شمارهٔ ۱۳۱
هوش مصنوعی: این شعر از غم و اندوه ناشی از دوری از محبوب صحبت میکند. شاعر از زندگی در پی پسرانی که مورد علاقهاش هستند، ابراز نگرانی میکند و میگوید که همچنان به یاد آنهاست و در فکرشان زندگی میکند. به دنبال آن، شاعر به سختی زندگی و دلتنگی ناشی از جدایی اشاره میکند و نسبت به عواقب این احساسات هشدار میدهد. او تأکید دارد که در این دنیا هیچکس بهجز عاشقان واقعی نمیتواند زنده باشد و سرانجام به اندوه ناشی از این جدایی میپردازد، در حالی که به یاد عزیزانش، غم را تحمل میکند.
بیچاره کسی کو به غم خوش پسران زیستکز دیده و دل در پی ایشان نگران زیست
هوش مصنوعی: کسی که در غم فرزندانش زندگی میکند و همیشه دل و دیدهاش به دنبال آنها نگران است، در واقع بیچاره و دچار سختی است.
گر یافت کسی از لب بی خط اثر ذوقتا زیست در اندیشه ساده شکران زیست
هوش مصنوعی: اگر کسی از لب بیخط نشانی از ذوق و لذت بیابد، تا زمانی که در اندیشهای پاک و ساده زندگی کند، وجودش شکرآور خواهد بود.
همچون کمر زر همه با کوفتگی ساختآن یار که بر پشته زرین کمران زیست
هوش مصنوعی: مانند کمر زر که از کوفتگیها ساخته شده، آن یار هم بر روی پشتهای از زر زیسته است.
چون یار از آن دگران شد، بکش ای هجرزیرا نتوانیم به جان دگران زیست
هوش مصنوعی: وقتی که محبوب از دیگران شد، ای فراق، تو را فراموش نمیکنم، چون نمیتوانیم به خاطر دیگران زنده بمانیم.
چون غم کشدم زان لب و زان روی کنم یادتا چند توان بر صفت حیله گران زیست
هوش مصنوعی: وقتی که از آن لب و چهرهات غم میکشم، یاد تو را در دل نگه میدارم. تا کی میتوانم در میان آدمهای مکار و فریبکار زندگی کنم؟
اندر روش زنده دلان، زنده کسی نیستجز کشته خوبان که در آن مرده آن زیست
هوش مصنوعی: در روش و زندگی زنده دلان، تنها کسی که واقعاً زنده است، کسی است که به خاطر عشق خوبان جان باخته است. او در حقیقت از دنیای مردگان هم زندهتر است.
ترسم که بمیرد به ته کفش ملامتخسرو که به دنباله شیرین پسران زیست
هوش مصنوعی: نگرانم که خشم و دلگیری خسرو به خاطر بیتوجهیاش نسبت به شیرین، او را به نابودی بکشاند. او در پی زندگی آرامی با پسرانش است.