شمارهٔ ۲۲ - پیام پدر
هوش مصنوعی: شاعر از وفای عشق خود میگوید و به معشوق اشاره میکند که با وجود دوری و غیبت، همچنان حس کینهتوزی نسبت به یکدیگر وجود دارد. او از معشوق میخواهد که اگر دوری از او را بر میتابد، لااقل کینهها را کنار بگذارد. شاعر بر این نکته تأکید دارد که در عشقشان، هردو به نوعی همدیگر را در وجود خود حس میکنند و هرکدام در جایگاه دیگری قرار گرفتهاند. او همچنین به این اشاره میکند که در گفتوگو و تعامل باید با هم در صلح و مدارا زندگی کنند تا وفا و عشق همچنان برقرار بماند.
ای سر از آئین وفا تافته !وز تو دلم تافتگی یافته !
هوش مصنوعی: ای کسی که از اصول وفا سرشار هستی! و از تو دلم روشن و خوشحال شده است!
گر چه به غیبت شدئی کینه توزرنجه چهداری به حضورم هنوز
هوش مصنوعی: اگرچه در غیبت به سر میبری و از من کینه داری، اما هنوز هم در حضورم آزار و رنجی احساس میکنم.
با چو منی ، دور کن از سر منیچون به صفت من توام و تو منی
هوش مصنوعی: با وجود اینکه تو شبیه من هستی و در واقع، بخشی از وجود من هستی، دوری از من را برایم آسان کن.
گر کمر کینه کنی استوارپیش تو بیش از تو درایم به کار
هوش مصنوعی: اگر کینه را با استواری در خود نگهداری، من نیز برای تو از آنچه در توان دارم بیشتر تلاش میکنم.
ور به مدارا کشد این گفت و گوینیز نتابم ز وفای تو روی
هوش مصنوعی: اگر این گفتوگو هم با مدارا ادامه یابد، از وفای تو روی بر نخواهم گردانید.
لیک بشرطی که درین رای منجای پدر گیرم و تو جای من
هوش مصنوعی: اما به شرطی که در این نظر من، تو به جای من و من به جای پدرم قرار بگیرم.