شمارهٔ ۹۳
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر عشق عمیق و رنج کشیدن شاعر به خاطر معشوق است. شاعر از سالها دوستی با محبوبش صحبت میکند و میگوید که در غم او میسوزد و نمیتواند احساساتش را بیان کند. او نگران اضمحلال خود به خاطر غم معشوق است و از او درخواست دارد که به او توجه کند. شاعر همچنین به وفاداری و تعهدش به محبوب اشاره کرده و تأکید میکند که هیچگاه او را ترک نخواهد کرد، حتی اگر آزار و خواری هم از طرف معشوق ببیند. در نهایت، او از معشوق میخواهد که بر سر دوستی و وفاداری قرار گیرد و بیرحمی نکند.
دلبرا، عمریست تا من دوست می دارم ترادر غمت می سوزم و گفتن نمی یارم ترا
هوش مصنوعی: عزیزم، سالهاست که به تو عشق ورزیدهام و در غم تو میسوزم، اما نمیتوانم احساساتم را بیان کنم.
وای بر من کز غمت می میرم و جان می دهمواگهی نیست از دل افگار بیمارم ترا
هوش مصنوعی: وای بر من که از غم تو دارم مدام میمیرم و جانم را فدای عشق تو میکنم، اما هیچ نشانی از دل شاد من که به شدت غمگین و بیمار است، وجود ندارد.
ای به تو روشن دو چشم گر درآری سر به مناز عزیزی همچو نور دیده می دارم ترا
هوش مصنوعی: ای کسی که چشمانت به روشنایی تو روشن است، اگر بخواهی بر سرم بیایی، از عزیزانی همچون نور چشمم، تو را در دل دارم.
داری اندر سر که بگذاری مرا و من برآنکدر جمیع عمر خویش از دست نگذارم ترا
هوش مصنوعی: تو در فکر و قلبت جایگاهی برای من اختصاص بده و من هم vow میکنم که در تمام زندگیام تو را از یاد نبرم و هرگز فراموشت نکنم.
خواری و آزار بر من، گر به تیغ آید ز توخارم اندر دیده، گر با گل بیازارم ترا
هوش مصنوعی: اگر تو با تیغ خود مرا خوار و آزرده کنی، در دل من مانند خاری خواهی بود؛ و اگر با گلها به من آزار برسانی، باز هم تو را آزرده میکنم.
یک زمان از پای ننشینم به جست و جوی تویا کنم سر را فدایت، یا به دست آرم ترا
هوش مصنوعی: نمینشینم و از تلاش برای پیدا کردن تو دست برنمیدارم، یا خود را فدای تو میکنم، یا تو را به دست میآورم.
نیست شرط، ای دوست، با یاران دیرینت جفاشرم دار آخر که من یار وفادارم ترا
هوش مصنوعی: دوست عزیز، نباید با دوستان قدیمیات بدرفتاری کنی، چون من همیشه در کنار تو هستم و به تو وفادارم.