بخش ۱۰ - حکایت شیر فروش متقلب
هوش مصنوعی: شبان جوان و پیر در کوهساری رمهای داشت که روزی به سبب سیل، رمه را از دست داد. او شیر را با آب مخلوط کرده و در سبو ریخته بود. اما ناگهان سیل آمد و همه چیز را خراب کرد. در این موقع، کارشناس به او گفت که آب شیر او به سیل تبدیل شده و رمه را برده است. شبان از این سخن ناراحت و دلشکسته شد. این داستان بیانگر این است که اگر کسی به دنبال دین و صداقت باشد، باید از دلهای خائن دوری کند.
داشت شبانی رمه در کوهسارپیر و جوان گشته ازو شیر خوار
هوش مصنوعی: در یک شب، چوپانی در کوهستان داشت که جوانان و کودکان شیرخواره از او تاثیر گرفته بودند و تحت سرپرستیاش قرار داشتند.
شیر که از بز به سبو ریختیآب در آن شیر درآمیختی
هوش مصنوعی: شیر را که با آب بز مخلوط کردهای، در ظرف ریختی.
بردی از آن آب ملمع به شیرنقرهٔ چون شیر ز برنا و پیر
هوش مصنوعی: تو از آن آب زلالی که همچون شیر نقرهای است، بهرهمند شدهای، مانند شیر که هم از جوانی و هم از پیری برخوردار است.
روزی که آن کوه به صحرای خاکسیل درآمد رمه را برد پاک
هوش مصنوعی: روزی که آن کوه به دشت و بیابان تبدیل شد، همه گله و رمه را به طور کامل با خود برد.
آنکه جهان سوختهٔ شیر کردسوخته شد ناگه از آن شیر سرد
هوش مصنوعی: کسی که دنیا را با شیر خود نابود کرد، ناگهان از آن شیر سرد، سوخته و آسیبدیده شد.
شیر خنک از تف و تابش بسوختجملهٔ آن شیر ز آبش بسوخت
هوش مصنوعی: شیر خنک از گرما و تابش آفتاب سوخته و همهٔ آن شیر که از آبش تشکیل شده نیز سوخته است.
خواجه چو شد با غم و آزار خفتکارشناسیش در آن کار گفت
هوش مصنوعی: وقتی خواجه از غم و آزار به خواب رفت، در آن حالت به او گفتند که باید در کاری که انجام میدهد، بیشتر دقت کند و با مهارت بیشتری رفتار کند.
کان همه آب تو که در شیر بودشد همه سیل و رمه را در ربود
هوش مصنوعی: همه آبی که در شیر وجود داشت، مانند سیلی شد و گلهها را تحت تأثیر قرار داد و از بین برد.
مرد شبان زان سخن آمد ستوهماند سرافگنده چو سیلاب کوه
هوش مصنوعی: مرد شبان از آن حرفها ناراحت و پریشان شد، مثل سیلابی که از کوه سرازیر میشود و همه چیز را در مسیرش تحت تاثیر قرار میدهد.
خسرو اگر دین طلبی از خدایزین دل خاین به دیانت گرای
هوش مصنوعی: اگر خسرو به دنبال دین و ایمان است، باید از دل خیانتکار خود فاصله بگیرد و به راستکرداری و دیانت روی آورد.