شمارهٔ ۱۴ - مناجات
هوش مصنوعی: در این قطعه شاعر به نقش الهی در زندگیاش اشاره میکند و از قدرت و رحمت خدای خود به عنوان رهاننده یاد میکند. او به معانی عدم و وجود پرداخته و از وضعیت خود احساس شرمندگی میکند، به ویژه به خاطر اعمالش. در پایان، او به رحمت الهی پناه میبرد و میخواهد تحت سایه آن کرم و لطف قرار گیرد.
من که به حکم تو درین کارگاهاز عدم این سو ، زدهام بارگاه
هوش مصنوعی: من که به فرمان تو در این دنیا از عدم و نیستی خارج شدهام و برای خود جایی ساختهام.
به که چو آوردی و بازم بریهم به سوی خویش فرازم بری
هوش مصنوعی: هرگاه کسی را به خود دعوت کنی و او را به سمت خود بیاوری، خودت نیز باید به همان سمت حرکت کنی.
سر مرا چون همه دانندهایباز رهانم که رهانندهای
هوش مصنوعی: سرم را از چنگ تو رها کن، چون تو میدانی و من به رهایی نیاز دارم.
گر چه تن من ز پی سوز راسترحمت تو از پی این روز راست
هوش مصنوعی: با وجودی که جسم من در حال سوختن است، رحمت تو به دنبال حقیقت روز به سوی من میآید.
از عمل خود چو نشینم خجلذیل کرم پوش برین تنگ دل
هوش مصنوعی: وقتی که به کارهای خودم فکر میکنم، از شرمندگی نمیتوانم سر بلند کنم و در دلم حس ناراحتی دارم.