شمارهٔ ۹۸
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به ساقی دستور میدهد که جامی پر از نوشیدنی خوشطعم را به او بدهد و روی خود را به نمایش بگذارد. او از صدای جام و نوشیدن میگوید و تأکید میکند که گلها و زیباییهای بهار، برای جشن نوروز به او هدیه میدهند. شاعر به کبوتر وحشی و گلها اشاره میکند و از علاقه به زیباترین لحظات زندگی و طبیعت سخن میگوید. همچنین، او از شخصی دعوت میکند تا به محفلش بیاید و همراهیاش را با جامی زیبا جشن بگیرد. شعر به نوعی دعوت به شادی و جشن در بهار است.
ساقیا! پیش آر جامِ با صفای خویش راروی ما بین و به ما ده رونمای خویش را
هوش مصنوعی: ای ساقی، جام زیبای خود را برای من بیاور و صورت خود را به من نشان بده و به من از جلوههای نیکوت هدیه کن.
کف چو گنبدها کند هر دم صلای نوش کوتا ز هر گنبد صدا یابی صلای خویش را
هوش مصنوعی: هر لحظه صدای خوشی از گنبدها به گوش میرسد، تا تو بتوانی صدای خود را از زهر و ناهمواریهای زندگی بشنوی.
کبک رفتارا! یکی بخرام و پا بر لاله سایبی حنا کن لعل پای لالهسای خویش را
هوش مصنوعی: کبک، با رفتار زیبایش، در حال حرکت است و با پاهایش بر روی گلهای لاله قدم میگذارد. او میخواهد لعلگونه پای خود را بدون رنگ و آرایش نمایش دهد.
دی شدی در باغ و گل از بهر گَرد افشاندنتکرد صد پر کاله دامان قبای خویش را
هوش مصنوعی: تو در باغی زیبا و مملو از گلها ظاهر شدی و به خاطر پخش زیباییات، صد پر از رخت خود را به دامن گرفتهای.
هر طرف بهر مبارک باد نوروز بهارمیفرستد گل به کف کرده صبای خویش را
هوش مصنوعی: هر سو به مناسبت نوروز خوشحالی و جشن برقرار است و بهار با گلها و خنکیاش به ما پیام سلامتی و سرزندگی میآورد.
کبک کهساری! برو ای لاله، بر هر تیغ کوهگام چندان زد که پر خون کرد پای خویش را
هوش مصنوعی: کبک کوهستانی، ای لاله، آنقدر بر روی تیغههای کوه راه رفت که پایش پر از خون شد.
یک دم امروز از چمن ما را به مجلس راه دهتا ستانیم از تو جام با صفای خویش را
هوش مصنوعی: به ما اجازه بده که لحظهای از بهشت چمنیمان در مجلس تو بهرهمند شویم تا از م->ی می لذت ببریم و از شادیهای خودمان استفاده کنیم.