شمارهٔ ۸
هوش مصنوعی: این شعر به چهاردهی از عشق و دلتنگی میپردازد. شاعر در حال توصیف احساسات خود در نبود محبوبش است. او به شدت نالان و غمگین است و به نظارگان میگوید که دلش را با این دلتنگی میشکند. شاعر همچنین به خواب خوش محبوب اشاره میکند و خودش را در حسرت شبهای بیخواب میبیند. در ادامه، او میفهمد که دردش تنها به می نوشیدن بستگی ندارد و تنها محبوبش میتواند درمانگر او باشد. در نهایت، شاعر از نسیمی (صبا) میخواهد که احوال آوارگان و دلدادگان را به محبوب برساند و بیان میکند که دلش به خاطر زیبایی محبوبش پریشان است.
چنانی در نظر نظارگان راکه رونق بشکنی مه پارگان را
هوش مصنوعی: تو به قدری در نظر بینندگان زیبا و جذابی که اگر رونق و زیبایی ستارهها را بشکنی، باز هم تأثیر تو بیشتر خواهد بود.
چنان نالان همی گردم به کویتکه دل خون می شود نظارگان را
هوش مصنوعی: من به اندازهای در کوی تو نالان و غمانگیز هستم که دل تماشاکنندگان از دیدن حال من خون میشود.
تو در خواب خوش و من بی تو هر شبشمارم تا سحر سیارگان را
هوش مصنوعی: تو در خواب شیرین خود غرق هستی و من بدون تو هر شب تا صبح، ستارهها را میشمارم.
زبس کاین رنج من به می نگرددز من بگرفته دل غمخوارگان را
هوش مصنوعی: این بیت به این مفهوم اشاره دارد که به خاطر رنج و زحمتی که من کشیدهام، دیگران هم دلنگران شده و غم به دلشان نشسته است. یعنی درد و سختی من باعث شده که دیگران نیز احساس غم و نگرانی کنند.
دوای درد من بر تست، لیکنتو چاره کی کنی بیچارگان را
هوش مصنوعی: درمان درد من در دستان توست، اما تو چگونه میتوانی برای بیچارگان چارهسازی کنی؟
روی گر، ای صبا، در خانه اوبگویی قصه آوارگان را
هوش مصنوعی: ای باد صبا، وقتی به خانه او میروی، داستان آوارگان را برایش بگو.
دل دیوانه خسرو نکو نیستچگویم بد پری رخسارگان را
هوش مصنوعی: دل دیوانه خسرو نمیتواند خوب باشد. چگونه میتوانم از چهرههای زشت و بد بگویم؟