معشوق بقاصد
هوش مصنوعی: سرو آزاد به فرزانه میگوید که من مانند شمعی هستم که صد پروانه دارد و نیازی به دیوانگیهای او ندارم. این افسانهگویی بیفایده است و کسی که دیوانهای چون او را بخواهد، به دنبال زود کام شدن است و در میان مردم بدنام میشود. او به فرزانه توصیه میکند که از عشق بینتیجه دور شود و به جستجوی چیزی بهتر روی آورد، زیرا ارتباط با کسی که آشفتهخو است، به هیچ نتیجهای نخواهد رسید و تنها دردسر خواهد آورد. او از فرزانه میخواهد که به خود بیندیشد و از این عشق خام بگذرد تا از سوز و گداز آن رهایی یابد.
چو بشنید این سخن را سرو آزادجوابش داد کای فرزانه استاد
هوش مصنوعی: وقتی سرو آزاد این صحبت را شنید، پاسخ داد: ای استاد فرزانه!
من آن شمعم که صد پروانه دارمکجا پروای این دیوانه دارم
هوش مصنوعی: من مانند شمعی هستم که دور و برم پر از پروانه است، اما به این دیوانگی هیچ توجهی ندارم.
ندارد سودی این افسانه گفتنحدیث آنچنان دیوانه گفتن
هوش مصنوعی: برای بیان داستانی که خود واقعی نیست، فایدهای ندارد. گفتن چنین داستانهایی، فقط نشاندهندهی جنون و دیوانگی است.
به دست خود کسی چون مار گیرد ؟غریبی را کسی چون یار گیرد ؟
هوش مصنوعی: آیا کسی به دست خود میتواند مانند مار خطرناک شود؟ آیا کسی میتواند غریبهای را مانند دوست و یار خود در آغوش گیرد؟
چنان شوریدهای با کس نسازدبود چون او که با وی عشق بازد
هوش مصنوعی: این فرد به قدری دیوانه و عاشق است که هیچکس نمیتواند با او رابطهای برقرار کند و تنها کسی که میتواند با او عشق بازی کند، خود اوست.
من ار با او بیاری سر در آرمدگر پیش کسان چون سر بر آرم
هوش مصنوعی: اگر من با او به کمک و دوستی برخورد کنم، دیگر در برابر دیگران مثل گذشته احساس سرشکستگی نخواهم داشت.
چو نادان و خیال اندیش مردیستمرا خواهد محال اندیش مردیست
هوش مصنوعی: اگر مردی نادان و خیالی باشد، به طور حتم در دنیای محال و غیرواقعی زندگی میکند.
کسی کو با چنان آشفته رائینشیند یک زمان روزی به جائی
هوش مصنوعی: کسی که با آدمی که افکار پریشان و نامنظم دارد، مدتی همراه شود، روزی به جایی نمیرسد.
همانا زود دشمن کام گرددمیان مردمان بدنام گردد
هوش مصنوعی: زود در دل مردم دشمنی ایجاد میشود و این کار باعث بدنامی خواهد شد.
بگو لطفی یکی زین کوی برگردچنین تا چند کوبی آهن سرد
هوش مصنوعی: بگو که چرا باید مدام در این راه سخت و سرد تلاش کنم، در حالی که میتوانم از یک محبت و لطف کوچک بهرهمند شوم؟
دلت در عشقبازی ناتمام استبهل تا میزند جوشی که خام است
هوش مصنوعی: دل تو در عشق بازی هنوز به پایان نرسیده است، صبر کن تا زمانی که احساسات و شور شوقی که در درونت وجود دارد به بلوغ برسند.
ز دلداری که باشد دلپذیرتاگر البته باشد ناگزیرت
هوش مصنوعی: اگر دلجویی به دلخواه تو باشد، پس حتماً باید آن را بپذیری.
طلب کن همچو خود بیآب و رنگیاز این دیوانهای بینام و ننگی
هوش مصنوعی: از کسی مانند خودت که هیچ جذابیت و ارزشی ندارد، خواهش کن.
کزین در برنیاید هیچ کامتبسوزد جان در این سودای خامت
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که اگر از این موقعیت هیچ چیز به دست نیاید، جان در این آرزوی بیهوده به آتش خواهد افتاد. به عبارتی، اگر به هیچ نتیجهای نرسی، روح و زندگیات در این خواستههای بیفایده به خطر میافتد.