شمارهٔ ۳۲ - ( رسیدن کیقباد به دهلی )
هوش مصنوعی: در این بخش از شعر، شاه از رخش طلب میکند و به سمت دشت میرود. او از روی پیل به تماشای زمین مینگرد که چقدر سنگین و پربار است. صفی از پرچمهای سرخ و زرد برپا شده و آغازی بر نوروز است. شاه به زیر چتر سیاه میرود و در آغاز شب، بامداد دوم را به یاد میآورد. او به دروازه دولت شتاب میکند و در را به روی خود میگشاید. صدای موسیقی از دور به گوش میرسد و مردم با شادی در حال رقص و پایکوبیاند. به خاطر نثارهایی که مردم از هر سو به شاه میریزند، زمین به شکلی زیبا و فرشی از نثارها در میآید.
رخش طلب کرد شه کام گارشد بگهٔ چاشت به دولت سوار
هوش مصنوعی: شاه از اسبش درخواست کرد تا برود و در گلدستههای شیرینی صبحگاهی به لطف و نعمت خود سوار شود.
از روش پیل کران تا کرانسر به سر اندام زمین شد گران
هوش مصنوعی: از روش و حرکت فیل تا دیوارههای زمین، تمامی جسم و حجم زمین به شدت سنگین و محکم شده است.
صف سیاه از علم سرخ و زردنسخهٔ دیباچهٔ نوروز کرد
هوش مصنوعی: به وسیلهٔ علم و دانش سرخ و زرد، جشنی شاداب و زیبا برای نوروز برپا شده است که مظهر رونق و امیدواری است.
شه به ته چتر سیه می چمیداول شب صبح دوم میدمید
هوش مصنوعی: در آغاز شب، پادشاه زیر چتر سیاه میرفت و صبح روز بعد آغاز یک روز جدید را به همه اعلام میکرد.
شاه به دروازهٔ دولت شتافتداد به دروازه گشادی که یافت
هوش مصنوعی: شاه به سمت دروازهٔ قدرت و حکومت حرکت کرد و با دیدن ورودی وسیع و گشادهای که پیش رویش بود، خوشحال شد.
نغمهٔ مطرب زگلوگاه سازگوش نیوشنده همی کرد باز
هوش مصنوعی: آوای نوازنده از دور به گوش شنونده میرسید و او را به خود جذب میکرد.
ماه وشان چرخ زنان پای کوبگشته به مو از ره شه خاکروب
هوش مصنوعی: دختران زیبا مانند ماه، با شوق و شعف در حال رقص و پایکوبی هستند و موهایشان با این حرکات به اطراف میرقصد، گویی که به خاطر محبوبشان، جاده را گام به گام برای استقبال از او آماده میکنند.
بس که فشاندند ز هر سو نثارفرش زمین شد ز در شاهوار
هوش مصنوعی: به اندازهای از هر طرف به زمین هدایای زیادی فرستادهاند که فرش زمین مانند فرش دربار شاهان شده است.