شمارهٔ ۹۷
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از درد جدایی و حسرت عشق صحبت میکند. او از تلخی جدایی میگوید که با یاد محبوبش شیرین میشود. دلها به خاطر زیبایی معشوق گم شده و شاعر نگران است که این عشق او را به زوال بکشاند. او اشاره میکند که زیبایی محبوبش دلها را به دنبال خود میکشاند و خود او هم دیوانه این عشق است. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره میکند که اگر معشوق از خوشنامی خود دور شود، دل عاشق نمیداند چه باید بکند.
بی روی تو خوش کردم من تلخی هجران رابا شربت دیدارت بدخو نکنم جان را
هوش مصنوعی: بدون وجود تو، تلخی جدایی را با زیبایی دیدار تو شیرین میکنم و نمیگذارم جانم را با بدی آزرد.
از بس که دل خلقی گم شد به زنخدانتخون پر شود ار کاوند آن چاه زنخدان را
هوش مصنوعی: به خاطر جذابیت و دلبری خاص تو، بسیاری از دلها گم شده و دچار درد و اشتیاق میشوند. حتی اگر خطر داشته باشد، آنها همچنان به سمت تو میآیند تا بر افراشتهات بوسهای بزنند.
دی شانه زدی گیسو، افتاد بسی دلهاگرد آر دمی آخر دلهای پریشان را
هوش مصنوعی: دیروز با شانه زدن به موهایت، دلهای زیادی را به دست آوردی، حالا لحظهای توقف کن تا دلهای آشفته را جمع کنی.
در جیب وجود کس نگذاشته ای نقدییک لطف بکن زین پس مگشای گریبان را
هوش مصنوعی: در وجود هیچ کس چیزی از ارزش و مقام نگذاشتهای، لذا لطفا از این به بعد به خاطر خودت هم که شده، به دیگران نشان نده که چه در دلت داری.
تو می روی و دلها دنبال دوان هر سوچون خلق که بشتابد نظاره سلطان را
هوش مصنوعی: تو میروی و دلها در هر جا دنبالت هستند، انگار که مردم برای تماشای یک پادشاه به سرعت حرکت میکنند.
بدبخت دلی دارم، دیوانه بت رویانیا رب که مباد این دل هندو و مسلمان را
هوش مصنوعی: من دلی غمگین و دیوانه دارم که به زیباییهای معشوقان خیره شده است. کاش این دل به عشق و احساس از بین نرود و از تنش جدایی نگیرد.
گویند که از خوبان بدنام شدی خسروچون دل نکند فرمان، خسرو چه کند آن را
هوش مصنوعی: میگویند که تو که از خوبان هستی، به بدنامی مشهور شدهای. اما خسرو، وقتی دلش فرمان نبدهد، چه کار میتواند بکند؟