شمارهٔ ۴۴
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات عمیق و عاشقانه گوینده است. او به یاد معشوق خود میافتد و حسی از فتنه و جذبه را در خود احساس میکند. گوینده از درد و دلش میگوید و اشاره دارد که عشق او را به بیخود و مستی میکشاند. او نمیتواند دلیل یا چگونگی این حال خود را توضیح دهد، اما میفهمد که عشقش سرنوشت او را رقم زده است. همچنین به دیگر عاشقان اشاره میکند که آه و نالهشان در سوگ عشق شنیده میشود. در نهایت، او در خیال معشوقش آرامش مییابد، حتی اگر این خیال خالی از واقعیت باشد.
باز آرزوی آن بت چین میکند مرامعلوم شد که فتنه کمین میکند مرا
هوش مصنوعی: دوباره دلم برای آن معشوق چینیام تنگ شده است. به خوبی متوجه شدم که این عشق، برای من دردسر و مشکل به بار خواهد آورد.
میخواندم گدای خود و گویی آن زمانملک دو کون زیر نگین میکند مرا
هوش مصنوعی: در آن زمان که به دعا و درخواست از خدا مشغول بودم، احساس میکردم که تمام جهان زیر سلطه و توجه من است.
از من مپرس کز چه دل دوست شد به باددر وی ببین که بی دل و دین میکند مرا
هوش مصنوعی: مرا از حال و احوال خود نپرس، چون دل عزیزم به باد رفته است. تنها کافی است به او نگاه کنی تا ببینی که چطور بدون دل و ایمان، با من رفتار میکند.
نه من به اختیار چنین مست و بیخودمچیزیست در دلم که چنین میکند مرا
هوش مصنوعی: من به اراده خودم اینقدر مست و بیخود نیستم؛ چیزی در درونم وجود دارد که اینطور با من رفتار میکند.
آه از تو میکنند همه عاشقان و مناز دست دل که سوخته، این میکند مرا
هوش مصنوعی: همه عاشقها از تو آه و ناله میکنند، اما من به خاطر دل سوختهام این حال و روز را دارم.
صد منت خیال تو بر خسرو است، از آنکگهگه به خواب با تو قرین میکند مرا
هوش مصنوعی: خیال تو برای خسرو نعمت بزرگی است، چرا که گاهی در خواب با تو همنشین میشود.