شمارهٔ ۹۲
هوش مصنوعی: این غزل عاشقانه به احساسات عمیق عشق و دلتنگی اشاره دارد. شاعر از محبوبش میخواهد که با ناز و غمزههایش بازی نکند، زیرا این میتواند به روح و دل او آسیب برساند. او در تلاش است تا جذابیتهای موجود در جمعهای پرشور را به محبوبش گوشزد کند و از او میخواهد که بیشتر به او توجه کند. همچنین شاعر به یادرویهای دلپذیر شب گذشته اشاره میکند و از محبوبش میخواهد که بوسهای به او بدهد تا از هجران رهایی یابد. در نهایت، شاعر به خویشتنداری و عواقب عشق و مستی اشاره میکند و نگران است که این وضعیت او را از مسیر درست دور کند.
باز مدار، ای پسر، غمزه نیم خواب راتا نبرد به جادویی جان و دل خراب را
هوش مصنوعی: ای پسر، دیگر به چشمک و ناز نکن، زیرا که این کار ممکن است جان و دل انسان را خراب کند و او را به دنیای دیگری بکشاند.
از پی نقل مجلست هست بر آتشم جگرچاشنیی نمی کنی گوشه این کباب را
هوش مصنوعی: به دنبال نقل و شیرینی محفل تو هستم، اما بر دل من آتش است و تو هیچ تلاشی برای افزودن چاشنی به این کباب نمیکنی.
از مه و مشتری چرا دست نشوید آسمانکاب بریخت روی تو چشمه آفتاب را
هوش مصنوعی: چرا از ماه و سیاره مشتری دست بردارید، زمانی که آسمان، زیبایی شما را بر زمین میریزد و چشمهی آفتاب را به تماشا میگذارد؟
دوش به خواب گوییم در بر من نشسته ایمعذرتی کنم کنون از دل و دیده خواب را
هوش مصنوعی: دیشب در خواب دیدم که تو در کناری نشستهای. اکنون از دل و چشمانم از تو عذرخواهی میکنم که خواب را بر من تحمیل کردهام.
بوسه بده که می رود هجرکشان به کشتنممنتظر لب توام، باز بده جواب را
هوش مصنوعی: بوسهای بده قبل از اینکه دوری و جدایی به سراغم بیاید، چون منتظر لبهایت هستم تا به من پاسخ دهی.
کشتن ماست مستیت، ار چه شراب خورده ایبهر خدا که سوی خود راه مده شراب را
هوش مصنوعی: مستی تو باعث نابودی ما شده، اگرچه شراب نوشیدهای. برای خدا، شراب را به سمت خودت نیاور.
بهر چه می کشی، چو هست آخر این ندامتتوه که رها نمی کند خوی تو این شتاب را
هوش مصنوعی: هر چه در زندگی تجربه میکنی، بالعکس آن که در نهایت متوجه ندامت و پشیمانیات خواهی شد، ولی این خصلت شتابزده و کنشگر درون تو هرگز رهایت نخواهد کرد.