شمارهٔ ۱۳۲
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از درد و غم جدایی از معشوق میگوید. او اشاره میکند که هیچ کار دیگری جز آه و فغان در غیبت معشوق نمیتواند انجام دهد. زندگی بدون دوست برای او بیمعناست و حتی اگر همه موجودات زنده هم از او خواستهای داشته باشند، او از محبت به معشوقش دریغ نمیکند. شاعر تأکید میکند که عشق واقعی فراتر از گفتوگوهای سطحی است و باید با دل احساس شود. او به خوابهای شیرین عاشقانه اشاره میکند و در پایان میگوید که اگر کسی دیگری را دوست بدارد، هیچکس نمیتواند جانش را به خاطر آن از دست بدهد. شاعر به زیبایی و ارزش معشوق اشاره میکند و به درک عمیق عشق میپردازد.
در هجر توام کار به جز آه و فغان نیستدر پیش توام دان که زبانم به دهان نیست
هوش مصنوعی: در جدایی تو، جز اندوه و ناله کاری برایم نمانده است و وقتی در پیش تو هستم، هیچ چیزی برای گفتن ندارم.
بی دوست اگر خلق به جان می زید و سرهم جان و سر دوست که ما را سر آن نیست
هوش مصنوعی: اگر انسانها بدون دوست زندگی کنند و برایشان زندگی سخت و دشوار شود، من از آنها چه انتظاری دارم؟ زیرا برای من تنها دوست اهمیت دارد و به خاطر او، جان و سرم را نیز فدای او میکنم.
سهل است اگر هر دو جهان باز گذارنداز بهر نگاری که چو او در دو جهان نیست
هوش مصنوعی: آسان است که انسان برای زیبایی عاشقش، هر دو دنیا را رها کند، چرا که هیچ کسی مانند او در این دو جهان نیست.
ما زنده بدوییم که جان می رود از مابر وی که به معشوقه زید منت آن نیست
هوش مصنوعی: ما هنوز زندهایم و جانمان در حال رفتن است، اما عشق ما به معشوقهای که زید در دلش دارد، برای ما ارزشی ندارد.
مشنو سخن عاشقی از هرزه زبانانکاین کار دل است ای پسر و کار زبان نیست
هوش مصنوعی: به حرفهای بیپایه و بیمحتوا در مورد عاشقی گوش نده، زیرا عشق عمق دل است و به کلمات ربطی ندارد.
گفتی که هم آغوش خیالم به چه سانیخواب خوش مجنون به بر دوست نهان نیست
هوش مصنوعی: تو گفتی که آغوش خیال من به چه صورت است و خواب شیرین مجنون در کنار دوست پنهان نیست.
خسرو ز تو گر دل بستد صاحب حسنیخوش باش که یوسف به یکی قلب گران نیست
هوش مصنوعی: اگر خسرو از تو دل ببرد و به دیگران وابسته شود، نگران نباش. خوشحال باش که یوسف، با تمام زیباییاش، تنها یک قلب ارزشمند ندارد.